اگر نگاهی به وضعیت فعلی سبک نقشآفرینی بیندازیم، متوجه میشویم که بسیاری از آثار امروزی بیش از آنکه به دنبال ارائه ماجراجوییهای جذاب و درگیر کننده باشند، تمرکز خود را روی جهانهای عظیم و دهها ساعت محتوای جانبی که متاسفانه عمده آنها در نهایت باعث ایجاد حالت تهوع در بازیکن میشوند، قرار دادهاند. در طرف دیگر، عناوین اول شخص عمدتا در تسخیر ژانر شوتر و عناوینی چون Call of Duty، Battlefield، Destiny و … بوده و کمتر با عنوانی روبرو میشویم که سلاحهای سرد و فلز چکش خُرده را به گلوله و باروت ترجیح دهد. با این حال اگر به گذشته نگاهی بیندازیم، سری بزرگی چون The Elder Scrolls را پیدا میکنیم که با ارائه دنیایی جذاب و بینهایت گسترده، مخاطبین بسیار زیادی برای خود دست و پا کرده است. اما چنانچه برای پیدا کردن عناوینی مشابه TES دست به جست و جو بزنید، شاید فقط عنوانی چون Dark Messiah را در گنجهای خاک خورده پیدا کنید که غبار دوران بر آن نشسته است و در دوره و زمان کنونی، چیزی برای یافتن نیابید و ناامید شوید.
اما به نظر میرسد که شرایط در حال تغییر است؛ چرا که بدون شک Fatekeeper یکی از جاهطلبانهترین تلاشهای سالهای اخیر برای بازگرداندن این سبک به روزهای اوج خود محسوب میشود. عنوانی که با تکیه بر مبارزات سنگین، سیستم پیشرفت جالب و دنیایی فانتزی و به شدت زیبا، از همان نخستین نمایشهای خود توانست توجه بسیاری از علاقهمندان سبک نقشآفرینی را به سمت خود جلب کند. در دورانی که بسیاری از آثار نقشآفرینی بیش از هر چیز به دنبال ارائه جهانهای وسیع و صدها ساعت محتوای جانبی هستند، بازی Fatekeeper رویکرد متفاوتی را در پیش گرفته و تلاش میکند با تمرکز بر هسته اصلی گیمپلی و ایجاد حس ماجراجویی، تجربهای به یادماندنی را برای مخاطبان خود رقم بزند.
در ادامه با کریتیکلنز همراه باشید.
دستان سرنوشت
این پیشنمایش بر اساس نسخهی مخصوص منتقدین، و پس از 2 ساعت تجربهی بازی روی پلتفرم PC انجام شده است.

Fatekeeper یک عنوان Action RPG اول شخص است که بازیکنان را به دنیایی تاریک و پرآشوب میبرد؛ جهانی که زخم سالها جنگ و نزاع، بر چهره آن نشان عمیقی گذاشته است. سرزمینهایی که زمانی مملو از زندگی بودند، اکنون به میدان نبرد موجودات اهریمنی، فرقههای مرموز و جنگجویان سرگردان تبدیل شدهاند. در چنین شرایطی، بازیکن در نقش فردی ظاهر میشود که سرنوشت او به شکلی عجیب با آینده این دنیا گره خورده است. هر چند جزئیات داستانی هنوز به طور کامل مشخص نیست، اما آنچه تاکنون مشاهده کردهایم نشان میدهد که روایت بازی تمرکز ویژهای بر کشف اسرار گذشته و تقابل با دشمنانی مرموز دارد.
در زمینه طراحی هنری، بازی Fatekeeper از همان ابتدا موفق میشود هویت خاص خود را به نمایش بگذارد. محیطهای مختلف بازی با دقت بالایی طراحی شدهاند و هر منطقه، هویت و جغزافیای منحصر به فرد خود را دارد. از جنگلهای سر سبز مملو از زندگی گرفته تا دژهای عظیم سنگی، معابد فراموششده و غارهای تاریک زیرزمینی، همگی به شکلی طراحی شدهاند که حس حضور در یک دنیای فانتزی زنده را به بازیکن منتقل کنند. نورپردازی پویا در کنار جزئیات محیطی فراوان، باعث شده تا گشت و گذار در مناطق مختلف همواره جذاب باقی بماند و هر گوشه از جهان بازی دلیلی برای کاوش در اختیار بازیکن قرار دهد. حقیقتا بازی در زمینه بصری به شدت قدرتمند ظاهر میشوند و در هر لحظه با منظرههای چنان زیبا و دورنماهایی فوقالعاده روبرو میشوید که انگشت به دهان میمانید.
