سری Sword Art Online به عنوان فرنچایزی چندمدیومی، در ابتدا به صورت رمان سر زبانها افتاد و سپس وارد دنیای مانگا، انیمه، انیمیشن و بازیها شد. پس از چندین عنوان کمخرج از سری Sword Art Online، شرکت Bandai Namco پا را فراتر گذاشته است تا بازی Echoes of Aincrad با ظاهری پرخرجتر و الهامگیری از عناصر مدرن بازیهای فانتزی، به دست مخاطبان بیشتری برسد. شاید حذف پیشوند بازی Sword Art Online از ابتدای Echoes of Aincrad نیز به معنای شروعی دوباره در مقیاسی بزرگتر باشد. برای موشکافی و نقد و بررسی بازی Echoes of Aincrad با کریتیکلنز همراه باشید.
هنر شمشیرزنی آفلاین
این نقد و بررسی بر اساس نسخه ارسالی سازندگان و پس از 35 ساعت تجربه نسخه PS5 نوشته شده است.

سرورهای خاموش
دنیای Sword Art Online در بین عناوین نقشآفرینی ژاپنی جایگاه متفاوتی دارد. دنیایی که در واقع یک بازی داخلِ یک بازی دیگر است. شخصیتها در Sword Art Online وارد دنیاهایی از بازیهای واقعیت مجازی در سبک MMO میشوند و با یکدیگر ماموریتهای مشخصی را تکمیل میکنند. بازی Echoes of Aincrad تجربهای جدید از این دنیا است که سعی کرده است در یک چارچوب کاملا آفلاین، تجربهای مدرن از ورود به یک دنیای آنلاین و پرخطر را ارائه کند. دنیایی که در ابتدا امن و اختیاری به نظر میرسد اما پس از مدتی شخصیتها در آن گرفتار میشوند و شکست خوردن در ماموریتهای واقعیت مجازی بازی، منجر به مرگ آنها در دنیای واقعی نیز خواهد شد.
مخاطب شخصیت خود را پس از چند ساعت ابتدایی میسازد و با ظاهر و خصوصیتهایی انتخاب شده توسط خود وارد این تجربه از Sword Art Online میشود. ایده کلی داستان بازی با اینکه برای طرفداران سری جدید نیست اما هنوز هم جذابیتهای خودش را دارد. با این حال به جز ایده و قلاب اولیه، داستان چیزی برای ارائه ندارد. شخصیتها بسیار بیهویت و کلیشهای هستند، نویسندگی بازی حتی از ارائه استانداردهای اولیه عاجز است و در نهایت به سختی میتوان بهانهای داستانی برای ادامه دادن بازی پیدا کرد. اوضاع زمانی بدتر میشود که شخصیتهای همراه بارها در حین گیمپلی دیالوگهایی کلیشهای تکرار میکنند و برای مثال، با دیدن صندوقی بدردنخور در گوشهای از محیط، بارها هیجانزده میشوند.

بنابراین در مواجهه با Echoes of Aincrad باید انتظارهای خود را برای تجربه روایتی درگیرکننده تا حد زیادی پایین بیاورید و صرفا خودتان سعی کنید تجربه را برای خود لذتبخش کنید که این کار همیشه شدنی نیست. صداپیشگیها با اینکه از نظر تکنیکی از کیفیت خوبی برخوردار هستند اما دیالوگها با عشق و علاقه گفته نمیشود و انگار صداپیشهها نیز میدانند که در حال صدا دادن به شخصیتی بیهویت هستند. در نقاط خاصی از بازی بعضا کاتسینهای نسبتا خوبی را شاهد هستیم که پتانسیل بازی را نشان میدهند اما روایت بازی نمیتواند به درستی از آنها به عنوان نیروی محرکهای برای داستان بهره بگیرد و به ریتم بازی شتاب دهد.
وعدههای توخالی
زمانی که برای اولین بار وارد شهر Hub بازی با نام Town of Beginnings میشوید، پتانسیل بازی برایتان نامحدود به نظر میرسد. اتفاقات بسیار جذابی میتواند در این شهر بیافتد، میتوان با NPCهایی به یادماندنی در آن آشنا شد یا در کوچه پس کوچههای آن ماموریتهای کوچک و دلنشینی قبل از رهسپار شدن به ماموریتهای بزرگ انجام داد. اما بازی متاسفانه از هیچکدام از این پتانسیلها استفاده نمیکند.

