Gothic با اینکه نام چندان آشنایی در این روزهای آشفته صنعت گیم نیست، اما روزگاری طرفداران سبک نقشآفرینی را شگفتزده کرده بود و حتی الهامبخش بسیاری از عناوین نقشآفرینی پس از خود از جمله سری The Witcher بوده است. سری Gothic از همان ابتدا در آمریکا و آسیا چندان موردتوجه قرار نگرفت اما اروپاییها همیشه آن را جزو بهترینهای تاریخ سبک نقشآفرینی میدانند. استدیوی آلمانی Piranha Bytes پس از بیش از دو دهه فعالیت در سبک نقشآفرینی و نوآوریهای بسیار، در سال 2024 بسته شد اما میراث این توسعهدهندگان هنوز باقی مانده است. THQ Nordic در سال اخیر تلاش بسیاری برای احیای سری Gothic انجام داده است و در کنار بازسازی نسخه اول، نسخه کلاسیک بازی نیز با نام Gothic Classic به همراه بهبودهایی در دسترس قرار گرفته است. برای موشکافی و بررسی بازی Gothic Classic همراه کریتیکلنز باشید.
جواهر شکننده
این نقد و بررسی بر اساس نسخه ارسالی سازندگان و پس از 20 ساعت تجربه نوشته شده است.
نقشآفرینی آلمانی
برای مدتها خصوصیت اصلی نقشآفرینیهایی که از اروپا به دست مخاطبان میرسید، مکانیکهای عمیق، آزادیعمل بسیار و البته گیمپلی ضمخت و مشکلات تکنیکی بوده است. به همین دلیل ورود به دنیای این نقشآفرینیها برای هر کسی آسان نبود اما اگر پای سختیهای آن میماندید و خود را با دنیای بیرحم آنها وفق میدادید، به تجربهای عمیق و درگیرکننده دست پیدا میکردید که به ندرت مشابه آن را میتوانستید پیدا کنید. بازی Gothic Classic از همان تجربههایی است که به سادگی نمیتوانید زیباییهای آن را ببینید و البته با گذشت بیش 25 سال از عرضه آن، وفق دادن خود با گیمپلی، ظاهر و کنترل آن حتی سختتر از گذشته نیز شده است.
یکی از نقاط قوت بازی، داستان و ایده جذاب آن است که از همان ابتدا میتواند مخاطب را درگیر خود کند. شخصیت اصلی بازی به دلیل نقض قوانین، به منطقهای تبعید میشود که خروج از آن غیرممکن به نظر میرسد و توسط دیواری جادویی، از بقیه دنیا جدا شده است. منطقهای که برای کار اجباری و استخراج عناصر باارزش ساخته شده است اما حالا ساکنان آن نیز به قدرت رسیدهاند و برای ادامه فعالیت و استخراج، از حکومت امتیازهای ویژهای دریافت میکنند. در این منطقه سه کمپ وجود دارد: کمپ قدیمی که با قوانین نانوشته و سلسلهمراتب خاصی اداره میشود، کمپ جدید که هر کسی در آن مسئولیت خودش را بر عهده دارد و کمپی که با باور به عناصر ماورالطبیعه سعی در افزایش تعداد نیروهای خود دارد.
به دلیل ارائه آزادی عملِ کمنظیر در بازی، از همان ثانیه اول بازی میتوانید به هر جایی از نقشه سفر کنید و طبق تمایلات خودتان ماموریت انجام دهید و مسیر بازی را پیش ببرید. در بازی هیچ خطی بین ماموریتهای اصلی و فرعی کشیده نشده است و همه ماموریتها به طور یکسان دریافت شده و قابل تکمیل هستید. این مخاطب است که انتخاب میکند ماموریت اصلیاش رساندن یک نامه مرموز به جادوگران عالیرتبه در راس قدرت است یا اینکه ماموریت اصلیاش تقویت مهارتهای شکار خود و تبدیل شدن به مبارزی قدرتمند است.
به همین دلیل کنترل روایت بازی نیز در دستان مخاطب است و هر زمان که بخواهید میتوانید ریتم بازی را به نفع خودتان تغییر دهید. نویسندگی بازی با در نظر گرفتن سن و سال بازی، جذاب باقی مانده است و همصحبتی با NPCهای مختلف لحظاتی به یادماندنی رقم میزند. صداپیشگیها در سطح استاندارد این روزها نیست اما تقریبا هیچگاه آزاردهنده نمیشود و حتی به دلیل نقصهای خاصی که دارد هویت شوخطبعانه جالبی به بازی داده است. فاصله بسیاری بین یک NPC معمولی که در معدنی در حال جان کندن است با نفر اول کمپ وجود ندارد و برقراری دیالوگ با آنها تقریبا به یک اندازه میتواند در مورد دنیای پیرامون اطلاعات بدهد. بنابراین وارد بحث شدن با تمام NPCها به جز مواردی که جزو گروه خاصی میشوند، تقریبا همیشه ارزشمند است.
