فیلم اتاقهای پشتی (Backrooms) توسط یوتیوبر 21 ساله، کین پارسونز (Kane Parsons) ساخته شده است. کین ابتدا در کانال یوتیوب خود یک سریال مستقل با همین موضوع تولید و منتشر کرد. سپس کمپانی A24 با او قرارداد بست تا یک فیلم بلند در این جهان بسازد. درنهایت ویدیوی تحت وب اتاقهای پشتی، با بودجه 10 میلیون دلاری توسط کمپانی A24 به یک اثر سینمایی تبدیل شد.
فیلم اتاقهای پشتی در ژانر ترسناک قرار میگیرد؛ اما نوع ترس آن بیشتر یک کابوس روانشناختی است. روایت داستان از حالت خطی خارج شده و درکل با فرم متفاوتی از فیلم ترسناک مواجه هستیم. آیا این ساختارشکنی قواعد فیلم ترسناک توانسته به یک پروژه موفق تبدیل شود یا خیر؟
با کریتیکلنز همراه باشید تا به نقد و بررسی فیلم Backrooms(اتاقهای پشتی)، دنیایی بینهایت و مرموز بپردازیم.
فضای ناشناخته و بیقاعده
یک موسسه تحقیقاتی روی پروژهای کار میکند که مربوط به فضایی جدید است. فضایی به نام اتاقهای پشتی که محدودیت مکانی ندارد و میتوان از چنین ویژگیای سود اقتصادی کلانی برد؛ اما قوانین این اتاقهای پشتی (Backrooms) ناشناخته هستند. تاکنون چندین نفر در این فضا قربانی شدهاند.
هشدار: این متن حاوی اسپویل است!
دکتر کلاین
کلاین یک روانپزشک است که خودش تروماهای کودکی دیده است. او مادری روانپریش داشت که از فضای بیرون وحشت میکرد و درنهایت کارش به تیمارستان کشید. همین نکته میتواند سر نخی باشد که کلاین قرار است با آسیبهای روانیاش در طول فیلم مواجه شود.
گویا کلاین یک روانپزشک موفق است. او یک دوره تغییر ذهنیت طراحی کرده که تبلیغش در تلویزیون پخش میشود. خود مری کلاین وقتی این تبلیغ را میبیند، نگاه ناامیدانهای به آن دارد. بعد از تبلیغ، نما به سنگ اثر دست مری کلاین میرود.
این سنگ یادآوری کودکی مری است. تکه سیمانی از زمانی که مادر مری خانهشان را تبدیل به زندان کرده بود، به جا مانده است. با اینکه آن خانه همان ابتدای فیلم به طور کامل تخریب شد، ولی اثر آن روی ذهن مری به این راحتی پاک شدنی نیست.
کلارک
کلارک یک مهندس معمار است. او در حوزه تخصصش نتوانست به موفقیت برسد. سپس یک فروشگاه مبلمان زد. آنجا نیز در جذب مشتری مشکل دارد. زندگی شخصی کلارک هم آسیب دیده است. همسر کلارک او را از خانه خودش بیرون کرده است. حال کلارک برای جلسات رواندرمانی نزد کلاین آمده است.
مشکل اصلی کلارک این است که مسئولیت کارها را بر عهده نمیگیرد. او از گردن گرفتن تقصیرات فراری است و همیشه دیگران را برای وضعیت موجود مقصر میداند. اعتیاد به الکل و عدم کنترل بر احساسات، اثرات جانبی این فرار از مشکل هستند.
نقد سریال اسپایدر نوآر (Spider-Noir)
فیل
فیل (Phil) پژوهشگر شرکت Async است که پروژه Backrooms را در دست دارد. او از وجود اتاقهای پشتی باخبر است و قصد دارد راز این فضا را کشف کند. شرکت Async میخواهد با غلبه بر قوانین حاکم بر Backrooms، از آن استفاده تجاری کند. میتوان هر اتاق را به یک نفر اجاره داد و یک منبع درآمد بینهایت از این فضا ساخت.
