نقد و بررسی بازی Pragmata

نقد و بررسی بازی Pragmata

کپکام در سال ۲۰۲۶ حسابی روی غلتک افتاده؛ رزیدنت اویل رکوئیم و مانستر هانتر استوریز ۳ پشت سر هم عرضه شدند و حالا نوبت به چیزی رسیده که کمتر کسی انتظارش را داشت. یک آیپی کاملاً جدید به نام پراگماتا که اولین آیپی اورجینال کپکام در تقریبا یک دهه اخیر است، و این به تنهایی جای تحسین دارد. در صنعتی که همه به دنبال ساخت دنباله‌های امن و اسپین‌آف‌های کم ریسک هستند، کپکام جسارت به خرج داده و از صفر شروع کرده است. نتیجه‌ی کار یک شوتر علمی-تخیلی جذاب که هم‌زمان یادآور دوران طلایی تیراندازی‌های سوم شخص است و با ایده‌های نابش نفس تازه‌ای به ژانر اکشن سوم شخص بخشیده است. با نقد و بررسی بازی Pragmata همراه کریتیک‌لنز باشید.

 

این نقد و بررسی بر اساس نسخه‌ مخصوص منتقدین، و پس از 15 ساعت تجربه‌ بازی در پلتفرم Xbox Series X انجام شده است.

«ماه، خانه‌ی ابدی من است…»

نقشه

هیو، دیانا، و کره‌ی ماه…

داستان پراگماتا در ظاهر ساده است: هیو ویلیامز، یک مهندس سیستم‌های فضایی، برای بررسی یک ایستگاه تحقیقاتی پزشکی در ماه به نام «گهواره» (The Cradle) اعزام می‌شود. ایستگاه ارتباطش را با زمین قطع کرده و چیزی در آن درست به نظر نمی‌رسد. اما پیش از آنکه هیو و تیمش فرصت تحقیق پیدا کنند، یک زمین‌لرزه‌ی مهیب در ماه رخ می‌دهد و هیو را به عنوان تنها بازمانده روی این پایگاه رها می‌کند. Hugh اما ظاهرا تنها نیست. او خیلی زود با دیانا آشنا می‌شود؛ یک اندروید کوچک با ظاهر یک دختربچه‌ی شش ساله که یک کاپشن آبی به تن دارد. دیانا تنها بازمانده‌ی دیگر ایستگاه است و برخلاف آنچه از ظاهرش انتظار می‌رود، نقش نجات‌دهنده را دارد، نه نیازمند به نجات! او می‌تواند ربات‌های دشمن را هک کند و در مبارزات به هیو کمک کند. هوش مصنوعی خبیث ایستگاه به نام آیداس (IDUS) ربات‌های نظامی را به جان آنها می‌اندازد و هیو و دیانا باید راهی برای فرار از ماه و بازگشت به زمین پیدا کنند.

آموزش‌ها در پراگماتا

نکته‌ای که بازی پراگماتا را در بخش روایت خاص می‌کند، نه پیچش‌های داستانی (که تا حد زیادی قابل پیش‌بینی هستند)، بلکه رابطه‌ی هیو و دیانا است. این بازی در اصل یک داستان درباره‌ی پدر شدن است. کپکام به طرز ماهرانه‌ای شما را وادار می‌کند تا به این دو شخصیت اهمیت دهید. سیستم پاداش‌دهی بازی نه فقط مکانیکی است، بلکه روایی هم هست. با پیشرفت بازی و باز کردن قابلیت‌های جدید، برای دیانا یک اتاق بازی می‌سازید و اشیاء و خاطراتی از زمین برایش جمع می‌کنید. دیدن کنجکاوی دیانا وقتی درباره‌ی چیزهای عجیب و غریب زمین برایش توضیح می‌دهید، خودش به یک پاداش تبدیل می‌شود. این رابطه‌ی پدر-فرزندی، گرچه گاهی اوقات کمی لوس می‌شود(!) اما آنقدر صمیمی و باورپذیر طراحی شده که بار احساسی بازی را روی دوش خود حمل می‌کند.

داستان پراگماتا انقلابی و ناگفته نیست و بعضی از ریتم‌های روایی آن کلیشه‌ای هستند؛ اما چیزی که بازی در بخش روایت کم دارد، با قلب بزرگ و احساس فراوانی که دارد جبران می‌کند.