یکی از نکات قابل توجه در طراحی مراحل، تمرکز سازندگان بر ساخت محیطهای دستساز و پرجزئیات است. برخلاف برخی از عناوین مدرن که وسعت نقشه را بر کیفیت آن ترجیح میدهند، Fatekeeper تلاش کرده تا هر منطقه را با دقت خاصی طراحی کند و از این رو، روندی خطی دارد. همین موضوع باعث شده تا هنگام کاوش در محیط، همواره با مسیرهای مخفی، اتاقهای پنهان، صندوقهای ارزشمند و رازهای مختلف روبرو شوید. در بسیاری از مواقع حتی خروج از مسیر اصلی نیز با پاداشهای ارزشمند همراه است و این مسئله حس ماجراجویی را به شکل تقویت میکند.

اما بدون شک مهمترین بخش Fatekeeper را باید سیستم مبارزات آن دانست. از همان دقایق ابتدایی مشخص میشود که سازندگان توجه ویژهای به طراحی درگیریها داشتهاند. مبارزات وزن مناسبی دارند و هر ضربهای که به دشمن وارد میکنید، تأثیر خود را به خوبی نشان میدهد. برخلاف بسیاری از نقشآفرینیهای اول شخص که موفقیت بازیکن بیش از هر چیز به سطح تجهیزات و آمار شخصیت وابسته است، در اینجا مهارت فردی نقش بسیار مهمی ایفا میکند. زمانبندی صحیح حملات، جاخالی دادن، دفاع به موقع و مدیریت منابع همگی در پیروزی یا شکست شما تأثیرگذار هستند.
تنوع سلاحها نیز یکی دیگر از نقاط قوت بازی به شمار میرود. بازیکنان میتوانند از شمشیرهای سبک، تبرهای سنگین، گرزها، سپرها و انواع مختلف جادو استفاده کنند. هر سلاح سبک مبارزه متفاوتی دارد و استفاده از آن نیازمند رویکرد خاصی است. به عنوان مثال، سلاحهای سبک سرعت بالاتری دارند اما آسیب کمتری وارد میکنند، در حالی که سلاحهای سنگین با وجود قدرت بالا، فرصت بیشتری برای واکنش در اختیار دشمنان قرار میدهند.
جادو نیز نقش مهمی در ساختار مبارزات ایفا میکند. قابلیتهای جادویی تنها به پرتاب چند گلوله انرژی محدود نشده و کاربردهای متنوعی دارند. برخی از آنها برای کنترل میدان نبرد طراحی شدهاند، برخی دیگر آسیب مستقیم وارد میکنند و گروهی نیز نقش پشتیبانی و تقویت شخصیت را بر عهده دارند. استفاده از موارد محیطی تاثیر به سزایی در روند مبارزات دارد. به عنوان مثال، میتوانید دشمنان را به لبه پرتگاهها بکشانید و با لگد آنها را به پایین پرت کنید یا با استفاده از جادوی خاصی، آنها را به دیوار به میخ بکشید. ترکیب جادو با مبارزات فیزیکی باعث شده تا بازیکنان بتوانند سبک بازی مخصوص به خود را شکل دهند و در هر رویارویی از روشهای متفاوتی استفاده کنند.

در بخش پیشرفت شخصیت نیز با سیستمی روبرو هستیم که آزادی عمل بالایی در اختیار بازیکنان قرار میدهد. با شکست دادن دشمنان و انجام مأموریتهای مختلف، امتیازهایی به دست میآورید که امکان ارتقای مهارتها و قابلیتهای شخصیت را فراهم میکنند. ساختار درخت مهارتها به گونهای طراحی شده که بازیکنان بتوانند مسیرهای مختلفی را برای توسعه شخصیت خود انتخاب کنند. این موضوع نه تنها تنوع بالایی در ساخت بیلدهای مختلف ایجاد میکند، بلکه ارزش تکرار بازی را نیز افزایش میدهد.
