کمتر ژانری را میتوان پیدا کرد که به اندازه سولزلایک، در سالهای اخیر با سیل آثار مشابه احاطه شده باشد. تقریباً هر استودیویی که قدم در این مسیر میگذارد، وعده ارائه مبارزاتی دشوار، باسفایتهای عظیم و جهانی تاریک را میدهد؛ اما در عمل، بسیاری از این آثار تنها به تکرار فرمولی بسنده میکنند که سالها پیش توسط FromSoftware پایهگذاری شد و در عین حال، توسط آنها به تکامل رسید. به همین دلیل، امروز بیش از آنکه سخت بودن یک بازی بتواند توجه مخاطبان را جلب کند، این هویت مستقل و ایدههای تازه هستند که شانس موفقیت یک پروژه را تعیین میکنند.
Valor Mortis دقیقاً با چنین هدفی پا به میدان گذاشته است. اثری که به جای تکیه بر فضای فانتزی قرون وسطایی، مخاطب را به نسخهای تاریک و کابوسگونه از دوران جنگهای ناپلئونی میبرد و تلاش میکند اکشن اولشخص را با ساختار آشنای سولزلایک ترکیب کند. نتیجه، پروژهای است که حداقل روی کاغذ، یکی از متفاوتترین تجربههای این سبک در سالهای اخیر به نظر میرسد؛ عنوانی که اگر بتواند میان ایدههای جاهطلبانه و اجرای صحیح آنها تعادل برقرار کند، شانس بالایی برای تبدیل شدن به یکی از غافلگیریهای سال خواهد داشت.
در ادامه با کریتیکلنز همراه باشید.
وحشت در جبهه خودی
این پیشنمایش بر اساس نسخهی دمو و پس از 2 ساعت تجربهی بازی روی پلتفرم PC انجام شده است.
داستان Valor Mortis بازیکنان را در نقش ویلیام، یکی از سربازان ارتش ناپلئون، قرار میدهد؛ شخصیتی که پس از مرگ، بار دیگر به شکلی مرموز به زندگی بازگردانده میشود تا مأموریتی تازه را آغاز کند. اما آنچه در انتظار او قرار دارد، تنها میدانهای نبرد معمولی نیست. مادهای اسرارآمیز که سازندگان از آن با نام Nephtoglobin یاد میکنند، سرزمینهای مختلف را به فساد کشیده و بسیاری از سربازان و مردم عادی را به موجوداتی وحشی و غیرقابل کنترل تبدیل کرده است. در چنین شرایطی، ویلیام نه تنها باید با هیولاهایی که زمانی همرزمانش بودند مبارزه کند، بلکه به تدریج پرده از راز توطئهای بزرگ برخواهد داشت که سرنوشت امپراتوری و شاید تمام اروپا را تحت تأثیر قرار داده است.
همانند بسیاری از آثار این سبک، انتظار نمیرود روایت بازی صرفاً از طریق میانپردههای سینمایی پیش برود. آنچه تاکنون مشاهده کردهایم نشان میدهد که بخش مهمی از داستان در دل محیطها، یادداشتها، گفتوگو با شخصیتهای فرعی و حتی طراحی خود مراحل پنهان شده است. این همان رویکردی است که سالهاست به یکی از ویژگیهای اصلی آثار سولزلایک تبدیل شده و به بازیکن اجازه میدهد با کنجکاوی و اکتشاف، تصویر کاملتری از جهان بازی به دست آورد.
در زمینه طراحی هنری نیز بازی Valor Mortis از همان نخستین نمایشهای خود موفق میشود هویت خاص خود را به نمایش بگذارد. در اینجا با خیابانهای سنگفرششده، کلیساهای عظیم، کاخهای باشکوه و روستاهایی روبهرو هستیم که همگی از معماری اروپای قرن 19 دوران ناپلئون الهام گرفتهاند. البته این محیطها دیگر شباهتی به نمونههای تاریخی خود ندارند. ساختمانهای نیمهویران، میدانهایی که اجساد سربازان در آن رها شدهاند، مجسمههایی که زیر لایهای از فساد و خون فرو رفتهاند و جنگلهایی که مه غلیظ تمام مسیرهای آن را در خود بلعیده است، همگی فضایی را خلق میکنند که در مرز میان تاریخ و کابوس حرکت میکند.
