وقتی یوبیسافت اعلام کرد که مشغول بازسازی بازی Assassin’s Creed Black Flag است، سوالات زیادی برایم پیش آمدند؛ اما مهمترین این سوالات این بود که آیا یوبیسافت میخواهد بلک فلگ را قربانی فرمول نقش آفرینی خود کند و بهترین بازی این مجموعه در 15 سال اخیر را سلاخی کند، یا میخواهد با بازگشت به قالبی که نزد خیلی از طرفدارها محبوب است، دوباره سعی بر بازبینی نحوه توسعه عناوین آینده Assassin’s Creed بگذارد. شاید جوابی که پس از تجربه بازی Assassin’s Creed Black Flag Resynced دریافت کردم کمی پیچیدهترا ز یک بله یا خیر ساده بوده باشد، اما در این نوشته تلاش میکنم در عین بررسی خود این بازسازی، مقایسهای هم با نسخه اورجینال و چشم انداز آینده یوبیسافت داشته باشم، پس همراه کریتیک لنز باشید.
وکیل مدافع شیطان
این نقد و بررسی بر اساس نسخه مخصوص منتقدین، و پس از 45 ساعت تجربه بازی در پلتفرم PC انجام شده است.

Assassin’s Creed Black Flag Resynced
وقتی صحبت از داستان در بازیهای Assassin’s Creed میشود، اغلب اوقات یا یاد سه گانه شاهکار اتزیو میافتیم، یا هم ماجراجوییهای کاپتان ادوارد کِنوی در بلک فلگ. نکتهای که باعث منحصر بهفرد شدن بلک فلگ میشود و کاری میکند که بین تمامی بازیهای Assassin’s Creed بدرخشد، این است که یک جهان سیاه یا سفید را به نمایش نمیگذارد و از شما به عنوان مخاطب و بازیکن، میخواهد که تصمیمات اخلاقیتان را بگیرید و با آن کنار بیایید. برای مثال، شما وقتی به عنوان بایِک از سیوا، یا کانر کنوی، یا بسیاری از دیگر اسسینها بازی میکنید، اغلب اوقات به دنبال اجرای عدالت، دفاع از بشریت، و کمک به ضعفا هستید. بازی شما را در هیچ دلیمای اخلاقیای قرار نمیدهد و میتوانید با خیال آسوده از این مطمئن باشید که کاراکتر اصلیتان در هیچ دادگاه منصفی، محاکمه نخواهد شد. بازی Assassin’s Creed Black Flag دقیقا نقطه مقابل این موضوع است و با معرفی ادوارد کنوی، عمدا همان نقطه خاص قضاوت انسان را قلقلک میدهد و ترسی از این ندارد که پروتاگونیستش، یک دزد دریایی با کد اخلاقی خاص و بسیار انعطاف پذیر باشد.
ادارد کنوی به دنبال گنج است و چیزی هم جلودارش نیست. او از یک ملوان ساده تبدیل به کاپتانِ جکدا میشود، و با غارت کشتیهای اسپانیایی، بریتانیایی و پرتغالی، همه قدرتهای بزرگ عصر طلایی دزدهای دریایی را به چالش میکشد. برخی تصمیمات ادوارد از نظر اخلاقی کاملا رد میشوند، اما دقیقا همین موضوع باعث خلق یک کاراکتر خاکستری میشود که تصمیمگیری نهایی در مورد او کاملا بر عهده بازیکن است. همان لحظهای که از خفن بودن ادوارد لذت میبرید و برایش جیغ و هورا میکشید، او مثل یک رئیس مافیای خونسرد تصمیم بر کشتن افرادی کاملا بیگناه میگیرد، و کاری میکند که در تشویقهایتان کمی تجدید نظر کنید. به نظر من بازگشت یوبیسافت به بلک فلگ با Assassin’s Creed Black Flag Resynced، یک تصمیم کاملا درست و دقیق است، چون این مجموعه بازی در سال 2026 شدیدا به این چنین کاراکترها نیاز دارد و باید با توسعه شخصیتهایی که خاکستری هستند، دوباره نشان دهد که اسسین بودن مثل شمشیر دولبهای است که اگر حواستان نباشد، میتواند دست خودتان را هم ببرد.
