در جهانی که سرعت دیگر فقط عددی روی صفحه نیست، ژانر شبیهسازی رانندگی بیش از هر زمان دیگری در جستوجوی معنا است؛ معنای حس، کنترل و دقت. در این مسیر، بازیها دیگر صرفاً ابزار سرگرمی نیستند، بلکه به آزمایشگاهی برای سنجش مرزهای واقعیت تبدیل شدهاند.
شبیهسازها به بازیکن اجازه میدهند در آنِ واحد هم راننده ، هم مهندس و هم ناظر مسابقه باشند. سفری میان تمرکز و هیجان، میان نظم و آشوب. هر عنوان تازهای که وارد این مسیر میشود، ناخواسته در گفتوگویی قدیمی میان بازی و واقعیت شرکت میکند؛ گفتوگویی دربارهی اینکه تجربهی واقعی واقعاً یعنی چه؟
در همین مسیر، بازی « Project Motor Racing » از Straight4 Studios وارد میدان میشود؛ عنوانی که نه در پی شکستن قواعد ژانر است و نه در سایهی بزرگان پنهان میشود؛ بلکه تلاش میکند صدای مخصوص به خود را در دنیای شبیهسازها پیدا کند. در ادامه با کریتیک لنز همراه باشید.
کنترل دشوار، چالش همیشگی
این نقد و بررسی بر اساس نسخه ارسال سازندگان و پس از 10 ساعت تجربهی بازی روی پلتفرم Xbox Series s انجام شده است.
بازی سه حالت Single Player، Career و Multiplayer اصلی دارد. در حالت تکنفره، تمام خودروهای مسابقهای از ابتدا در دسترس هستند و بازیکن میتواند تنظیمات زیادی را شخصیسازی کند. در بخش Career، بازی مبلغی اولیه به بازیکن میدهد تا با خرید یک ماشین و پرداخت ورودی هر مسابقه وارد رقابت شود و با پیروزی درآمد کسب کند؛ اما در بخش آنلاین، من به هیچ روشی نتوانستم به سرورهای بازی متصل شوم.
سیستم رانندگی و کنترل خودروها در پیست نه حس یک شبیهساز واقعی را القا میکند و نه تجربهی یک بازی آرکید سرگرمکننده را ارائه میدهد. میتوان گفت که بازی Project Motor Racing میان دو جبههی شبیهسازی و سرگرمی گم شده است؛ نه آنقدر دقیق است که حس مسابقهی واقعی بدهد و نه آنقدر نرم و درگیرکننده که لذت خالص رانندگی را منتقل کند.
کنترل خودرو با دستهی بازی (کنترلر) بسیار چالشبرانگیز و گاهی آزاردهنده است و نیاز به زمان زیادی دارد تا بتوان به آن عادت کرد. سه سطح سختی آسان، معمولی و حرفهای برای بازی در نظر گرفته شده؛ اما در هر سه حالت، هدایت خودروها بیش از حد لغزنده و ناپایدار است.

در مقابل، یکی از بخشهای مثبت بازی تنظیمات فنی خودرو در حین مسابقه است. این ویژگی تجربهای نزدیکتر به یک شبیهساز واقعی ارائه میدهد و بازیکن را وادار میکند همزمان به وضعیت فنی خودرو و مسیر پیشرو توجه کند. این چند وظیفگی حسی منحصربهفرد ایجاد میکند که در بسیاری از بازیهای همسبک کمتر دیده میشود.
البته در بازی برای بازیکنانی که آشنایی به جزئیات فنی ندارند، سیستم خودکار تنظیمات نیز وجود دارد.
همچنین، کنترل خودروها بسته به شرایط آبوهوا تغییر میکند. در باران، جاده لغزنده است؛ در هوای سرد، چسبندگی افزایش مییابد و در گرما، کنترل نرمتر میشود. این تغییرات در ابتدا جذاباند؛ اما مشکلات اساسی در کنترل خودرو باعث میشود این تفاوتها نتوانند لذت واقعی ایجاد کنند.
