انیمیشن مزرعه حیوانات (Animal Farm 2025) پروژهای بود که اندی سرکیس از سال 2011 به دنبال ساخت آن بود. سرانجام و پس از کش و قوسهای فراوان، این انیمیشن در سال 2025 روی پرده آمد.
این نسخه از داستان، یک برداشت آزاد از کتاب قلعه حیوانات نوشته جورج اورول (George Orwell) است. فضای انیمیشن نسبت به کتاب کودکانه و شادتر است. همچنین المانهای روز مثل تکنولوژی در این انیمیشن به تصویر کشیده شده است.
اندی سرکیس نقشهای معروفی همچون گالوم در دنیای ارباب حلقهها و یا سزار در سری سیاره میمونها بازی کرده است. بدون شک این نقشآفرینیهای سرکیس در تاریخ سینما به یاد ماندنی است؛ اما وی در کارگردانی تاکنون نتوانسته است خودی نشان بدهد.
باید دید آیا اندی سرکیس با این پروژه که ساختش طولانی مدت شد، اثر جذابی خلق کرده است یا شاهد یک شکست سینمایی خواهیم بود؟
با کریتیکلنز همراه باشید تا به نقد و بررسی انیمیشن قلعه حیوانات 2025، نسخهای کودکانه از یک داستان سیاسی بپردازیم.
نقد سیاسی در جهان کودکانه
خلاصه داستان
آقای جونز صاحب مزرعه مانور است. او بدهیهایش را به بانک پرداخت نکرده و به جایش میخواهد حیوانات مزرعه را بفروشد. این یعنی مقصد بعدی حیوانات کشتارگاه است. حیوانات مزرعه به رهبری یک خوک به نام اسنوبال علیه آقای جونز شورش میکنند و او را از مزرعه مانور فراری میدهند. آنها نام مزرعه مانور را به قلعه حیوانات تغییر میدهند.
هشدار: این متن حاوی اسپویل است!
لحظه خیزش
حیوانات ابتدا فکر میکنند قرار است به خانه خنده (laughterhouse) بروند؛ اما حرف اول کلمه پنهان مانده بود. اسنوبال کلمه کامل را میخواند که «کشتارگاه (Slaughterhouse)» نوشته شده است. او سپس با شعار آزادی سایر حیوانات را برمیانگیزد که علیه صاحب مزرعه قیام کنند.
هفت فرمان اصلی
اسنوبال پس از آزادی مزرعه حیوانات، قوانین جدیدی را ترسیم میکند که شامل موارد زیر است:
هر موجودی که روی دو پا راه میرود، دشمن است.
هر موجودی که روی چهار پا راه میرود یا بال دارد، دوست است.
هیچ حیوانی نباید لباس بپوشد.
هیچ حیوانی نباید در تخت بخوابد.
هیچ حیوانی نباید الکل بنوشد.
هیچ حیوانی نباید حیوان دیگری را بکشد.
همهٔ حیوانات برابرند.
برای حیواناتی هم که یادگیری همه این قوانین برایشان سخت بود، یک شعار ساده تعیین شد: «چهارپا خوب، دوپا بد». روند مدیریت حیوانات بر مزرعه ابتدا به خوبی پیش رفت. محصولات مزرعه برای خود حیوانات بود و فروش یا ذخیره آن براساس منافع حیوانات انجام میشد.
جایی که ورق برگشت
ناپلئون یک گله سگ را که از مادر خود جدا شده بودند پیدا و بزرگ کرده است. سگها اکنون به ناپلئون وفادارند. همین، عامل قدرتی بود که ناپلئون با آن توانست بر رقیبش اسنوبال برتری بیابد. ناپلئون برای اسنوبال پاپوش دوخت و او را از مزرعه حیوانات (Animal Farm) بیرون کرد.
نقد و بررسی سریال Spider-Noir(اسپایدر نوآر)
اکنون ناپلئون برای مزرعه تصمیم میگیرد. حیوانات محصولاتشان را در بازار میفروشند و سود خوبی هم بدست میآورند؛ اما این درآمد فقط به جیب خوکها میرود. آنها در شهر میچرخند و انواع وسایل را میخرند. حتی لاکی هم که قهرمان داستان است، غرق لذت شده و آرمانهای اسنوبال را فراموش کرده است. به مرور تمام قوانین قلعه حیوانات شکسته میشوند و دیگر چیزی از انقلاب اولیه حیوانات باقی نمیماند.
پس از ولخرجی خوکها، پول قلعه حیوانات ته میکشد. ناپلئون برای پول بیشتر، مزرعه را به پیلکینگتون (Pilkington) واگذار میکند. پیلکینگتون یک سرمایهدار است که همه زمینهای منطقه را از آن خود کرده و فقط قلعه حیوانات باقی مانده است.