دورهمی دزدهای (دوست داشتنیِ) دریایی
ادوارد در جریان ماجراجوییهایش با شخصیتهای مختلفی هم رو به رو میشود که تعامل او با آنها، جزو بهترین بخشهای بازی است و شاید بعضی از بهترین دیالوگها در تاریخ سری Assassin’s Creed هم بین آنها یافت شود. کاراکترهای فرعی هم مثل خود ادوارد پردازش عمیق و جذابی دارند، و دست در دست هم کمک میکنند که Black Flag از یک اسسینز کرید عالی، تبدیل به یک بازی فوق العاده شود. بازسازی بلک فلگ توانسته در یک سری محتوای جدید، شخصیتهای تازهای هم به بازی اضافه کند که هم از نظر داستانی تاثیر خوبی بر قصه میگذارند، و هم در گیمپلی بازی نقش ایفا میکنند. برای مثال شما در Resynced میتوانید چند افسر ارشد برای کشتیتان پیدا کنید که هر کدام خط داستانی و ماموریتهای خاصی دارند، و وقتی آنها را به استخدام جکدا در آورید، قابلیتهایی به کشتیتان میدهند که حین مبارزه شدیدا کاربردی هستند و میتوانند عملا شما را از مرگ نجات دهند. یکی از این کاراکترها شخصیتی با لقب پادره است، که در جوانی دزد دریایی بوده و بعدتر با توبه و استغفار، تبدیل به یک پدر روحانی شده. اهالی روستای پادره توسط جولیان د کاس کشته میشوند، و پادره برای انتقام و فرود آوردن خشم الهی بر سر دزدان دریایی گناهکار، تصمیم میگیرد که به شما ملحق شود و از کمکتان برای انتقام استفاده کند. دیگر شخصیتهای جدید هم حال و هوای مخصوص خودشان را دارند و جهان زیبای بلک فلگ را از قبل هم زیباتر میسازند.
علاوه بر این شخصیتهای جدید، کاراکترهای قدیمی هم خط داستانی جدیدی دریافت کردهاند که مهمترین آنها را میتوان استید بانت عزیز دانست. کاپتان استید بانت که در ابتدا یک تاجر ساده بود، به ریش سیاه معروف ملحق شد و بعد از کمکی دستیاری پیش این دزد دریایی افسانهای، خود صاحب یک کشتی شد و بعد از آن دیگر نفهمیدیم که چه سرنوشتی گریبان بانت را گرفت. بازی Assassin’s Creed Black Flag Resynced در یک ماموریت جدید که در منطقهای جدید با اسم Mystery Island شناخته میشود، به سرنوشت نهایی بانت میپردازد و بار دیگر قصه این شخصیت فرعی محبوب را میشنویم که قطعا یکی از بهترین بخشهای جدید ریمیک بلک فلگ است.
به وسع اقیانوس
جدا از داستان اما که قطعا یکی از نقاط قوت Assassin’s Creed Black Flag است، وقتی به گیمپلی Resynced نگاه میکنیم، ممکن است با احساسات ضد و نقیضی مواجه شویم. در وهله اول باید بگویم که گیمپلی بازی از نظر کلی واقعا بهتر شده، از پارکور و گشت زدن در شهر بگیر تا دریانوردی در جزایر کارائیب. استفاده از موتور گرافیکی انویل باعث شده حرکت کاراکترها و تعامل با محیط تا حد زیادی نسبت به نسخه اورجینال بهتر شود و گیمپلی بازی را کاملا مدرن سازد. شاید تا قبل از تجربه این ریمیک با خودتان میگفتید که بلک فلگ اصلا نیازی به ریمیک ندارد، اما توصیه میکنم خود Resynced را بازی کنید تا بفهمید که بازسازی این اثر با دقت و ظرافت انجام شده، و انگار حواس سازندگان بوده که به عنوان محبوبی مثل بلک فلگ کمتوجهی نکنند و حق مطلب را در خصوص جهان زیبای آن ادا کنند.