فرقی نمیکند کدام خودرو را انتخاب کنید. کنترل همهی آنها ناپایدار است. همین مسئله باعث میشود سایر بخشهای مثبت مانند طراحی پیستها یا تنظیمات فنی، کمتر به چشم بیایند. در نتیجه بازی بهسختی میتواند بازیکن را کاملاً درگیر خود کند.زاویههای مختلف دوربین در بازی وجود دارد؛ اما پایدارترین حالت، نمای سومشخص است. در نمای اولشخص، هرچند طراحی داخلی کابین بسیار دقیق و چشمنواز است؛ اما چرخشهای ناگهانی خودرو به دلیل کنترل ضعیف، تجربه را خستهکننده میکند.
همانطور که گفتم، در هیچ شرایطی موفق به اتصال به سرورهای آنلاین نشدم؛ بنابراین تمام تجربهام از کنترل و مسابقه در حالتهای Single Player و Career رقم خورد.در حالت آفلاین، هوش مصنوعی رقبا یکی از بزرگترین ضعفهای بازی است. گاهی در ابتدای مسابقه، نیمی از خودروها با تأخیر حرکت میکنند یا در همان دقایق نخست با یکدیگر برخورد کرده و متوقف میشوند. در نتیجه، رقابت بیشتر به آزمونی برای تحمل کنترل دشوار تبدیل میشود تا رقابت واقعی برای رتبهی بهتر.
عملکرد ضعیف هوش مصنوعی، در کنار کنترل مشکلدار، باعث میشود Project Motor Racing بیش از آنکه به یک شبیهساز جدی شباهت داشته باشد، حس یک بازی مسابقهای ساده و نیمهتمام را منتقل کند.
با توجه به قیمت ۷۰ دلاری، کیفیت کلی تجربه ناامیدکننده است و حتی برای طرفداران پروپاقرص سبک ریسینگ نیز ارزش خرید در وضعیت فعلی ندارد.

طراحی پیستها و ماشینها
بازی دارای ۱۹ پیست مسابقه است که میتوان آن را یکی از نقاط قوت بازی Project Motor Racing دانست. طراحی هر پیست ساختار جالب و متفاوتی دارد و تنوع آن باعث میشود حتی در حالت تکنفره نیز بازی تا حدی سرگرمکننده بماند. تنوع در مسیرها باعث نمیشود بازیکن احساس تکرار یا خستگی کند و میتواند ساعتها در هرکدام از این پیستها وقت بگذراند.
در مقابل، طراحی محیط اطراف پیستها ضعف قابلتوجهی دارد. هرچند مسیرها خوب طراحی شدهاند؛ اما محیطهای پیرامونی بسیار ساده و خالی به نظر میرسند. در تمام ۱۹ پیست، ساختار کلی محیط تقریباً یکسان است؛ سکوهای تماشاچی، موانع تکراری و پسزمینههایی بیروح که هیچ حس زندهای منتقل نمیکنند. نبود فیزیک محیطی یا عناصر دیداری چشمنواز باعث شده حضور یا نبود این محیطها عملاً تفاوتی در تجربه ایجاد نکند.
در بخش فیزیک خودروها و جهان بازی نیز مشکلات مشابهی دیده میشود. بازی به بازیکن اجازه میدهد انتخاب کند که آیا خودرو در اثر برخورد آسیب ببیند یا نه؛ اما چه این گزینه فعال باشد و چه غیرفعال، برخوردها حس واقعگرایانهای ندارند. در زمان تصادف با گاردریل یا اجسام دیگر، هیچ ضربه یا لرزش طبیعی احساس نمیشود و خودرو طوری رفتار میکند که انگار هیچ فیزیکی در کار نیست. به علاوه اگر گزینه اثر گذاری ضربه به ماشین را فعال کنید. پس از برخوردهای مکرر که هیچ گونه انیمیشنی برایشان طراحی نشده است بازی اخطار میدهد که بخشی از ماشین آسیب دیده و ضعفهایی در ماشین به وجود آمده است. این حالت به شدت جالب بوده و باعث ایجاد یک تجربه دقیقتر از شبیه سازی میشود؛ اما به دلیل نبود فیزیک و انیمیشن خاصی برای برخود ماشینها و کنترل ناپایدار ماشین این گزینه را به یک حالته دست و پاگیری تبدیل میکند نه یک حالت واقعی سازی.
