داستانهای لاوکرفتی همواره از آن دسته آثاری بودهاند که بسیاری معتقدند در لایههای عمیق روایی خود، مفاهیم و نمادهای پنهانی را جای دادهاند. اگر بخواهیم با نگاهی صرفاً اجتماعی و تا حدی بیاحساس به این ژانر بنگریم، میتوان گفت که این آثار اغلب بر نوعی ذهنیت توطئهمحور استوار هستند؛ ذهنیتی که در آن حقیقت، همواره پشت پردهای از راز، نیروهای ناشناخته و واقعیتهایی فراتر از درک انسان پنهان شده است.
عنوان Skautfold: Moonless Knight، اثر مستقل ساختهشده توسط Steve Gal، با روایت داستانی خود و همچنین بهرهگیری از دستکاریهای تاریخی و ناگفتههایی از تاریخ ژاپن، توانسته اثری قابلتوجه را در قالب یک گیمپلی مترویدوینیایی ارائه دهد. در نقد و بررسی بازی Skautfold: Moonless Knight قصد داریم بررسی کنیم که این عنوان چگونه با اتکا به نقاط قوت خود میتواند به تجربهای سرگرمکننده، بهویژه روی پلتفرم نینتندو سوییچ ۲، تبدیل شود و در مقابل، نقاط ضعف آن تا چه اندازه بر تجربه کلی بازی تأثیر منفی گذاشتهاند.
با نقد و بررسی بازی Skautfold: Moonless Knight همراه کریتیکلنز باشید.
اشتیاق کشف
این نقد و بررسی بر اساس نسخه مخصوص منتقدین، و پس از 15 ساعت تجربه بازی در پلتفرم Nintendo Switch 2 انجام شده است.

داستان با مخاطبانی که تشنه حقیقت هستند!
Skautfold: Moonless Knight روایت خود را بر پایه مضامین لاوکرفتی بنا میکند و با انتخاب یک تاریخ جایگزین، داستانش را پیش میبرد. داستان بازی در جهانی جریان دارد که درگیر وحشتهای کیهانی و موجودات برخاسته از اساطیر لاوکرفتی شده است. در این میان، مخاطب در نقش شخصیتی به نام Gray قرار میگیرد؛ دومین شوالیه «امپراتوری فرشتگان بریتانیا» که بهعنوان فرستادهای دیپلماتیک، راهی امپراتوری Dawn در ژاپن میشود.
اما این مأموریت خیلی زود از کنترل خارج میشود و همین اتفاق، نقطه عطف اصلی داستان را رقم میزند. کودتایی مذهبی به رهبری گروهی با نام Lunatics شکل میگیرد؛ فرقهای که خدایی مرتبط با ماه را میپرستد. در ادامه، Gray وارد کاخ امپراتوری Oda میشود و درمییابد که در اعماق این کاخ، رازی هولناک نهفته است؛ رازی که نهتنها به سرنوشت بشریت، بلکه به خود ماه نیز گره خورده است.
چنین هسته داستانی که به باور من، همانند بسیاری از آثار لاوکرفتی، بر نوعی توهم توطئه استوار است، بهعنوان یک ایده روایی، بهخوبی میتواند اشتیاق مخاطب را برای دنبال کردن داستان برانگیزد و او را به کشف راز سرنوشتساز روایت ترغیب کند.
Skautfold: Moonless Knight با تکیه بر داستان خوب خود، موفق میشود مخاطب را با روایتش همراه کند. شروع قدرتمند بازی، ایجاد حس کنجکاوی که از ویژگیهای ذاتی این دست آثار است، کشمکشهای داستانی و در نهایت پایانبندی، همگی در کنار یکدیگر باعث میشوند مخاطب تا انتهای مسیر با اثر همراه بماند. همچنین بازی در زمینه شخصیتپردازی نیز عملکرد قابل قبولی از خود به نمایش میگذارد.
پایانبندی بازی نیز دقیقاً همان چیزی است که میتوان از یک اثر لاوکرفتی انتظار داشت؛ جایی که انسان درمییابد در برابر عظمت ناشناختههای جهان، چیزی جز نقطهای کوچک نیست. شاید چنین پایانی تلخ باشد، اما بدون شک ارزشمند است. دیالوگهای بازی نیز با تکیه بر یک سیستم روایت Text-Based، وظیفه انتقال اتفاقات و پیشبرد داستان را بر عهده دارند.
باید گفت که روایت مبتنی بر نوشتار، بهخودیخود نقطهضعف محسوب نمیشود؛ اما Skautfold: Moonless Knight در ساعات ابتدایی خود بیش از حد مخاطب را درگیر این شیوه روایت میکند و همین موضوع باعث میشود این رویکرد بهتدریج حالتی خستهکننده به خود بگیرد. از سوی دیگر، بازی تنها به صحنههای فاقد گیمپلی برای ارائه این حجم از دیالوگها اکتفا نمیکند؛ بلکه حتی فشردن یک دکمه اشتباه هنگام گشتوگذار نیز میتواند روند پیشروی را متوقف کرده و بازیکن را وارد مجموعهای از دیالوگهای طولانی کند.