وقتی در جزیره هاوانا مشغول گشت و گذار هستید و میخواهید فعالیتهای مربوط به این منطقه را کامل کنید، پارکور در شهر آنقدر لذت بخش است که زیاد به فکر فست ترول نخواهید افتاد و این هم یکی دیگر از نکات مهمی است که در Resynced با آن مواجه شدم. وقتی به چند بازی قبلی Assassin’s Creed فکر میکنیم، چیزی که برق از سرمان میپراند عظمت نقشه و فواصل زیاد بین اهداف است، موضوعی که همیشه باعث میشد گزینه فست ترول همیشه یکی از اولین انتخابها باشد. حتی خود بلک فلگ که در سال 2013 منتشر شد چندان از این قاعده مستثنی نبود و نسبت به بازیهای قبل از 2013 این مجموعه، نقشه نسبتا بزرگی داشت که با گیمپلی گاهی کلنگی، باعث میشد به سفر اتوماتیک از طریق نقشه بسنده کنید. خوشبختانه Resynced این مسئله را مدنظر گرفته و کاری کرده که جهان بازی هم با زیباییاش شما را سرگرم کند، هم با محتوای جدیدی که برایتان کنار گذاشته.
دریانوردی، لذتبخشتر از همیشه
شما حالا میتوانید برخلاف نسخه اصلی، هر جای نقشه که فکرش را میکنید از کشتی پایین بپرید و به دنیای زیر آب وارد شوید، و با غواصی در عمیقترین نقاط اقیانوس، به کشف گنجهایی مشغول باشید که سالها از گم شدنشان گذشته است. این مکانیک جدید با چند سیستم تازه دیگر ادغام شده که جذابیت کشف گنج در زیر آب را بیشتر میکند. برای مثال حالا کوسهها پشت سر هم به شما حمله نمیکنند و با هر حمله آنها یک QTE یقهتان را نمیگیرد، و حتی میتوانید برای پنهان ماندن از چشم این شکارچیهای خونخوار، با گروههایی از ماهیهای کوچک استتار کنید و از چشم کوسه دور بمانید. شکار کوسه و نهنگ هم با تغییرات جزئی همراه بوده که در هر حال تجربه شما از این فعالیت فرعی را هم بهبود میدهد و کاری میکند که وقت بیشتری را برای این کارها صرف کنید.
خود دریانوردی و سفر یا مبارزه با کشتی هم دچار بازبینیهایی شده که شاید در نگاه اول چندان بزرگ به نظر نرسند، اما در تجربه کلی بازیکن تاثیر میگذارند. در Resynced شما حین مبارزه با کشتی دشمن تنها نیستید و هر آن امکان دارد که طوفان یا رعد و برق به کمک شما یا حریفتان بیاید و نتیجه نبرد را در یک لحظه تغییر دهد. این نوع تعاملهای با محیط جزو موارد جدیدی هستند که پیش از این در بلک فلگ ندیده بودیم و حال به لطف مدرن سازی بازی، به Assassin’s Creed Black Flag Resynced اضافه شده است.
گیمپلی خوبی که میتوانست عالی باشد
در میان این همه نکته مثبت اما، مایه ناراحتی است که اشاره کنیم چند مورد ناخوشایند هم وجود دارند که ای کاش نبودند، تا بازی Assassin’s Creed Black Flag Resynced به عنوان یک اسسینز کردی بینقص معرفی میشد و میتوانستیم حتی به آینده این سری هم بیش از پیش امیدوار باشیم. اگر نسخه اصلی بلک فلگ را بازی کرده باشید، حتما مبارزات بینظیر این عنوان را به یاد دارید. شما میتوانستید از انواع روشهای مبارزه استفاده کنید، از مشت انداختن گرفته، تا مبارزه با دو هیدن بلید، یا حتی برداشتن تفنگ دشمن از روی زمین و شلیک به سمت خودشان. این موارد کاری میکردند که مبارزات در بازی Assassin’s Creed Black Flag یکی از بهترین و متنوعترینها در کل سری باشد، و ادغام آن با جنگهای دریایی، برای اولین بار اسسینز کرید را تبدیل به بازیای کرد که از یک ترکیب عالی جنگی استفاده میکرد که در هر دو حرفهای زیادی برای گفتن داشت. ریمیک این بازی، یعنی Assassin’s Creed Black Flag Resynced، همه این مکانیکها را کنار گذاشته و آنها را با چند سیستم سطحی و نه چندان قابل توجه جایگزین کرده است. در Resynced شما نه میتوانید از هیدن بلید برای مبارزه تن به تن استفاده کنید، نه دشمن را Grab & Throw کنید، و نه از تفنگهای روی زمین استفاده کنید. بازی به دلیل مدرن شدن و استفاده از موتور گرافیکی نسخههای اخیر، سیستم مبارزات آنها را هم تقلید کرده که نتیجه واقعا چیز خوشایندی نیست.