اما بدون شک مهمترین بخش Valor Mortis را باید سیستم مبارزات آن دانست؛ بخشی که از همان نخستین نمایشهای بازی مشخص میکند سازندگان به خوبی از مهمترین نقطه قوت خود در ساخت سری Ghostrunner آگاه بودهاند. اگرچه این بار خبری از سرعت سرسامآور، پرشهای متوالی و مبارزات برقآسا نیست، اما همچنان همان دقت مثالزدنی در طراحی اکشن اولشخص به چشم میخورد. تفاوت اصلی آنجاست که این بار هر حرکت، هر ضربه و حتی هر قدمی که برمیدارید، وزن و اهمیت بیشتری دارد. برخلاف بسیاری از شوترهای اول شخص که بازیکن دائماً در حال جابهجایی و شلیک است،Valor Mortis بازیکن را مجبور میکند پیش از هر اقدام، شرایط میدان نبرد را به دقت ارزیابی کند و تنها در زمان مناسب حمله خود را آغاز کند.
همین موضوع باعث شده تا ریتم مبارزات بیش از هر چیز به آثار سولزلایک نزدیک باشد. زمانبندی صحیح حملات، مدیریت نوار Stamina، حفظ فاصله مناسب با دشمن و انتخاب لحظه درست برای دفاع یا ضد حمله، همگی نقش تعیینکنندهای در نتیجه هر نبرد دارند. آنچه تاکنون از گیمپلی بازی مشاهده کردهایم نشان میدهد که سازندگان تلاش کردهاند از شلوغ شدن بیش از حد مبارزات جلوگیری کنند و به جای آن، هر درگیری را به آزمونی برای مهارت و تصمیمگیری بازیکن تبدیل کنند. در چنین شرایطی، بیدقتی یا حملات کورکورانه معمولاً مجازات سنگینی به همراه خواهند داشت و حتی دشمنان عادی نیز در صورت دست کم گرفته شدن، میتوانند دردسرساز شوند.
یکی از مهمترین مکانیکهایی که در نمایشهای اولیه بازی به چشم میخورد، سیستم Parry است. همانطور که انتظار میرود، دفاع صرف به تنهایی راهکار مناسبی برای غلبه بر دشمنان نخواهد بود و بازیکنان باید با زمانبندی دقیق، حملات حریف را منحرف کرده و فرصت کوتاهی برای ضدحمله به دست آورند. نکته قابل توجه آن است که این مکانیک صرفاً به متوقف کردن ضربات محدود نمیشود و در بسیاری از نبردها، موفقیت یا شکست شما مستقیماً به میزان تسلط بر همین سیستم وابسته خواهد بود. چیزی که پیشتر در عناوینی چون Sekiro یا Lies of P مشاهده کردیم. چنین رویکردی باعث میشود مبارزات نه تنها چالشبرانگیزتر شوند، بلکه ریتمی طبیعی و روان نیز پیدا کنند؛ چرا که هر رویارویی به نوعی گفتوگوی میان بازیکن و دشمن تبدیل میشود؛ گفتوگویی که در آن کوچکترین اشتباه میتواند بهای سنگینی داشته باشد.
سلاحها نیز یکی دیگر از بخشهایی هستند که نقش مهمی در شکلگیری هویت گیمپلی ایفا میکنند. برخلاف بسیاری از آثار همسبک که تنوع گستردهای از شمشیرها، تبرها و گرزهای مختلف را در اختیار بازیکن قرار میدهند، به نظر میرسد Valor Mortis رویکرد متفاوتی را در پیش گرفته است. سلاحهایی که تاکنون مشاهده کردهایم، همگی از طراحیهایی الهامگرفته از دوران ناپلئون بهره میبرند و در کنار شمشیرهای نظامی، سرنیزهها، سلاحهای سنگین و تجهیزات مخصوص همان دوره نیز دیده میشوند. همین مسئله باعث شده بازی از نظر هویت بصری، شخصیت مستقلتری نسبت به بسیاری از سولزلایکهای فانتزی پیدا کند.
