بازی The Last Ninja محصول سال 1987 است در زمان عرضه برای کنسول کومودور ۶۴ (Commodore 64) بسیار موفق عمل کرد. با گذشت این همه مدت آیا بازی The Last Ninja Collection میتواند کاری کند که مخاطب امروزی هم با آن ارتباط بگیرد، یا صرفاً بهعنوان یک یاد بود برای فراموش نشدن عرضه شده است؟ یا این که تنها تکرار خاطرهای برای افرادی است که قبلاً این بازی را تجربه کردهاند؟ در ادامه، با نقد و بررسی بازی The Last Ninja Collection با کریتیک لنز همراه باشید.
بازگشت نینجایی
این نقد و بررسی بر اساس نسخه ارسال سازندگان و پس از 3 ساعت تجربهی بازی روی پلتفرم PC انجام شده است.
گیمپلی کلاسیک کنترلهای چالشبرانگیز
دوربین بازی به صورت ایزومتریک است و با پیکسلهای جذاب خود، محو دنیای قدیمی نینجا می شوید. شاید در لحظه اول صفحه بازی کمی شلوغ و گیجکننده به نظر برسد، اما با کمی گذر زمان این پیچیدگی برطرف میشود.
. شاید یکی از سختترین بخشهای بازی سیستم کنترل آن باشد که ممکن باعث می شود بازیکنان جدید نتوانند با این بازی ارتباط برقرار کنند سیستم کنترل بازی با دسته به شدت ناهماهنگ و خشک طراحی شده است. یکی از مشکلاتی که به صورت رایج با آن برخورد میکنید، حمله به دشمنان است. شیوه حرکت و حمله بازیکن نسبت به جهتی که برای آن تنظیم کردهاید انجام میشود و برای حمله به دشمنان باید کاملاً نزدیک آنها باشید و با حملات پیدرپی دشمن را از پای درآورید
تا اینجا بازی آنقدر اذیت کننده نیست، اما به دلیل این فاصله کم، دمیجی که به دشمن وارد میکنید از طرف او نیز جبران میشود و به دلیل سیستم کنترل سخت بازی، امکان جاخالی دادن دشوار است
. برای مثال، برای حمله به یک دشمن، همانطور که پیشتر انیز اشاره شد باید جایگاه خود را تنظیم کنید و این تنظیم کردن جایگاه میتواند کمی طول بکشد. به دلیل سیستم سخت جاخالی دادن، نهتنها هنگام حمله از جانتان کاسته میشود، بلکه در هنگام تنظیم جایگاه خود نیز جان از دست میدهید.
این مشکل در بخشهای پلتفرمینگ بیش از هر جای دیگری خود را نشان میدهد. برخی پرشها به دقتی نیاز دارند که ابزارهای کنترلی بازی همیشه امکان دستیابی به آن را فراهم نمیکنند. در نتیجه، گاهی بازیکن بهجای مبارزه با چالشهای مرحله، درگیر مبارزه با خود سیستم کنترل میشود. این موضوع یکی از دلایلی است که باعث شده تجربه بازی برای بازیکنان جدید سختتر از آن چیزی باشد که طراحی مراحل به تنهایی ایجاد میکنند.