کلاین و کلارک هردو تحت نظر فیل هستند. او آنها را مثل موش آزمایشگاهی نظارت میکند و منتظر خروجی اعمالشان است. در ظاهر نقش منفی اصلی فیل است. اما او نیز زیر دست شرکت Async کار میکند. با توجه به اینکه قرار است قسمتهای بعدی از Backrooms ساخته شود، احتمالا با شخصیتهای جدیدی مثل رئیس شرکت آشنا شویم.
اتاقهای پشتی (Backrooms)
وقتی کلارک دارد تلویزیون نگاه میکند، ناگهان تصویر به یک اتاق زردرنگ قطع میشود. او برق را برای یک لحظه قطع میکند که میبیند یک باریکه نور زرد از پشت دیوار فروشگاه میتابد. او از آن دیوار عبور میکند و وارد فضای پشت آن میشود.
این معمار شکستخورده اشیاء و صداهای بیربط به هم را مشاهده میکند. او پس از جستجوی اتاقهای غیر طبیعی، بالاخره راهش به فضای واقعیت را پیدا میکند. نمای عجیبی که در این سکانس مشاهده میکنیم، این است که فیل از پشت تلویزیون دارد کلارک را در اتاقهای پشتی میبیند.
در جلسه تراپی، کلارک کشف Backrooms را برای دکتر کلاین تعریف میکند. کلاین ابتدا باور نمیکند. به همین خاطر، کلارک تصمیم میگیرد دوباره به آنجا برود؛ اما اینبار فیلمبردار و دوستش را هم با خود میبرد. با فیلم گرفتن از فضای پشت دیوار حرف کلارک به دکتر کلاین ثابت میشود.
ظهور هیولا
در جریان فیلمبرداری از اتاقهای پشتی، هیولای اتاق بیدار میشود و فیلمبردار را میکشد. فیلم به گذشته مری کلاین کات میخورد. میبینیم که مادر مری وحشت شدیدی از فضای بیرون خانه داشته است. برونهراسی (Agoraphobia) ترس از فضاهایی است که هنگام گرفتاری، کمک در دسترس نخواهد بود.
سپس به واقعیت حال برمیگردیم. کلارک یک پیام صوتی برای کلاین گذاشته که دیگر به جهان واقعی برنمیگردد. کلاین پس از فهمیدن این موضوع سری به مغازه کلارک میزند و میبیند مدتهاست کسی در این فروشگاه فعالیتی نداشته است. نامهها روی هم تلنبار شدهاند و حتی درب فروشگاه باز گذاشته شده است.
در این بین یک پلان عجیب دیگر میبینیم که فیل هنگام تماشای تلویزیون، تبلیغ فروشگاه مبلمان کلارک را میبیند و خشکش میزند. انگار که یک تکه از معما برایش نمایان شده باشد.
کلاین ورودی اتاقهای پشتی (Backrooms) را پیدا میکند. او دل را به دریا میزند و خودش هم وارد فضای پشتی میشود. منطق حکم میکرد کلاین قبل از ورود به چنین فضای ناشناختهای، با آدمهای دیگری هماهنگ کند تا از او پشتیبانی کنند؛ اما الان خودش است و خودش.
کلاین با کلارک در بک رومز دیدار میکند. کلارک طوری به آن فضا عادت کرده گویی سالهاست در آنجا زندگی میکند. در تئوری Backrooms، علاوه بر قواعد مکان، زمان نیز به هم میریزد و ممکن است یک روز عادی در اتاقهای پشتی، معادل یک سال باشد.
کلارک، دکتر کلاین را بیهوش میکند و او را به یک اتاق دیگر میبرد. در این سکانس، یک فلشبک دیگر به کودکی کلاین میخورد که مادرش را در تیمارستان میبیند. سپس اتاق کودکیاش پله پله به اتاقهای پایینتر قطع میشود. هر پله که پایین میرویم جزئیات اتاق کمتر میشود تا اینکه به اتاق زردرنگ معروف میرسیم.
کلارک یک میز ناهارخوری چیده است که دو طرف آن خودش و کلاین حضور دارند. کلاین با طناب به صندلی بسته شده است. افراد دیگری هم حضور دارند که شبیه یک خاطره محو هستند و فرم ظاهریشان به هم ریخته است.