البته باید در نظر داشت که روایت متنمحور، زمانی به نقطهضعف تبدیل میشود که نتواند تعادل مناسبی میان گیمپلی و روایت داستانی برقرار کند. Skautfold: Moonless Knight نیز در بخشهایی از تجربه خود دقیقاً با همین مشکل مواجه میشود؛ مسئلهای که نهتنها بر ریتم روایت، بلکه بر کیفیت تجربه گیمپلی نیز تأثیر منفی میگذارد.
با تمام اینها، اثر مستقل Steve Gal در ایجاد همپوشانی میان داستان و گیمپلی، متناسب با ژانری که برگزیده، عملکرد موفقی دارد. این هماهنگی باعث میشود مخاطب همزمان با پیشروی در بازی، شناخت عمیقتری از شخصیتها، محیطها و سناریوهای داستانی به دست آورد و بیش از پیش به غنای دنیای بازی پی ببرد؛ شناختی که به لطف پرداخت مناسب، ارزش صرف زمان برای دنبال کردن آن را دارد. این روند در بخش گیمپلی نیز دیده میشود و بازی بهتدریج عناصر و مکانیکهای خود را به شکلی منسجم به مخاطب معرفی میکند.
نقد و بررسی بازی Skautfold: Into the Fray
ایستادن در جای درست!
در بخش گیمپلی، با یک اثر مترویدوانیایی طرف هستیم. حقیقت این است که امروزه تعداد آثار تولیدشده در این ژانر به شکل قابل توجهی افزایش یافته است؛ بهگونهای که حتی بسیاری از بازیهایی که بهطور کامل در این سبک قرار نمیگیرند نیز، بخشی از عناصر خود را از مترویدوینیا وام گرفتهاند.
بازی اسکاتفولد مونلس نایت نیز بهعنوان یک اثر مترویدوینیایی، تلاش میکند حس اکتشاف محیط را با یک سیستم مبارزات پویا تلفیق کند و تا حد زیادی نیز در دستیابی به این هدف موفق ظاهر میشود. هرچند بازی نتوانسته این ایده را، بهویژه در بخش فنی، به شکلی بینقص پیادهسازی کند، اما در مجموع تجربهای قابلتوجه و سرگرمکننده را ارائه میدهد.
Skautfold: Moonless Knight اثری دوبعدی است که از دوربین Top-Down بهره میبرد. این دوربین در مجموع عملکرد قابل قبولی دارد و در مدیریت مبارزات با مشکل خاصی روبهرو نیست، اما برخی ضعفها در نحوه پیادهسازی آن، گاهی میتوانند بر تجربه کلی بازی تأثیر منفی بگذارند.
درست است که مبارزات Real-time، انیمیشنهای روان و فضای اکشن بازی بهاندازهای خوب طراحی شدهاند که حس درگیریها را به مخاطب منتقل کنند، اما نبود سیستم Lock-On باعث میشود مبارزات در برخی موقعیتها با کندی و سردرگمی همراه شوند. این مسئله بهویژه هنگام استفاده از سپر یا اجرای جاخالی، تأثیر خود را نشان میدهد و میتواند تجربه مبارزات را تحت تأثیر قرار دهد؛ ضعفی که در باسفایتها یا نبردهای شلوغ، بیش از هر زمان دیگری خود را نمایان میکند.
مبارزات بازی با سلاحهایی مانند شمشیر و نیزه انجام میشود. هرچند شخصاً تفاوت چشمگیری میان عملکرد این سلاحها احساس نکردم، اما باید گفت که هرکدام از آنها از طریق سیستم ارتقا، قابلیت توسعه و شخصیسازی دارند. وجود فروشگاه نیز در کنار این سیستم، نهتنها بر روند مبارزات، بلکه بر انگیزه مخاطب برای گشتوگذار در محیط بازی نیز تأثیر مثبتی میگذارد.