از نظر بصری محیطها جزئیات خوبی دارند و گرافیک فنی بازی به ارتقای قابلتوجهی نسبت به دیگر عناوین Sword Art Online دست پیدا کرده است. محیطهای خارجی بازی نیز از نظر مناظر و پوشش گیاهی زیبا به نظر میرسد. با این حال هیچ کدام از محیطها چیزی فراتر از این را ارائه نمیکنند. خبری از محیطهای متنوع نیست، خبری از پویایی در شهر نیست، حتی با اینکه NPCهای بیفایده زیادی میتوان در نقاط مختلف آن شمرد. هیچ عمقی در طراحی فضاها دیده نمیشود و از نظر هنری، محیطها چیزی برای ارائه ندارند. به طور کلی بازی از آن تجربههایی است که شاید بتوان عکسهای نسبتا خوبی از محیطها گرفت اما زمانی که خود را در محیطها رها کنید، هیچ چیزی نظرتان را جلب نکند.
متاسفانه ضعف در زمینه صدا نیز به خوبی در بازی قابللمس است. صدای محیط، سلاح، دشمنان و شخصیتهای بازی اصلا نمیتواند با عناوین مدرن رقابت کند و به راحتی پس از مدتی از شنیدن بسیاری از صداهای کوچک در بازی خسته خواهید شد. موسیقی سعی میکند از عناوین حماسی الهام بگیرد اما زمانی که مدام یک قطعه تکراری را بشنوید، آن هم زمانی که نقطه اوج موسیقی در غیرحماسیترین لحظات بازی پخش میشود؛ بازی از نظر شنیداری نیز شانس خود را برای جذب مخاطب از دست میدهد.

تکرارِ رمانتیک
در زمینه گیمپلی و مبارزات بازی سعی کرده است از مدرنترین عناصر بهره بگیرد. مخصوصا الهام از عناوین سولزلایک را میتوان در مبارزات بازی لمس کرد. ضربات سبک و سنگین، قفل کردن روی دشمنان، امکان بلاک کردن ضربات و موارد کوچک دیگر. اما این مکانیکها تنها به صورت حداقلی در بازی تعبیه شدهاند و هیچ سیستم قدرتمندی در مبارزات وجود ندارد که آنها را به هم پیوند بزند و ریتم مبارزه سرگرمکنندهای را خلق کند. از این رو، اسپم کردن ضربات قدرتمند خیلی راحت دشمنان بزرگ و کوچک را از پا درمیآورد، لاک کردن عملا خاصیتی در مبارزه ندارد و باعث میشود دوربین نیز حرکات عجیبی انجام دهد و بلاک کردن و سیستم Dodge نیز به خوبی با حرکات دشمنان هماهنگ نشده است. نتیجه این است که نادیده گرفتن این سیستمها و تکرار ضربات قدرتمند و حتی نادیده گرفتن دشمنان کوچک در محیط، استراتژی بهتری به نظر میآید.
از طرف دیگر دشمنان طراحیهای بسیار زشتی دارند. محیطها پر از دشمنانی تکراری هستند که در مسیرتان برای رسیدن به نقاطی مشخص، به صورت تصادفی به سمت شما حملهور میشوند و ضربات تکراری خود را تکرار میکنند. محیطها در ابتدا بزرگ به نظر میآیند و حتی بازی در ابتدا هشدار میدهد که ممکن است در آنها گم شوید! اما هیچ گشتوگذاری در آنها انتظارتان را نمیکشد. صرفا باید از نقطه A به B حرکت کنید و بعضا چند بار این جابهجایی را تکرار کنید و دشمنانی تکراری را نابود کنید تا ماموریت شما با موفقیت به سرانجام برسد. محیطها پر از دیوارهای نامرئی هستند و بازی شما را از ورود به مسیری که به وضوح میتوان به آن پا گذاشت، منع میکند تا تنها مسیری را دنبال کنید که سازندهها میخواهند. حتی پریدن از ارتفاعات خیلی کم در بازی نیز در بازی منجر به بازگشت به نقطه قبلی میشود و ممنوع است.

خوشبختانه بازی حداقل از نظر شخصیسازی امکانات مناسبی را فراهم کرده است تا بتوانید از سلاح، لباس و آیتمهای مختلف برای تغییر ظاهر و تنوع دادن به مبارزات استفاده کنید. تغییرات ظاهری در گیمپلی نیز قابل مشاهده هستند. به طور کلی بازی با ارائه امکانات و آیتمها و امتیازهایی که با پایان هر ماموریت به دست میآورید، سعی میکند تکرار زجرآور ماموریتهای خطی بازی را برای مخاطب رمانتیک و سرگرمکننده جلوه دهد. حتی از نظر داستانی نیز شخصیتها خیلی خود را مشتاق تکرار ماموریتهای بیروح بازی نشان میدهند اما در نهایت این زمان مخاطب است که بدون دریافت محتوایی ارزشمند از بین رفته است.
از نظر فنی، بازی در وضعیت بسیار خوبی قرار دارد. هر دو حالت Performance و Quality تجربههایی بدون افت فریم را ارائه میکنند. با اینکه بعضا ممکن است در نقاط خاصی از نقشه به سنگی گیر کنید و نیاز به حرکات عجیب برای خروج از آن داشته باشید اما به طور کلی، باگهای قابلتوجهی در بازی انتظارتان را نمیکشد. یکی از ویژگیهای تحسینبرانگیز بازی امکان Fast Travel بسیار سریع به نقاط مختلف یک نقشه است که تقریبا به صورت آنی انجام میشود و مخصوصا در Hub بازی، مسیر آمادهسازی شخصیت برای راهی شدن به یک ماموریت را بسیار هموارتر کرده است. رابط کاربری بازی نیز با ظاهری مدرن و امکاناتی کاربردی باعث شده است تجربه تکراری بازی تا حدی قابلتحملتر شود و نیاز نداشته باشید دائما با عناصر UI نیز در کنار مشکلات بزرگ بازی بجنگید!