بازی دارای ۱۹ پیست مسابقه است که میتوان آن را یکی از نقاط قوت Project Motor Racing دانست. طراحی هر پیست ساختار جالب و متفاوتی دارد و تنوع آن باعث میشود حتی در حالت تکنفره نیز بازی تا حدی سرگرمکننده بماند. تنوع در مسیرها باعث نمیشود بازیکن احساس تکرار یا خستگی کند و میتواند ساعتها در هرکدام از این پیستها وقت بگذراند.
در مقابل، طراحی محیط اطراف پیستها ضعف قابلتوجهی دارد. هرچند مسیرها خوب طراحی شدهاند؛ اما محیطهای پیرامونی بسیار ساده و خالی به نظر میرسند. در تمام ۱۹ پیست، ساختار کلی محیط تقریباً یکسان است؛ سکوهای تماشاچی، موانع تکراری و پسزمینههایی بیروح که هیچ حس زندهای منتقل نمیکنند. نبود فیزیک محیطی یا عناصر دیداری چشمنواز باعث شده حضور یا نبود این محیطها عملاً تفاوتی در تجربه ایجاد نکند.
در بخش فیزیک خودروها و جهان بازی نیز مشکلات مشابهی دیده میشود. بازی به بازیکن اجازه میدهد انتخاب کند که آیا خودرو در اثر برخورد آسیب ببیند یا نه؛ اما چه این گزینه فعال باشد و چه غیرفعال، برخوردها حس واقعگرایانهای ندارند. در زمان تصادف با گاردریل یا اجسام دیگر، هیچ ضربه یا لرزش طبیعی احساس نمیشود و خودرو طوری رفتار میکند که انگار هیچ فیزیکی در کار نیست. به علاوه اگر گزینه اثر گذاری ضربه به ماشین را فعال کنید. پس از برخوردهای مکرر که هیچ گونه انیمیشنی برایشان طراحی نشده است بازی اخطار میدهد که بخشی از ماشین آسیب دیده و ضعفهایی در ماشین به وجود آمده است. این حالت به شدت جالب بوده و باعث ایجاد یک تجربه دقیقتر از شبیه سازی میشود؛ اما به دلیل نبود فیزیک و انیمیشن خاصی برای برخود ماشینها و کنترل ناپایدار ماشین این گزینه را به یک حالته دست و پاگیری تبدیل میکند نه یک حالت واقعی سازی.
همین مشکل در حرکت عادی نیز وجود دارد؛ هنگام رانندگی، خودروها انگار روی سطح آسفالت قرار ندارند، بلکه لایهای نامرئی میان لاستیک و پیست فاصله میاندازد. نتیجه این است که هیچ حسی از وزن، چسبندگی یا اصطکاک به بازیکن منتقل نمیشود. عاملی که در یک بازی شبیهساز رانندگی اهمیت زیادی دارد.

تجربهی کاربر و رابط کاربری (UI/UX)
رابط کاربری Project Motor Racing دقیقاً همان چیزی است که از یک بازی شبیهساز انتظار میرود؛ ساده، مستقیم و بدون زرقوبرق اضافه. اما همین سادگی، گاهی بیش از اندازه خشک و فنی به نظر میرسد. منوهای اصلی طراحی مرتبی دارند و دسترسی به بخشهایی مثل تنظیمات خودرو یا حالتهای مسابقه آسان هستند؛ اما در جزئیات، بازی هنوز به روانی لازم نرسیده است.