کلارک از کلاین میخواهد قبول کند که مشکلات تقصیر او نیست و نیازی به تغییر ندارد. کلاین هم میپذیرد که برای تغییر رفتار کلارک تلاش نکند. در این لحظه هردو شخصیت یک حالت از رهایی تجربه میکنند. ناگهان هیولای Backrooms دوباره ظاهر میشود.
در این سکانس چهره هیولا را میبینیم که نسخه بدشکلتر از خود کلارک است. هیولا کلارک را میکشد و دنبال مری کلاین میافتد. کلاین فرار میکند. پس از عبور از اتاقهای مختلف، کلاین با سنگ دوران کودکیاش به صورت هیولا میکوبد و میتواند از دست آن موجود بدقواره نجات پیدا کند.
هیولا در اوج خطرناک بودن، چهرهای مغموم داشت و نالهای دردناک سر میداد. این نشان میدهد هیولا که کلارک باشد، در لحظه قتل هم خودش را بیگناه و مظلوم میبیند.
کلاین پس از فرار از Backrooms توسط نیروهای شرکت Async، دستگیر میشود. فیل باز هم با حضورش، صحنهای عجیب و مبهم را شکل میدهد. حرفهای فیل به کلاین نشان از این دارد که شرکت Async به دنبال کنترل و استفاده بیخطر از اتاقهای پشتی است.
در آخر کلاین یک لبخند همراه با آرامش میزند و دست از گوش کردن به حرفهای فیل برمیدارد. در نمای پایانی فیلم هم نسخه کمجزئیات و بههمریخته مری کلاین را در اتاقهای پشتی میبینیم.
داستان فیلم چه بود؟!
در تحلیل داستان فیلم باید جنبه خط روایی را از مفاهیم نمادین جدا کنیم. داستانی که در ظاهر روایت میشود خب واضح است. فضای ناشناختهای به نام اتاقهای پشتی (Backrooms) سر از جهان واقعیت درآورده است. یک شرکت تحقیقاتی به دنبال کشف اسرار این فضا است. در این بین هم یک بیمار روانی و یک رواندرمانگر به طور اتفاقی به داخل این فضا کشیده میشوند.
اما این داستان ظاهری هیچ معنا یا جذابیتی ندارد. برای درک قصه مجبوریم نمادهای فیلم را ترجمه کنیم. تئوریهای مختلفی برای رمزگشایی فیلم ارائه شده که تقریبا هیچکدام به طور کامل نمیتواند یک جواب صد درصدی برای توضیح فیلم باشد.
سناریویی که من بیشتر آن را میپسندم این است که بیمار واقعی خود مری کلاین بوده است. این یعنی فیل، دکتر درمانگر کلاین است و شرکت Async در واقع تیمارستان است. کلارک هم احتمالا فقط در ذهن کلاین بوده و حضور واقعی نداشته است.
برداشت من این است که کلاین تبلیغ فروشگاه مبلمان را در تلویزیون دیده است. شخصیت کلارک را در ذهن خود پرداخته و آن را زندگی میکند. در نمایی که از مغازه مبل فروشی میبینیم، پسزمینه شامل کوههای سرسبز و درختان و یک بالن زردرنگ است. کیفیت پسزمینه پایین است؛ انگار که یک تصویر روی مقوا چاپ شده است. این صحنه به عمد غیرواقعی طراحی شده است.
فیل هم در سکانس اول حضورش، ذهن کلاین را تحت نظر داشته است. وقتی هم که در تلویزیون این تبلیغ را میبیند متوجه میشود کلاین شخصیت کلارک را از کجا الهام گرفته است.
سکانسی که اتاق بچگی کلاین پله پله پایین میرود تا به اتاق زردرنگ میرسد، دقیقا نشان میدهد که اتاقهای پشتی، خاطره محوی است که در ذهن کلاین باقی مانده است.
پس فیلمبردار و دوستش چه میشوند؟ ببینید یک تصویر در فیلم وجود دارد که آگهی گم شدن این دو نفر را نشان میدهد؛ پس در جهان واقعیت این دو نفر ناپدید شدهاند و نمیتوانیم بگوییم فقط در ذهن کلاین حضور داشتهاند. به نظر من کلاین این دو نفر را به قتل رسانده است. حتی کلارک هم در جهان واقعی به قتل رسیده است؛ چرا که درب فروشگاه مدتها باز مانده و نامهها تلنبار شده بود.