البته تنوع سلاحها تنها به ظاهر آنها محدود نمیشود. هر یک از این تجهیزات سبک مبارزه متفاوتی را ارائه میدهند و استفاده از آنها نیازمند رویکرد خاصی است. برخی سرعت بیشتری دارند و امکان اجرای حملات متوالی را فراهم میکنند، در حالی که برخی دیگر قدرت تخریب بالاتری داشته اما اجرای هر ضربه با ریسک بیشتری همراه است. همین تفاوتها باعث میشود انتخاب تجهیزات تنها بر اساس میزان آسیب وارد شده انجام نشود و بازیکنان بسته به شرایط، دشمنان پیش رو و حتی سبک بازی خود، گزینههای متفاوتی را انتخاب کنند.
در کنار مبارزات فیزیکی، قدرتهای فراطبیعی نیز یکی دیگر از ارکان اصلی گیمپلی محسوب میشوند. همان ماده مرموزی که جهان بازی را به نابودی کشانده، ظاهراً منبع اصلی تواناییهای ویژه شخصیت اصلی نیز خواهد بود. اگرچه سازندگان هنوز تمام جزئیات این سیستم را منتشر نکردهاند، اما آنچه تاکنون تجربه کردیم، نشان میدهد این قابلیتها تنها نقش تهاجمی ندارند و میتوانند در کنترل میدان نبرد، ایجاد فرصت برای ضدحمله یا حتی افزایش توان دفاعی بازیکن نیز مورد استفاده قرار گیرند. به همین دلیل، مبارزات بازی صرفاً به رد و بدل شدن ضربات شمشیر محدود نخواهد شد و ترکیب مهارتهای ویژه با حملات فیزیکی، احتمالاً نقش مهمی در موفقیت بازیکنان ایفا خواهد کرد.
یکی دیگر از نکات امیدوارکننده، تأکید سازندگان بر طراحی محیطهایی است که صرفاً نقش پسزمینه را ایفا نمیکنند. آنچه تاکنون از بازی Valor Mortis مشاهده کردهایم نشان میدهد هر منطقه از چندین مسیر مختلف تشکیل شده و کاوش در آنها با پاداشهای ارزشمند همراه خواهد بود. هر گوشه از جهان بازی میتواند رازی تازه یا تجهیزاتی ارزشمند را در دل خود پنهان کرده باشد و کاش آنها خالی از لطف نیست.
دشمنان حاضر در جهان بازی Valor Mortis نیز یکی دیگر از بخشهایی هستند که از همان نمایشهای اولیه نوید تجربهای چالشبرانگیز را میدهند. اینجا با ترکیبی متفاوت از سربازان، افسران نظامی، کشیشان فاسد، موجودات جهشیافته و هیولاهایی روبهرو هستیم که گویی قربانی نیرویی ناشناخته شدهاند. همین انتخاب باعث شده بازی از همان ابتدا هویت بصری متفاوتی پیدا کند و حتی طراحی دشمنان نیز در راستای فضای تاریخی و تاریک آن شکل بگیرد.
آنچه بیش از هر چیز توجه را جلب میکند، تنوع رفتار این دشمنان است. برخی با استفاده از شمشیر و سرنیزه مستقیماً به سمت بازیکن هجوم میآورند، برخی دیگر فاصله خود را حفظ کرده و با سلاحهای گرم یا تواناییهای ویژه، شما را تحت فشار قرار میدهند و گروهی نیز با حرکاتی غیرطبیعی و غیرقابل پیشبینی، ریتم مبارزات را به هم میریزند. همین تفاوتها باعث میشود بازیکن نتواند برای تمام درگیریها از یک استراتژی ثابت استفاده کند و ناچار باشد بسته به شرایط، نحوه مبارزه خود را تغییر دهد. حقیقتاً یکی از ویژگیهای آثار موفق سولزلایک، وادار کردن بازیکن به یادگیری مداوم است و به نظر میرسد Valor Mortis نیز همین مسیر را دنبال میکند.