در قسمت تنظیمات، گزینهها زیادند، اما ترتیب و اولویتبندیشان کمی گیجکننده است. مثلاً برای تنظیم حساسیت فرمان یا تغییر نحوهی کمکهای رانندگی باید چند صفحه جلو و عقب بروید تا به بخش مورد نظر برسید. چنین چیزی برای بازیکنان تازهکار خستهکننده است؛ ولی برای کسانی که به دنبال تنظیم دقیق هستند، انعطاف زیادی فراهم میکند.
رابط درون مسابقه (HUD) ترکیبی از اطلاعات ضروری را نمایش میدهد؛ سرعت، دنده، زمان، جایگاه و وضعیت لاستیکها. طراحی ساده و خوانا است؛ اما گاهی موقعیت برخی عناصر با میدان دید تداخل دارد. بهویژه در حالت کابین که نمایشگر اطلاعات، نزدیک به آینهی عقب قرار گرفته است. با این حال، نمایش وضعیت فنی خودرو در حین رانندگی، یکی از بهترین بخشهای رابط است و به بازیکن اجازه میدهد بدون خروج از مسابقه، وضعیت لاستیک، سوخت یا دما را بررسی کند؛ چیزی که حس واقعی بودن را بیشتر میکند.
یکی از نقاط مثبت رابط کاربری، منوی پیش از مسابقه است. انتخاب پیست، خودرو و شرایط آبوهوا در یک صفحه انجام میشود و فرآیند ورود به مسابقه سریع است. در مقابل، بخش شخصیسازی ظاهری خودرو تقریباً وجود ندارد و منوهای آن هم با تأخیر بارگذاری میشوند؛ همین باعث میشود بخش آمادهسازی قبل از مسابقه کمتر هیجانانگیز باشد.

رابط کاربری Project Motor Racing نه آزاردهنده است و نه خاص، اما بیشتر جنبهی فنی دارد تا هنری. طراحیاش شبیه ابزار کار است، نه بخشی از تجربهی احساسی بازی. در حالی که بسیاری از رقبای این سبک تلاش کردهاند UI را بخشی از هویت بصری خود کنند، اینجا رابط فقط وظیفهاش را انجام میدهد و نه بیشتر.
ظاهر جذاب، عمق گم گشده
طراحی ظاهری خودروها بهخوبی انجام شده و از نظر مدلسازی حس یک شبیهساز را منتقل میکند. چه در نمای بیرونی و چه در نمای داخلی، جزئیات کافی وجود دارد تا خودروها قابلباور باشند. با اینکه تنوع مدلها زیاد نیست؛ اما همان تعداد موجود، طراحی قابل قبولی دارند و حس واقعی بودن را منتقل میکنند.
با این حال، یکی از کمبودهای بزرگ بازی، نبود سیستم شخصیسازی (customize) است. هیچ بخش جداگانهای برای تنظیم ظاهری یا فنی خودروها وجود ندارد و بازیکن تنها میتواند از میان چند طرح ازپیشساختهشده انتخاب کند. برای علاقهمندان به جزئیات و تغییرات بصری، این مسئله میتواند ناامیدکننده باشد. هرچند در مقایسه با ماهیت کلی بازی، ضعف بحرانی محسوب نمیشود.
از نظر فنی، گرافیک کلی بازی چشمگیر نیست. پیستها از نظر هنری و نورپردازی سادهاند و فاقد جزئیات محیطی هستند. طراحی محیطهای پیرامون خالی و تکراری است. به طوری که حس یک دنیای زنده را منتقل نمیکنند. هرچند خودروها از نظر مدلسازی قابل قبول هستند؛ اما از نزدیک جزئیات خاصی دیده نمیشود.