بازی Pragmata

Hack-and-Shoot

اما قلب تپنده‌ی بازی پراگماتا، جایی است که اسلحه‌ی هیو روی شانه‌اش قرار می‌گیرد و چشم‌های دیانا مشغول هک کردن دشمن می‌شود. پراگماتا یک تیرانداز سوم شخص معمولی نیست، بلکه یک «پازل شوتر» خاص و منحصربه‌فرد است که دو مهارت کاملا متفاوت را در هم آمیخته است. کپکام اینجا ریسک بزرگی کرده است؛ به جای سرعت، تمپو را پایین آورده تا نبردهای بازی طولانی‌تر و پیچیده‌تر شوند. نتیجه‌ی‌ این زبان طراحی اما، یک سیستم مبارزاتی اعتیادآور شده که تا هفته‌ها بعد از تمام کردن بازی، دلت برایش تنگ می‌شود.

همان‌گونه که پیشتر اشاره کردم مکانیک اصلی پراگماتا ساده اما اعتیادآور است؛ تا وقتی دیانا دشمن را هک نکند، گلوله‌های هیو بی‌اثرند. زره سنگین ربات‌ها آنقدر ضخیم است که اسلحه‌های معمولی را پس می‌زند. وقتی نشانه‌گیری می‌کنید، دیانا که روی کول هیو نشسته، به ‌طور خودکار یک پنل هک روی صفحه ظاهر می‌کند. و باید با دکمه‌های کنترلر، مسیری را از نقطه‌ی شروع به نقطه‌ی پایان روی شبکه برسانید. هر چه دشمن قوی‌تر باشد، این صفحه بزرگ‌تر و پیچیده‌تر می‌شود. برای مثال ربات‌های پرنده‌ی کوچک یک گرید ۳ در ۳ دارند، اما دشمنان غول‌پیکر یک گرید ۵ در ۵ با موانع اضافی را به خود اختصاص می دهند.

همه‌ی این اتفاقات به صورت هم‌زمان (Real-Time) اتفاق می‌افتند. در حالی که مشغول حل پازل هستید، ربات‌ها به سمت شما تیراندازی می‌کنند و باید همزمان با جت‌پک‌تان از آنها جاخالی دهید. در ابتدا این مکانیک کمی عجیب و بکر به‌نظر می‌رسد اما بعد از چند نبرد، این چندوظیفگی تبدیل به یک رقص در عصب و عضله‌تان می‌شود.

جزییاتی از سیستم اپگرید

توپخانه‌ی همراه!

سلاح‌های پراگماتا هم به همین اندازه جذاب و متنوع هستند. اسلحه‌ی اصلی هیو، Grip Gun، یک پیستول با مهمات نامحدود اما خشاب ۶ تایی است که هر بار یک گلوله شارژ می‌شود. بقیه‌ی سلاح‌ها اما به‌عنوان «تقویت‌کننده‌های مصرفی» (Expendable Power-ups) عمل می‌کنند و مهمات محدودی دارند. این سلاح‌ها به چهار دسته تقسیم می‌شوند:

Attack: سلاح‌های تهاجمی مثل شات‌گان و راکت‌انداز

Defense: سپرهای قابل استقرار و تجهیزات دفاعی

Tactical: سلاح‌های تاکتیکی مثل تله‌های استاسیس (Stasis Traps) که دشمنان را متوقف می‌کنند، طعمه‌های هولوگرافیک، و تفنگ‌های انرژی.

با پیشروی در بازی سلاح‌های جدیدی پیدا می‌کنید و باید بر اساس موقعیت، بهترین ترکیب را انتخاب کنید. در پناهگاه (Shelter) هم می‌توانید با هزینه‌ی Lunafilament (ارز اصلی بازی) سلاح‌های پیدا شده را پرینت کنید و ارتقا دهید تا به‌عنوان سلاح اولیه همراه داشته باشید. نکته‌ی هوشمندانه‌ی پراگماتا این است که همیشه هم مجبور به هک کردن نیستید. دشمنان معمولی را می‌توان با شلیک مستقیم از بین برد. اما برای دشمنان دشوارتر (Elite) هک کردن ضروری می‌شود. دشمنان قوی‌تر حتی اقدامات متقابل هم انجام می‌دهند؛ مثلاً سپرهایی ایجاد می‌کنند که صفحه‌ی هک را مسدود و شما را مجبور می‌کنند اول آنها را با گلوله نابود کنید، بعد دوباره هک کنید. این چرخه‌ی هک کن، شلیک کن، مانع را نابود کن، و دوباره هک کن، ریتم اصلی مبارزات پراگماتا را شکل می‌دهد.