یکی از مهمترین ویژگیهایی که از یک بازی مترویدوینیایی انتظار میرود، حفظ اشتیاق بازیکن برای بازگشت دوباره به محیطهایی است که پیشتر در آنها حضور داشته است؛ اشتیاقی که میتواند از کشف مسیرهای تازه، یافتن پاسخ پرسشهای داستان، شناخت بیشتر جهان بازی یا پیدا کردن آیتمهای جدید برای ارتقای شخصیت ناشی شود.
همانطور که پیشتر اشاره کردم، سیستم پیشرفت بازی تنها به ارتقای سلاحها محدود نمیشود. محیطهای متنوع بازی که گاهی خود بهنوعی نقش یک دشمن را ایفا میکنند نیز، در این چرخه نقش دارند. همچنین نقشه بازی با طراحی مناسب و مسیریابی دقیق، بهندرت باعث سردرگمی مخاطب میشود و در نتیجه، حس ماجراجویی و اکتشاف تا پایان بازی تازگی خود را حفظ میکند.

دشمنان و باسفایتهای بازی نیز از تنوع مناسبی برخوردار هستند. دشمنان تنها به انسانها محدود نمیشوند و طیف گستردهای از موجودات عجیبوغریب را در بر میگیرند. باسفایتها نیز از نظر طراحی مبارزات و فضاسازی، تنوع قابل قبولی دارند و هرکدام میتوانند چالشی متفاوت را پیش روی مخاطب قرار دهند. این ویژگی تقریباً در مورد تمامی دشمنان بازی نیز صدق میکند و در نهایت، شکست دادن آنها حس رضایتبخشی را به بازیکن منتقل میکند؛ بهگونهای که بازی هرگز احساس درماندگی یا «درماندگی آموختهشده» را به مخاطب القا نمیکند.
نقد و بررسی بازی Hollow Knight: Silksong روی کنسول سوییچ

موسیقی گوشنواز
محیطهای بازی، فارغ از اتمسفر رازآلود و تاریکی که بر آنها حاکم است، در انتقال حسوحال دنیای بازی به مخاطب عملکردی بسیار موفق و تأثیرگذار دارند. طراحی هنری محیطها بهخوبی در خدمت روایت قرار گرفته و باعث میشود بازیکن ارتباط عمیقتری با جهان بازی برقرار کند.
در کنار این موارد، موسیقی Ambient بازی نیز نقش مهمی در تقویت این فضا ایفا میکند. موسیقیای که نهتنها به شکل مؤثری حس تنهایی، ابهام و رازآلود بودن جهان بازی را به مخاطب منتقل میکند، بلکه بهقدری شنیدنی و باکیفیت است که شخصاً میتواند جایگاه ثابتی در فهرست موسیقیهای مورد علاقهام پیدا کند.
عملکردی جذاب روی کنسول دستی!
Skautfold: Moonless Knight با طراحی پیکسلآرت خود نیز بهخوبی چشمنوازی میکند و از همان لحظات ابتدایی، هویت بصری جذابی را به نمایش میگذارد. این بازی بهراحتی میتواند مخاطب را مجذوب دنیای خود کند. مهمتر از آن، گیمپلی مترویدوینیایی آن، با وجود ضعفهایی مانند نبود سیستم Lock-On که گاهی در جریان مبارزات باعث سردرگمی یا خستگی بازیکن میشود، همچنان آنقدر سرگرمکننده و منسجم هست که Skautfold: Moonless Knight را به اثری قابل قبول و ارزشمند، بهویژه برای کنسولهای دستی و خصوصاً نینتندو سوییچ، تبدیل کند.
از نظر فنی نیز بازی، بهجز همان ضعف در نبود سیستم Lock-On، ایراد شاخص دیگری از خود نشان نمیدهد؛ ضعفی که به نظر میرسد بیش از هر چیز به پیادهسازی فنی سیستم مبارزات بازمیگردد. با این حال، نبود مشکلاتی مانند افت فریم، باگهای فیزیکی یا سایر ایرادات فنی آزاردهنده، باعث میشود تجربه بازی در مجموع روان و پایدار باقی بماند.
تجربه ۱۵ ساعته Skautfold: Moonless Knight روی پلتفرم نینتندو سوییچ ۲، بیش از پیش مرا به ظرفیتهای کنسولهای دستی علاقهمند کرد. فارغ از داستان جذاب بازی، گیمپلی، موسیقی و اتمسفر آن دست به دست هم دادند تا در تمام این مدت، انگیزه لازم برای ادامه مسیر و اکتشاف در دنیای بازی را حفظ کنم.