تنها نکتهی چشمنواز، طراحی داخلی خودرو در نمای اولشخص است که حس حضور در کابین واقعی را ایجاد میکند.
یکی از مواردی که توجه من را جلب کرد، آینهی دید عقب بود. در ابتدا به نظر میرسید ویژگی مفیدی است؛ اما کیفیت پایین تصویر در آینه باعث میشود استفاده از آن فقط در شرایط اضطراری ممکن باشد، نه در جریان عادی مسابقه.


از نظر عملکرد فنی، بازی اجرای روانی دارد و من با هیچ افت فریمی مواجه نشدم. هرچند باگهایی مثل گیر کردن خودروها در شروع مسابقه یا چپ شدن ناگهانی آنها گاهی تجربه را مختل میکند. با این حال، از نظر پایداری فنی، عملکرد کلی قابل قبول است.
با این وجود Project Motor Racing از نظر کیفیت بصری و هنری چیزی تازه برای ارائه ندارد. پیستها فاقد حس عمق و جزئیاتاند و افکتهای آبوهوا تأثیر چندانی بر جلوهی دیداری ندارند. در شرایط بارانی، تنها تفاوت قابلتوجه لغزندگی جاده است و نه جلوهی بصری قطرات باران یا بازتاب نور. این مسئله باعث میشود تجربهی بصری بازی بیشتر به بازی های نسل هفت شباهت داشته باشد تا استانداردهای سال ۲۰۲۵.
در مجموع، گرافیک و طراحی هنری بازی نه تنها فراتر از انتظار ظاهر نمیشود، بلکه در برخی موارد حس یک عنوان ناتمام را القا میکند اثری که پتانسیل دارد؛ اما هنوز در حد نسخهای اولیه باقی مانده است.
صدا چون باد از کف میرود
بخش صداگذاری در بازی Project Motor Racing در نگاه اول درست و قابلقبول به نظر میرسد؛ اما با کمی دقت متوجه میشویم که بیشتر صداها کلی و عمومی طراحی شدهاند. در حین مسابقه، تنوعی از صداها شنیده میشود که در ابتدا هیجانانگیز است؛ اما وقتی دقیقتر گوش بدهید، متوجه میشوید بسیاری از آنها سطحی و تکراری هستند.
برای مثال، صدای استارت یا حرکت اولیهی خودروها در آغاز مسابقه، حس قدرت و وزن لازم را ندارد و بیش از حد یکنواخت به گوش میرسد.
هر خودرو صدای موتور مخصوص به خود را دارد؛ اما این شبیهسازیها آنقدر جزئی است که در عمل تفاوت زیادی احساس نمیشود.
در هنگام برخورد دو خودرو یا اصابت با مانع، افکت صوتی قابلتوجهی وجود ندارد و حس فیزیکی آن بهخوبی منتقل نمیشود. این مسئله باعث میشود تصادف ها بیروح و بیتأثیر به نظر برسند.
یکی دیگر از جزئیاتی که میتوانست به جذابیت تجربه بیفزاید، صدای تعویض دندهها بود. بازی از افکت صوتی مخصوص برای این بخش استفاده کرده؛ اما آنقدر کم رمق و ناتمام است که بیشتر حس وجود اجباری دارد تا بخشی از تجربهی واقعی رانندگی.
در کل، صداگذاری در Project Motor Racing خام و یکدست است؛ صدایی که میتوانست به جان مسابقه انرژی بدهد، در عوض تنها کارکرد فنی دارد و هیچ حس واقعی از قدرت، تماس لاستیک با زمین، یا وزن خودرو منتقل نمیکند. با در نظر گرفتن قیمت بالای بازی، این کمدقتی در جزئیات صدا بیشتر به چشم میآید و باعث میشود احساس شود نسبت به هزینهای که پرداخت میشود، تجربهی صوتی در سطحی پایینتر از انتظار قرار دارد.