نقطه امید
حیوانات مزرعه به فروپاشی نزدیک هستند. باکسر پس از تلاش برای نجات یکی از کارگران شرکت پیلگینکتون مصدوم میشود. ناپلئون او را به یک شرکت تولید چسپ میفرستد. اینگونه دیگر باکسر هم که برای حیوانات سنگ تمام میگذاشت از صحنه حذف شد.
جایی که امید به داستان برمیگردد، تغییر نگاه لاکی است. از طرفی پاف، دوست لاکی، زیر پا گذاشتن قوانین را به لاکی گوشزد میکند؛ از طرف دیگر وقتی لاکی میفهمد که ناپلئون میخواهد تمام حیوانات غیر از خوکها را بفروشد، تصمیم میگیرد جلوی او را بگیرد.
لاکی با همکاری بقیه حیوانات مواد آتشبازی را در سد جاگذاری و آن را منفجر میکنند. یک سیل راه میافتد که ناپلئون و پیلکینگتون را در آب غرق میکند. بقیه حیوانات نجات مییابند. بار دیگر مزرعه حیوانات (Animal Farm) فرصت دارد خودش را بازسازی کند.
پیشزمینه
حکومت روسیه تا زمان جنگ جهانی اول به صورت پادشاهی تزاری بود. شخص تزار نفر اول حکومت و قدرتمندترین شخص سیاسی بود. نابرابری شدید بین اشراف و دهقانان و و چند عامل دیگر، یک موج مخالفت سیاسی با حکومت تزاری برپا کرد. در جنگ جهانی اول هم روسیه ضربات سنگینی خورد و اوضاع برای مردم بسیار بدتر شد.
با این شرایط بود که نیکولای دوم، آخرین تزار روسیه، از سلطنت کنارهگیری کرد و انقلاب اکتبر 1917 به ثمر نشست. لنین و تروتسکی از رهبران این جنبش بودند. پس از مرگ لنین، استالین به قدرت اول شوروی تبدیل شد و تروتسکی را از صحنه حذف کرد. با روی کار آمدن استالین، فضای سیاسی شوروی روز به روز محدودتر شد.
جورج اورول، نویسنده کتاب قلعه حیوانات (Animal Farm)، داستانش را کاملا نمادین و براساس انقلاب سرخ شوروی نوشته است (ترجمه صحیح عنوان کتاب، «مزرعه حیوانات» است). در این داستان، ما شاهد نقد شدیدی بر سیستم کمونیسم اجرا شده توسط استالین هستیم.
جالب اینجا است که اورول خود طرفدار سوسیالیسم دموکراتیک بود و مخالفتی با انقلاب علیه نظام سلطنتی نداشت. چیزی که وی را به چنین نقد کوبندهای وا داشت، جنگ قدرت و استفاده ابزاری از ایدئولوژی بود. حاصل این نقد یک رمان تلخ و تراژدی به نام قلعه حیوانات (Animal Farm) شد.
نمادها
بارزترین شخصیتی که در داستان قلعه حیوانات به تصویر در آمده، ناپلئون است. ناپلئون یک خوک خوشزبان اما غیر قابل اعتماد است. او پس از انقلاب حیوانات، رقبای خود را حذف کرد و به تنهایی بر روی صندلی قدرت نشست. ناپلئون برگردانی از استالین است.
اسنوبال (Snowball) یک خوک باسواد و متفکر است. او اقداماتی که به نفع حیوانات است را دنبال میکند؛ ولی علیرغم محبوبیتش، توسط ناپلئون از صحنه قدرت حذف میشود. این ماجرا عینا پس برای تروتسکی افتاد.
اسکوئیلر (Squealer) یک خوک زیر دست ناپلئون است. او تمام اتفاقات را طوری تحریف میکند که به تبلیغی برای ناپلئون تبدیل شود. در زمان استالین رسانههای شوروی نیز کاملا در خدمت او بودند و از استالین یک رهبر بینقص ساختند.
باکسر (Boxer) اسبی زحمتکش است. او به حرفهای ناپلئون اعتماد دارد و نمیتواند خودش شرایط را تحلیل کند. در نهایت هم آنقدر مورد سوءاستفاده ناپلئون قرار میگیرد که از پا در میآید. باکسر بیشتر نماد قشر کارگر جامعه است که بدون اعتراض وظایف خود را انجام دادند ولی وضعیت زندگیشان روز به روز بدتر شد.
بنجامین (Benjamin) یک الاغ باسواد است که هر آنچه پشت پرده بود را فهمیده است. ولی او همیشه با خستگی و ناامیدی حرف میزند و تلاشی برای تغییر جریان نمیکند. بنجامین را میتوان به قشر باسوادی نسبت داد که با اتفاقات دوره استالین مخالف بودند اما کاری در این زمینه نکردند.
گوسفندان هم نماد گروهی هستند که فقط شعارها را تکرار میکردند و پیرو جریان غالب بودند. استالین علاوه بر ایجاد ترس، چند مؤلفه مهم از جمله پیروزی در جنگ مقابل آلمان، صنعتی شدن کشور و فعالیت شدید رسانهای را داشت. همه اینها به محبوبیت او بین افراد متعددی از جامعه کمک میکرد.