شاید اگر بلک فلگ ریسینکد یک بازی کاملا جدید بود و نه ریمیک یک اثر دیگر، این سیستم مبارزات را حتی یک خبر خوش برای مجموعه میدانستم، چون یوبیسافت بالاخره تصمیم گرفته استفاده از هیدن بلید برای Assassinate کردن دشمنها نیازی به آپگرید قدرت شما ندارد، و مبارزه تن به تن میتواند با پری و جاخالی، خیلی سریعتر از بازیهایی مثل Shadows یا Valhalla پیش برود، ولی از آنجایی که بلک فلگ در همان سال 2013 یک سیستم کامبت بینظیر داشت، نمیتوانیم این مقایسه را انجام ندهیم و چشممان را روی این تغییرات کاملا غیرلازم و حتی مضر ببندیم. Resynced با حذف همه آن مکانیکهای یاد شده، چند مورد جدید را به مبارزه اضافه کرده که برای مثال میتوانید با آنها به دشمن لگد بزنید یا برایش پا بیندازید، که ترکیبی از همه آنها را در چند بازی قبل هم دیده بودیم و عملا با هیچ چیز جدیدی مواجه نیستیم که جایگزین واقعی سیستم کامبت اورجینال بوده باشد.
گذشته را رها کن
موضوعی که در ابتدای تجربه این ریمیک چندان به چشم نمیآمد، اما رفته رفته بیشتر قابل توجه شد، استفاده از UI تکراری Assassin’s Creed Shadows است، که مخصوصا در ترکیب با مبارزات بیشتر اذیتکننده میشود. در حالت عادی شاید مخاطب کژوال مشکلی با این موضوع نداشته باشد و با خود بگوید که خب، رابط کاربری که خیلی مهم نیست و میتوان با آن کنار آمد، و شاید حتی مثل من با خودتان بگویید که استفاده از سیستم قطب نما به جای مینی مپ، تصمیم درستی است و حال و هوای دزد دریایی بودن را بیشتر به بازیکن القا میکند. با پیشرفت بازی اما این احساسات هم کم کم خاموش میشوند و متوجه میشوید که این انتخاب نه خلاقانه، بلکه اشتباه و عامدانه بوده، چرا که انگار خبر از آیندهای میدهد که یوبیسافت برای اسسینز کرید در نظر گرفته و میخواهد همه آنها را در یک قالب مشابه منتشر کند، طوری که وقتی هر بازی را تجربه میکنید، صرفا شاهد داستان و اتمسفر متفاوت باشید، و رابط کاربری تکراری و یکسان در بازیها با بهانه «حضور در سیستم Animus» توجیح شوند.
حین مبارزه با دشمنانتان، کافی است دو دکمه ثابت را اسپم کنید و هر از گاهی هم برای تنوع دادن به مبارزات، از لگد و قلاب استفاده کنید که نهایتا تا یک جایی شما را سرگرم میکنند و بعد از چند بار استفاده، هیچ اشتیاقی برای استفاده از آنها نخواهید داشت. متاسفانه سیستم مبارزات بازی دچار یک داونگرید اساسی شده است که گرچه امیدوارم در بازیهای بعدی بهتر شود، اما تقریبا میتوان مطمئن بود که یوبیسافت تصمیم گرفته که دیگر مبارزات اکشن و سینمایی را وارد اسسینز کرید نکند و به همان فایتهای فانتزی و امتیازمحور کفایت کند.