سیستم حرکت بازی روان است، به شرطی که بتوانید تنظیم کنید به کدام مسیر میخواهید بروید. با این حال، اگر زمان کافی برای آن صرف شود، میتوان سیستم کنترل بازی را یاد گرفت. به دلیل ترکیبی بودن کنترلها، برای انجام بازی به حوصله بیشتری نیاز است.
بزرگ ترین نقطه قوت گیم پلی، تنوع موقعیتهایی است که در طول مراحل با آنها روبه رو میشویم. هر محیط، مجموعهای از تلهها، مسیرهای مخفی و موانع منحصر به فرد خود را دارد و بازی مدام بازیکن را مجبور میکند به اطراف توجه کند. این طراحی باعث میشود پیشروی در مراحل حس ماجراجویی داشته باشد. با وجود این که بازی در سال 1989 عرضه شده، این بخش هنوز هم سرگرم کننده است.
تنوع ابزارها و سلاحهایی که در اختیار بازیکن قرار میگیرد به گیم پلی عمق بیشتری میدهد. بازی تلاش میکند حس یک نینجای مجهز و کارآمد را منتقل کند و در این زمینه تا حد زیادی موفق است. استفاده از تجهیزات مختلف باعث میشود راه حل عبور از چالشها همیشه یکسان نباشد و بازیکن برای پیشروی مجبور شود از امکانات خود به شکلی هوشمندانه استفاده کند.
با تمام این تفاسیر، بازی The Last Ninja Collection میتواند حس عجیبی برای ادامه دادن ایجاد کند. خودآگاه یا ناخودآگاه، دلتان میخواهد به بازی ادامه دهید و بعد از هر شکست مدام با خود تکرار میکنید فقط این دشمن را شکست دهم و بعد میروم.این یکی از بزرگ ترین نقاط قوت بازی است؛ ویژگیای که حتی میتواند بازیکنان جدیدتر را نیز به سمت خود بکشاند.
موسیقی
شاید یکی دیگر از بخشهایی که هنوز هم عملکرد خوبی در این مجموعه دارد، موسیقی بازی باشد. موسیقیهای 8 بیتی بازی با وجود سادگی، همچنان لذت بخش هستند و در بسیاری از لحظات، لبخند را بر لب بازیکن میآورند. البته سازندگان برای بازیکنانی که علاقهای به موسیقیهای 8 بیتی ندارند یا ترجیح میدهند روی گیمپلی تمرکز بیشتری داشته باشند، امکان قطع کردن موسیقی را تنها با فشردن یک دکمه فراهم کردهاند. هرچند بعید است بسیاری از بازیکنان پس از شنیدن قطعات مختلف بازی تمایلی به خاموش کردن آن داشته باشند، زیرا موسیقیها بهخوبی با فضای مراحل هماهنگ شدهاند و حس حضور در یک ماجراجویی نینجایی در سال 1987 را تقویت میکند. این موضوع نشان میدهد که بازی در کنار حفظ اصالت خود، به سلیقههای مختلف نیز احترام میگذارد.

سیستم صداگذاری بازی نیز به شکلی قابل توجه جذاب کار شده است و بهخوبی حس یک اثر کلاسیک با کیفیت را منتقل میکند. صدای ضربات، لگدها و واکنش دشمنان شاید از نظر فنی، پیچیدگی آثار امروزی را نداشته باشند، اما به شکلی طراحی شدهاند که بازخورد مناسبی به بازیکن ارائه دهند. هر برخورد موفق با دشمن حس رضایت بخشی ایجاد میکند و افکتهای صوتی باعث میشوند مبارزات تأثیرگذارتر از چیزی باشند که در نگاه اول انتظارش را دارید.
نکتهٔ مثبت دیگر این است که موسیقی و صداگذاری با هم هماهنگ اجرا میشوند. نتیجهٔ این هماهنگی، فضایی است که بهخوبی با حالوهوای نینجایی و ماجراجویانهٔ بازی سازگار است. شاید برخی از صداها امروزه ساده و ابتدایی به نظر برسند، اما در چارچوب اثری که ریشه در نسلهای قدیمی بازیهای ویدیویی دارد، همچنان شنیدنی و دوست داشتنی هستند و نقش مهمی در حفظ هویت مجموعه ایفا میکنند.
بازی The Last Ninja Collection برای چه افرادی مناسب است
بازی The Last Ninja Collection بیشتر برای افرادی مناسب است که با این سبک از بازیها یا حتی خود مجموعه The Last Ninja خاطره دارند. این مجموعه با حفظ ساختار و فضای نسخههای اصلی، حس نوستالژیک قدرتمندی را برای طرفداران قدیمی زنده میکند و فرصتی فراهم میآورد تا دوباره به سراغ یکی از آثار ماندگار دوران خود بروند.
با این حال، مخاطبان این بازی تنها به بازیکنان قدیمی محدود نمیشوند. افرادی که برای نخستین بار قصد تجربه این مجموعه را دارند نیز میتوانند با آن ارتباط برقرار کنند؛ زیرا تمامی نسخههای اصلی در یک مجموعه کامل در دسترس قرار گرفته اند و بازیکن میتواند سیر تکامل این سری را از ابتدا تا انتها تجربه کند. این موضوع باعث میشود بازی The Last Ninja Collection علاوه بر یک تجربهی سرگرمکننده، نگاهی جالب به روند طراحی بازیهای اکشن و ماجراجویی در سالهای گذشته نیز ارائه دهد.

البته باید توجه داشت که ساختار گیم پلی و برخی مکانیکهای بازی متعلق به نسلهای قدیمیتر هستند و ممکن است برای برخی از بازیکنان جدید در ابتدا کمی سخت یا ناآشنا به نظر برسند. با این وجود، کسانی که به آثار کلاسیک، چالشهای سنتی و تجربه بازیهای تأثیرگذار تاریخ صنعت بازی علاقه دارند، میتوانند از این مجموعه لذت ببرند و با یکی از شناختهشده ترین مجموعههای این سبک آشنا شوند.