بخشی از یک مبارزه

باس‌فایت‌های سینمایی

و اما باس‌فایت‌ها… اینجا جایی است که پراگماتا به معنای واقعی می‌درخشد. هر باس‌فایت یک چالش چندلایه است. مثلا نبرد با SectorGuard – یک ربات دوپای غول‌پیکر با پرتابگرهای موشک‌های چندگانه – تمام زمین نبرد را با اخطارهای خطرناک پر می‌کند. چالش این است که همزمان از موشک‌ها جاخالی دهید و لایه‌های مختلف امنیتی ربات را هک کنید. یک باس‌فایت دیگر شما را مجبور می‌کند روی ساختمان‌ها بالا بروید، از ارتفاع هدف‌گیری کنید، پازل را حل کنید، و دوباره برگردید به هک کردن…

با وجود این همه پیچیدگی، بازی هرگز غیرمنطقی سخت نمی‌شود. تعادل هر عملی که در نبرد لازم است، به ‌قدری دقیق تنظیم شده که حس چالش را حفظ می‌کند بدون اینکه شما را ناامید کند.

محیط‌ها در بازی Pragmata

RE انجین به ماه می‌رسد

از نظر فنی، بازی (PRAGMATA) پراگماتا یک شاهکار بصری است. RE Engine کپکام – که اینبار نامش واقعاً به معنی «رسیدن به ماه» (Reach for the Moon) است – به اوج جدیدی از بلوغ رسیده است. بازی در کره‌ی ماه جریان دارد و این منظره‌ی ماه و سیاره‌ی آبی زمین در افق، یکی از خیره‌کننده‌ترین صحنه‌های امسال را خلق کرده است.

مدلینگ شخصیت‌ها فوق‌العاده است. موهای دیانا با همان فیزیک موی بی‌نظیر RE انجین طراحی شده که در رزیدنت اویل رکوئیم هم دیدیم. لباس فضانوردی هیو طراحی دقیق و پرجزئیاتی دارد که وسواس کپکام را در طراحی نشان می‌دهد. بافت‌ها و نورپردازی در بالاترین سطح ممکن قرار دارند. بازی از رهگیری پرتو (Path Tracing) پشتیبانی می‌کند که سایه‌ها را عمیق‌تر و بازتاب‌ها را واقعی‌تر نشان می‌دهد. انعکاس‌های روی سطوح براق ایستگاه آنقدر دقیق است که گاهی باید چند ثانیه بایستید و فقط به آنها خیره شوید.

تنوع محیطی نیز بسیار بالا است و هر چند ساعت با لوکیشن جدیدی طرف هستید.

بر فراز ماه - Pragmata

آوای ماه

در بخش صدا اما، قضیه فرق می‌کند. طراحی صوتی پراگماتا غوطه‌ورکننده است. قدم‌های شما در راهروهای فلزی خالی، وزوز مداوم ماشین‌آلات، و صدای خش‌خش ارتباطات رادیویی قطع‌شده، همه دست به دست هم داده‌اند تا حس تنهایی و انزوا در فضا را به شما منتقل کنند. موسیقی متن پراگماتا را یاسوماسا کیتاگاوا از تیم صوتی کپکام ساخته است. موسیقی در لحظات اکتشافی، آرامش‌بخش است است و در باس‌فایت‌ها، ناگهان به ضربانی تند و تهاجمی تبدیل می‌شود که با ضربان قلبتان هماهنگ می‌شود. قطعاتی مثل «Thoughts» و «To The Moon» از آن دسته آهنگ‌هایی هستند که تا هفته‌ها پس از تمام کردن بازی، در ذهنتان پخش می‌شوند.

به این نوشته امتیاز بدهید

سخن پایانی

موفقیت، آن‌سوی ریسک است و ریسک بزرگ کپکام با ساخت Pragmata جواب داده است. شوتر علمی-تخیلی جسورانه‌ای که قابلیت‌های هک و تیراندازی را چنان ماهرانه در هم آمیخته که تا هفته‌ها بعد از تمام کردن بازی، دلت برایش تنگ می‌شود. گرچه داستان بازی قابل‌پیش‌بینی است، اما باس‌فایت‌های سینمایی، مدلینگ بی‌نقص، موسیقی آرامش‌بخش کیتاگاوا، و البته جسارت ساخت چنین عنوانی در سال 2026، تمام نواقص انگشت‌شمار و کوچک بازی را قابل بخشش کرده است.

نقاط خوب

  • سیستم مبارزات هک و تیراندازی نوآورانه و اعتیادآور
  • باس‌فایت‌های سینمایی و چالش‌برانگیز
  • موسیقی متن فوق‌العاده و طراحی صوتی بی‌نقص
  • کنترل دقیق و خوش‌دست

نقاط ضعف

  • داستان قابل‌پیش‌بینی و بعضا کلیشه‌ای
۹
نمره سایت