با وجود این تغییر ناگوار نسبت به نسخه اورجینال، همه تغییرات هم ناراحت کننده نیستند و حتی یکی از آنها شاید بهترین چیزی باشد که در این بازسازی «اصلاح» شده است. اگر یادتان باشد بازی Assassin’s Creed Black Flag تا حد زیاد و سردردآوری از مراحل تعقیب هدف استفاده میکرد و تقریبا در هر ماموریت، حداقل با یک تعقیب هدف رو به رو بودیم. جدا از اینکه این نوع مراحل خود یک سیستم اشتباه در بازیهای ویدیویی هستند و هنوز هم کسی نتوانسته نسخه قابل تحملی از آنها را ارائه دهد، بلک فلگ روی ازدیاد آنها تمرکز میکرد و همین باعث میشد طراحی مراحل بازی کاملا زیر سوال برود. خوشبختانه Resynced توانسته این مراحل را دستخوش تغییرات بزرگی کند. از این به بعد دیگر لازم نیست شما همه اهدافتان را تا انتها دنبال کنید و با از دست دادنشان برای چند ثانیه، با شکست ماموریت مواجه شوید. Resynced به شما اجازه میدهد همان ابتدای کار هدفتان را بکشید، نوشته یا اطلاعات لازم را با لوت کردن او به دست آورید، و ماموریتتان را ادامه دهید. این تغییر به نظر ساده تاثیر بسیار بزرگی در روند و پیسینگ بازی میگذارد، و به تنهایی درصد زیادی از حوصله سربر شدن بازی در اواسط داستان را از بین میبرد.
کارائیب، چشمنوازتر از همیشه
یکی دیگر از مواردی که به کمک لول دیزاین بازی آمده، پیشرفت واضح جلوههای بصری است. یوبیسافت با این ریمیک یکی از زیباترین بازیهای اسسینز کرید را از قبل هم چشم نوازتر کرده، و طوری محیط و فضای اطراف ادوارد کنوی Overhaul شده که واقعا کمتر ریمیکی با این کیفیت و پیشرفت بصری دیدهام که در عرصه مسائل فنی هم کم نیاورده باشد. بازی به لطف انجین جدید هم کیفیت لازم برای نسل نهم بازیهای ویدیویی را دارد، و هم آنقدر اشکالات فنی کمی دارد که در این دوره از بازیها واقعا شگفت آور است. عملکرد فنی بازی حتی با آخرین تنظیات ریتریسینگ نیز جای تحسین دارد و هیچ افت فریم شدیدی را در بازی شاهد نیستیم. این مخصوصا زمانی به چشم میآید که در محیطهای شلوغ قرار گرفته باشید، تعداد NPCها زیاد باشد، و نبردهای شدیدی نیز در حال رخ دادن باشند؛ برای مثال زمانی که با چند کشتی میجنگید و بعد از تبادل آتش، با خدمه به کشتیشان حمله میکنید تا آن را تصاحب کنید. با وجود جزئیات زیاد در چنین مئاقعی، بازی از نظر فنی کم نمیآورد و به خوبی از پس شلوغیها بر میآید که به نوبه خود جای تحسین دارد. قطعا با بهروزرسانیهای روز عرضه این عملکرد بهتر هم خواهد شد و کاربران کنسولی نیز احتمالا با هیچ مشکل خاصی در این زمینه مواجه نخواهند شد.
صداگذاریها و صد البته صداپیشگیها نیز همچنان از بهترین موارد ممکن در بازی هستند، و لاینها و دیالوگهای جدیدی که برای Resynced ضبط شدهاند، با وجود گذشت تقریبا 13 سال از عرضه بازی، کیفیت بالایی دارند و انگار صداپیشهها هنوز هم در همان روزهای ابتدایی حضور داشتهاند و وظیفهشان را فراموش نکردهاند.
در نهایت میتوان بازی Assassin’s Creed Black Flag Resynced را یک بازگشت لذت بخش به روزهای اوجی دانست که یوبیسافت در نسلهای قبل تجربه کرده بود. این بازسازی خبر از موفقیتهایی دارد که یک بار اتفاق افتاده بودند و اگر تیم سازنده به اندازه کافی به حرف طرفدارانش گوش دهد، میتواند دوباره اتفاق بیفتد. Resynced دقیقا همان چیزی است که فرنچایز Assassin’s Creed این روزها به آن نیاز داشت و میبایست از آن استفاده میکرد. بازی در همه ابعاد بجز سیستم مبارزات به وضوح پیشرفت داشته و کاری کرده که دلمان محتوای بیشتری از این مجموعه بخواهد.


