سگها نماد نیروی سرکوب وفادار به استالین هستند. استالین با این قدرت توانست از محبوبیت رقبایش عبور کند و خودش همهچیز را دست بگیرد
در آخر هم آقای جونز (Mr. Jones) نماد حکومت تزاری و نیکولای دوم، آخرین تزار روسیه است. در دوره او همهچیز رو به زوال کشیده شده بود. مردم دیگر تحمل سلطنت چندصد ساله تزارها را نداشتند.
شخصیتهای جدید
در انیمیشن Animal Farm(مزرعه حیوانات) چند شخصیت جدید به داستان اضافه شده است. مهمترین آنها لاکی (Lucky) است. لاکی یک عضو نسل جدید از جامعه حیوانات است. وی هم سواد بالایی دارد و هم برای ایستادن مقابل جریان غلط باانگیزه است.
شخصیت پاف هم توسط سازندگان انیمیشن به داستان اضافه شده است. او وقتی از رفتار تبعیضآمیز و شکستن قوانین توسط بقیه خوکها ناامید میشود آنها را ترک میکند. این کار باعث بیدار شدن وجدان لاکی میشود و علیه ناپلئون اقدام کند.
پیلکینگتون هم که یک میلیاردر قدرتمند است، برای بدست آوردن قلعه حیوانات با ناپلئون برای اجرای نقشههایش همکاری میکند.
این شخصیتها روند داستان را به کل عوض میکنند. کتاب جورج اورول پایانی تلخ و ناامیدکننده دارد؛ درحالی که در انیمیشن ساخته اندی سرکیس، یک افق جدید برای قلعه حیوانات گشوده میشود. همچنین در انیمیشن، نقد نظام سرمایهداری را نیز شاهد هستیم.
تحلیل کلی
انیمیشن (Animal Farm 2025) یک تلاش جسورانه بود؛ ولی سازندگان نتوانستند ایدههایشان را به درستی پیاده کنند. داستان بیش از حد ساده شده است. شرور بودن ناپلئون فقط با چند نمای کلی نشان داده میشود. جزئیات هر شخصیت اصلا روایت نمیشود.
وقتی ناپلئون یک شخصیت بیرحم است، باید همان ابتدا لاکی را از مسیرش برمیداشت؛ ولی هیچ محدودیتی برای لاکی اعمال نشد. پایان داستان خیلی سریع شخصیتهای منفی را حذف میکند. با جاری شدن یک سیل، دو ابرقدرت (پیلکینگتون و ناپلئون) از بین میروند ولی حیوانات عادی مزرعه سالم میمانند.
سگها در انیمیشن تقریبا بدون استفاده هستند؛ در صورتی که در کتاب یکی از عوامل اصلی قدرت گرفتن ناپلئون بودند. بقیه حیوانات بدون هیچ دلیل قابل توجیهی نظرات خود را عوض میکنند. رفتار پیلکینگتون هم به عنوان یک سرمایهدار شرور، ناپخته است.
علاوه بر این خلاءهای روایی، کتاب قلعه حیوانات جورج اورول یک داستان سیاسی تلخ است. اندی سرکیس در انیمیشنش هیچ بینش سیاسیای را استفاده نکرده است. وقتی پایان تلخ جایش را به پایان امیدوارکننده میدهد، قاعدتا باید یک تفکر جایگزین هم معرفی میشد. این میزان سطحی بودن انیمیشن به داستان اصلی هم آسیب میزند.
اگر نکته مثبتی را بخواهیم برای انیمیشن قلعه حیوانات (Animal Farm) بگوییم، جنبههای تکنیکی را میتوانیم اشاره کنیم. تصویرسازی سه بعدی و واقعگرایانه انیمیشن از نظر بصری جذاب است. همچنین این گرافیک، انیمیشن را از فضای کاملا کارتونی جدا کرده و فضای جدیتری برای روایت داستان ساخته است.
صداگذاری شخصیتها هم به خوبی انجام شده است. مخصوصا ست روگن (Seth Rogen) که در نقش ناپلئون کمدی جالبی اجرا کرد.
در مجموع انیمیشن قلعه حیوانات (Animal Farm 2025) پر از ضعف در منطق روایت است. نکته منحصر به فردی نمیتوان یافت که این انیمیشن را برای دیدن ارزشمند کند.
نقد و بررسی انیمیشن Animal Farm(مزرعه حیوانات) ۲۰۲۵
کارگردان: Andy Serkis
تاریخ ایجاد شد: ۱۴۰۴-۰۳-۱۹ ۱۲:۰۰
45
مزیتها
- تکنیک بصری دیدنی
- صداگذاری قوی (مخصوصا ست روگن)
معایب
- غیرمنطقی و ضعیف بودن روایت داستان
- پایان بندی بد
- شخصیتپردازی بسیار سطحی