در کنار دشمنان عادی، باسفایتها نیز بدون شک یکی از مهمترین بخشهای بازی خواهند بود و تیم سازنده توجه ویژهای به طراحی این نبردها داشته است. باسها از نظر ابعاد، طراحی ظاهری و الگوهای حمله تفاوتهای محسوسی با یکدیگر دارند و هر کدام به شکلی طراحی شدهاند که بازیکن را وادار به یادگیری رفتارهای آنها کنند.
از نظر هنری نیز باسها یکی از جذابترین بخشهای بازی به شمار میروند. زرههای فرسوده، لباسهای نظامی متعلق به ارتشهای اروپایی، سلاحهایی که با عناصر فراطبیعی در هم آمیختهاند و چهرههایی که دیگر شباهتی به انسانهای عادی ندارند، همگی نشان میدهند سازندگان تلاش کردهاند میان فضای تاریخی بازی و عناصر وحشتآلود آن تعادل مناسبی برقرار کنند.
با این حال، همچنان پرسشهایی درباره پروژه وجود دارد که پاسخ آنها تنها پس از عرضه نسخه نهایی مشخص خواهد شد. یکی از مهمترین دغدغهها، حفظ تنوع در طول ساعات مختلف بازی است. بسیاری از آثار این سبک شروعی قدرتمند دارند، اما به مرور زمان به دلیل تکرار بیش از حد دشمنان، محیطها یا مأموریتها، بخشی از جذابیت خود را از دست میدهند. از سوی دیگر، هنوز مشخص نیست ساختار پیشرفت شخصیت تا چه اندازه عمیق خواهد بود و آیا قدرتهای ویژه میتوانند تنوع کافی برای خلق سبکهای مختلف مبارزه ایجاد کنند یا خیر.
نکته دیگری که میتواند نقش تعیینکنندهای در موفقیت بازی داشته باشد، تعادل میان دشواری و لذت تجربه است. ژانر سولزلایک همواره به چالشهای سنگین خود شناخته میشود، اما تجربه سالهای اخیر نشان داده که سخت بودن یک بازی، به تنهایی نقطه قوت محسوب نمیشود. آنچه این آثار را ماندگار میکند، ایجاد حس پیشرفت و یادگیری است؛ اینکه بازیکن پس از هر شکست احساس کند دلیل ناکامی خود را درک کرده و با مهارت بیشتر میتواند از پس همان چالش برآید. اگر Valor Mortis بتواند چنین تعادلی را حفظ کند، بدون شک شانس بالایی برای قرار گرفتن در میان آثار موفق این سبک خواهد داشت.
در مجموع، آنچه تاکنون از Valor Mortis مشاهده کردهایم، از پروژهای خبر میدهد که بیش از آنکه بخواهد صرفاً یکی دیگر از تقلیدکنندگان فرمول آشنای سولزلایک باشد، تلاش میکند با تکیه بر هویت بصری متفاوت، فضای تاریخی کمتر دیدهشده و مبارزات اولشخص، مسیر مستقل خود را پیدا کند. انتخاب دوران ناپلئون، ترکیب آن با عناصر فراطبیعی، تمرکز بر نبردهای تنبهتن و استفاده از تجربه سازندگان در طراحی اکشنهای اولشخص، همگی عواملی هستند که این بازی را به یکی از آثار قابل توجه سال آینده تبدیل کردهاند.
البته هنوز برای قضاوت نهایی زود است و بسیاری از ویژگیهای بازی باید در تجربه کامل مورد بررسی قرار گیرند. با این حال، اگر One More Level بتواند تمام ایدههایی را که در نمایشهای اولیه نوید آنها را داده، با همان کیفیت در نسخه نهایی پیادهسازی کند، Valor Mortis این پتانسیل را دارد که نه تنها به موفقترین پروژه تاریخ این استودیو تبدیل شود، بلکه به عنوان یکی از متفاوتترین سولزلایکهای اولشخص سال نیز شناخته شود. در دورانی که بسیاری از آثار این سبک بیش از هر چیز به دنبال تکرار فرمولهای امتحانپسداده هستند، چنین رویکردی بیش از هر زمان دیگری امیدوارکننده به نظر میرسد.