یکی دیگر از نکات مثبت، تأکید سازندگان بر ایجاد تعامل میان مهارتها و تجهیزات مختلف است. بسیاری از قابلیتها در کنار یکدیگر عملکرد متفاوتی پیدا میکنند و بازیکنان میتوانند با آزمایش ترکیبهای مختلف، سبک مبارزه مخصوص به خود را خلق کنند. همین مسئله باعث شده تا سیستم پیشرفت شخصیت صرفاً به افزایش اعداد و ارقام محدود نشود و نقش مهمی در نحوه تجربه گیمپلی داشته باشد.
دشمنان حاضر در جهان بازی نیز از تنوع مناسبی برخوردار هستند. از راهزنان و جنگجویان زرهپوش گرفته تا موجودات جادویی و هیولاهای عظیمالجثه، هر کدام رفتارها و الگوهای مبارزاتی متفاوتی دارند. این موضوع باعث میشود بازیکن نتواند برای تمام مبارزات از یک استراتژی ثابت استفاده کند و ناچار باشد بسته به شرایط، روش مبارزه خود را تغییر دهد. مبارزات حقیقتا چالش برانگیز هستند و این چالش به خصوص در زمانی که تعداد بالایی از دشمنان مختلف به سمت شما سرازیر میشوند، به خوبی خود را نمایان میکند. در این گونه مواقع باید تعداد دشمنان، نوع آنها و محیط اطراف خود را به خوبی رصد کرده و استراتژی خاصی را برای فائق آمدن به شرایط، برگزینید.

در کنار دشمنان عادی، باسفایتها نیز بخش مهمی از تجربه بازی را تشکیل میدهند. هر باس دارای مجموعهای از حملات ویژه و مکانیکهای منحصر به فرد است که مبارزه با آنها را به چالشی جدی تبدیل میکند. برخلاف بسیاری از آثار مشابه که باسها تنها نسخه بزرگتر دشمنان عادی هستند، در اینجا هر مبارزه حس و حال مخصوص به خود را دارد و بازیکن را وادار میکند تا الگوهای حملات دشمن را یاد بگیرد و از اشتباهات خود درس بگیرد.
با وجود تمام نکات مثبت، Fatekeeper هنوز در مرحلهای قرار دارد که برخی از بخشهای آن نیازمند بهبود و تکامل بیشتر هستند. به خصوص در زمینه صداگذاری که بعدا صداهای محیطی به طور کامل پخش نمیشوند و حس عجیبی در شرایط مختلف حاکم میشود. اما، آنچه تاکنون از بازی مشاهده کردهایم، تصویری بسیار امیدوارکننده ارائه میدهد. سازندگان به خوبی توانستهاند میان عناصر کلاسیک نقشآفرینی و مکانیکهای مدرن تعادل برقرار کنند و تجربهای خلق کنند که هم برای طرفداران قدیمی این سبک جذاب باشد و هم بازیکنان جدید را به خود جذب کند.
در نهایت، Fatekeeper پتانسیل تبدیل شدن به یکی از غافلگیریهای بزرگ سبک نقشآفرینی را دارد. ترکیب جهانسازی جذاب، مبارزات عمیق، سیستم پیشرفت انعطافپذیر و طراحی هنری به شدت چشمنواز باعث شده تا این عنوان از همین حالا به یکی از آثار قابل توجه برای علاقهمندان ژانر فانتزی تبدیل شود. اگر سازندگان بتوانند همین روند را تا زمان عرضه نسخه نهایی حفظ کنند، بدون شک با اثری روبرو خواهیم بود که نه تنها به خوبی از میراث عناوین کلاسیک الهام گرفته، بلکه هویت مستقل خود را نیز به شکلی موفقیتآمیز به نمایش میگذارد.