مسئله این است که خط زمانی این قتلها احتمالا مربوط به گذشته است. زمانی که کلاین دستگیر میشود، فیل سعی میکند با مرور خاطرات کلاین، او را با واقعیت مواجه کند؛ ولی در آخر کلاین دوباره به پناهگاه ذهنی خود (که همان Backrooms است) رجوع میکند.
ممکن است در قسمتهای بعدی که از اتاقهای پشتی ساخته میشوند، سناریوی داستان به کل عوض شود؛ ولی با این حد از اطلاعات موجود، بنظرم این تئوری بیشتر روند فیلم را توجیه میکند.
نقد انیمیشن مزرعه حیوانات (Animal Farm)
تحلیل کلی
فیلم Backrooms فرم جدیدی از فیلمسازی را تجربه میکند. ترس این فیلم براساس اختلالات روانی است. بنابراین شاهد لحظات انفجاری نخواهیم بود. فیلمساز از تکنیک فیلم پیدا شده (Found Footage) استفاده میکند تا حس و حال داستان را به واقعیت نزدیکتر کند. اصل ایده Backrooms هم که در یوتیوب منتشر شد هم با همین تکنیک ساخته شد.
در این تکنیک، شخصیت راوی با دوربین از حوادث فیلم میگیرد و بعد بعنوان مدرک از آن استفاده میشود. ولی در این فیلم مخاطب حتی به دوربین داخل فیلم هم اعتمادش را از دست میدهد. جایگاه بیمار روانی مرتب تغییر میکند و صحنهها آنقدر مبهم هستند که فیلمی که با دوربین توسط فیلمبردار گرفته شد انگار یک تکه پازل است که به هیچ قسمتی از پازل نمیخورد.
اتاقهای پشتی در مطرح کردن معما کارش خوب است؛ ولی در پاسخ دادن به آن افتضاح عمل میکند. اینکه در دادن اطلاعات خساست به خرج بدهی و برای قسمتهای بعد نگه داری، علاوه بر آسیب به فیلم، از نظر اقتصادی هم اشتباه است. با این وضعیت هم قسمت اول آنطور که باید محبوب نشد و هم از تماشاگران قسمتهای بعدی کم میشود.
پس ایراد اصلی فیلم بی سر و ته بودن آن است. بجز این مورد، دو سوم اول فیلم بسیار کند و خستهکننده است. شرط اول یک فیلم خوب، این است که بیننده را سرگرم کند. سازندگان میتوانستند شخصیتپردازی را مفصلتر انجام دهند که هم احساس مخاطب بیشتر برانگیخته شود و هم حوصلهاش سر نرود.
نکته قوتی که فیلم دارد، ایجاد فضای آزاردهنده و القای حس برونهراسی (آگورافوبیا) است. در اتاقهای پشتی هیچ قاعده مشخصی وجود ندارد و کسی که آنجا گیر میافتد، معلوم نیست چطور میخواهد خودش را نجات دهد. انسان در چنین ترسی دلگرم به هیچ کمکی نیست.
در کل این فیلم ممکن است طرفداران خودش را داشته باشد؛ ولی من به شخصه طرفدار داستانهای سرراست و منسجم هستم. کین پارسونز که اولین تجربه فیلمسازیاش بود (البته با کمک عوامل باتجربه) قدم رو به جلویی گذاشته است. این یوتیوبر 21 ساله هنوز مسیر زیادی دارد تا تبدیل به یک کارگردان خوب شود.
نقد و بررسی فیلم Backrooms(اتاقهای پشتی)
کارگردان: Kane Parsons
تاریخ ایجاد شد: ۱۴۰۵-۰۳-۰۵ ۰۲:۱۰
5
مزیتها
- طراحی فضای آزاردهنده و القای حس ترس از فضا
- نمایش دقیق جنبههای بیماریهای روانشناختی
معایب
- ریتم بسیار کند و خستهکننده
- پاسخ ندادن به معماهای مطرح شده
- شخصیتپردازی ناقص