کلاسیک پلاس
در نگاه اول بازی Gothic Classic یک پورت معمولی به نظر میرسد اما خوشبختانه THQ Nordic زمان کافی را صرف کرده است تا تجربه را روی کنسولها بهبود ببخشد. علاوه بر اجرای روان و بدون مشکل بازی، بزرگترین قابلیت گرافیکی اضافه شده در بازی، نورپردازی و سایههای مدرن است. این تغییر با اینکه مدلها و جزئیات بازی را به هیچوجه تغییر نمیدهد اما اتمسفر بهبودیافتهای را برای دنیای بازی خلق میکند. در موارد ظاهری دیگر بازی تماما خصوصیاتهای کلاسیک خود را حفظ میکند.
با این حال، چیزی که ممکن است غافلگیرکننده باشد، استفاده نسبتا گسترده از امکانات کنترلر دوالسنس است که مخصوصا برای عنوانی که در نگاه اول یک پورت از یک بازی قدیمی به نظر میرسد، رویکرد جالبی محسوب میشود. THQ Nordic از اسپیکر کنترلر برای پخش صداهای مختلفی از جمله رعد و برق، آتش، کار با ماشین آلات، تیز کردن سلاح و غیره بهره گرفته است تا بازی از امکانات مدرن برای غرق کردن مخاطب در محیط بیبهره نماند. این موارد در زمینه به کارگیری از هپتیک فیدبک و لایتبار نیز صحت دارد.
بازی میتوانست با بهبود عناصر UI و منوها و هماهنگسازی آنها با کنترل کنسولها، تجربه مدیریت آیتمها و استفاده از امکانات گیمپلی را تا حد قابلتوجهی ارتقا دهد اما در این زمینه تنها تلاشهای حداقلی مانند افزایش سایز فونت صورت گرفته است و بقیه موارد مشابه عنوانی که صرفا روی PC عرضه شده است، ارائه شده است.
چرا بازسازی؟
شاید برایتان سوال باشد که چرا Gothic به بازسازی نیاز دارد و این نسخه کلاسیک صرفا به عنوان همراهی برای بازسازی جدید این نسخه عرضه شده است؟ هر چقدر هم خصوصیتهای کلاسیک بازی کمنظیر باشد و حتی در بازسازیها نتوان آزادیعمل آن را به طور کامل شبیهسازی کرد، اما مبارزه در بازی اصلا حس خوبی را منتقل نمیکند و اگر حتی یک نقشآفرینی مدرن را تجربه کرده باشید، وفق دادن خودتان با سیستم مبارزات و دوربین عجیب بازی سخت خواهد بود.
مبارزه در بازی صرفا رقابت آمار و اعداد سلاح و زره است. اگر دشمنی شمشیر و زره قویتری داشته باشد، خیلی سخت است بتوانید با استراتژی و استفاده از هوشمندی او را شکست دهید. سرعت عمل و تکنیک در مبارزه نیز نقش چندانی ندارد و صرفا شاهد برخورد شمشیرها خواهید بود، تا نوار سلامتی یکی از طرفین خالی شود. در هنگام استفاده از جادو و استفاده از سلاح دوربرد وضعیت بهتر است و مبارزات انعطاف بیشتری در این مواقع از خود نشان میدهد.
از نظر گشت و گذار در بازی، به دلیل آزادی عمل تقریبا صد در صدی که بازی به مخاطب اعطا میکند، تجربهای شگفتانگیز انتظارتان را میکشد. تقریبا تمام مواردی که با منطق دنیای بازی جور دربیاید را میتوانید در گیمپلی امتحان کنید و خود را در شرایط منحصربهفردی قرار دهید. قدرت نهفته بازی نیز در همین آزادیعمل و امکان استفاده از سیستمهای بازی و NPCها برای رسیدن به خواسته خود و به پایان رساندن ماموریتها ار روشهای خلاقانه است. میتوانید از نظر جایگاه اجتماعی خود را در موقعیتهای جالبی بین سه کمپ بازی قرار دهید و با انتخابهایی موثر در گیمپلی، ترکیبهایی متنوعی از دوستیها و دشمنیها در بازی بسازید. از این نظر بازی به راحتی میتواند حتی در دسته بهترین نقشآفرینیهای تاریخ قرار بگیرد و هنوز هم پس از سالها حرفهای بسیاری برای گفتن داشته باشد.





