اگر نگاهی به وضعیت فعلی آثار سولزلایک بیندازیم، متوجه میشویم که این سبک طی یک دهه اخیر مسیر بسیار متفاوتی را نسبت به سایر ژانرهای صنعت بازیهای ویدیویی طی کرده است. موفقیت خارقالعاده آثاری چون Dark Souls، Bloodborne، Sekiro و در نهایت Elden Ring باعث شد بسیاری از استودیوها نیز شانس خود را برای حضور در این بازار امتحان کنند. نتیجه این اتفاق، عرضه دهها عنوان مختلف بود که هر یک تلاش میکردند بخشی از فرمول موفق آثار فرامسافتور را بازآفرینی کنند. با این حال، واقعیت آن است که بخش عمده این بازیها بیش از آنکه هویت مستقلی برای خود خلق کنند، صرفاً به تقلید از ساختار مبارزات، طراحی مراحل و روایت مبهم این آثار بسنده کردهاند؛ مسئلهای که باعث شده بسیاری از آنها پس از مدت کوتاهی به دست فراموشی سپرده شوند.
با این وجود، در میان تمامی این آثار، شاید بازی Mortal Shell جایگاه متفاوتی پیدا کرد. عنوانی که اگرچه در مقایسه با غولهای این سبک بودجه بسیار محدودتری در اختیار داشت، اما با ارائه چند مکانیک خلاقانه موفق شد هویت مستقلی برای خود دست و پا کند. مکانیک Shellها باعث شده بود هر شخصیت، سبک مبارزه، ویژگیها و نقاط قوت و ضعف مخصوص به خود را داشته باشد و بازیکنان بتوانند بدون نیاز به ساخت شخصیتهای متعدد، شیوه بازی خود را به شکل قابل توجهی و در بخش خاصی در طول بازی، تغییر دهند.
هرچند Mortal Shell در زمینههایی مانند تنوع دشمنان، طراحی باسها، گستردگی محیطها و محتوای کلی بازی با محدودیتهایی روبهرو بود، اما استقبال مثبت بازیکنان نشان داد که استودیوی Cold Symmetry مسیر درستی را انتخاب کرده است. حالا و پس از چند سال، این استودیو بار دیگر با Mortal Shell 2 بازگشته است. دنبالهای که برخلاف نسخه نخست، از همان اولین نمایشهای خود بسیار جاهطلبانهتر ظاهر شده و قصد دارد تقریباً تمام بخشهای نسخه قبلی را گسترش دهد.
آنچه تاکنون از بازی مشاهده کردهایم، نشان میدهد که Mortal Shell 2 صرفاً یک نسخه بزرگتر از بازی اول نیست؛ بلکه سازندگان تلاش کردهاند فلسفه طراحی نسخه نخست را حفظ کرده و در عین حال، آن را در ابعادی بسیار وسیعتر پیادهسازی کنند. جهان بازی بزرگتر شده، مبارزات عمق بیشتری پیدا کردهاند، سیستم پیشرفت شخصیت گستردهتر به نظر میرسد و از همه مهمتر، آزادی عمل بازیکنان نسبت به گذشته افزایش یافته است. همین مسئله باعث شده تا Mortal Shell 2 خیلی زود به یکی از مورد انتظارترین آثار طرفداران سبک سولزلایک تبدیل شود.
در ادامه با کریتیکلنز همراه باشید.
پوسته فانی
این پیشنمایش بر اساس نسخهی دموی رسمی، و پس از 6 ساعت تجربهی بازی روی پلتفرم PC انجام شده است.

داستان بازی Mortal Shell 2 همچنان همان فضای رازآلود، تاریک و مرموز نسخه نخست را حفظ کرده است؛ فضایی که بیش از هر چیز بر اکتشاف و کشف حقیقت تکیه دارد.
در Mortal Shell 2 بازیکنان کنترل شخصیتی با نام Harbinger را بر عهده میگیرند؛ جنگجویی که مأموریت دارد تا هستههای موجودی به نام Under Mether که در نتیجه اتفاقی مبهم، در سر تا سر سرزمین پراکنده شدهاند را جمع آوری کرده و به نزد او بازگردانند. اگرچه هنوز اطلاعات کاملی از جزئیات داستان منتشر نشده، اما نمایشهای اولیه نشان میدهند که این هستهها نقش مهمی در ساختار روایت و حتی پیشرفت گیمپلی ایفا خواهند کرد.
یکی از مهمترین ویژگیهایی که از همان نخستین تریلرها توجه مخاطبان را به خود جلب میکند، پیشرفت چشمگیر بازی در زمینه طراحی هنری است. نسخه اول اگرچه فضای بسیار سنگین و وهمآلودی داشت، اما محدودیتهای فنی و بودجه توسعه باعث شده بود بسیاری از مناطق بازی شباهت زیادی به یکدیگر داشته باشند. Mortal Shell 2اما از همان ابتدا نشان میدهد که این بار تنوع محیطها یکی از اولویتهای اصلی تیم سازنده بوده است.
از دژهای عظیم و ویرانههایی که آثار سالها جنگ و نابودی را بر پیکره خود حفظ کردهاند گرفته تا جنگلهای انبوه، درههای مهآلود، غارهای عمیق و عبادتگاههای فراموششده، هر منطقه شخصیت بصری منحصربهفرد خود را دارد. استفاده از نورپردازی پویا، افکتهای جوی متنوع و طراحی دقیق جزئیات محیطی باعث شده جهان بازی بیش از گذشته زنده به نظر برسد. در بسیاری از صحنههایی که تاکنون از بازی مشاهده کردهایم، تنها ایستادن بر فراز یک صخره و تماشای چشماندازهای دوردست میتواند حس عظمت جهان بازی را به خوبی منتقل کند؛ مسئلهای که نسخه نخست تنها در برخی لحظات موفق به دستیابی به آن میشد.
از سوی دیگر، طراحی محیطها صرفاً به زیبایی بصری محدود نشده است. به نظر میرسد هر منطقه علاوه بر هویت هنری مستقل، ساختار گیمپلی مخصوص به خود را نیز داشته باشد. مسیرهای فرعی متعدد، میانبرهای هوشمندانه، ساختمانهای متروکه، تونلهای مخفی و مکانهایی که تنها با دقت و کنجکاوی قابل دسترسی هستند، همگی نشان میدهند که تیم سازنده بیش از گذشته روی حس اکتشاف تمرکز کرده است. برخلاف بسیاری از بازیهای جهانباز که حجم بالای محتوا را جایگزین طراحی دقیق مراحل میکنند، Mortal Shell 2 ظاهراً مسیر متفاوتی را انتخاب کرده و تلاش میکند هر منطقه را به شکلی طراحی کند که کاوش در آن همواره با کشف رازها، تجهیزات ارزشمند یا رویارویی با دشمنانی قدرتمند همراه باشد.
همین مسئله باعث میشود خروج از مسیر اصلی صرفاً یک انتخاب اختیاری نباشد، بلکه به بخشی از چرخه اصلی گیمپلی تبدیل شود. بازیکن دائماً برای بررسی مسیرهای ناشناخته، ورود به خرابههای متروکه یا عبور از راههای فرعی ترغیب میشود؛ زیرا این احتمال وجود دارد که در انتهای هر مسیر، با سلاحی جدید، ارتقایی ارزشمند یا حتی یکی از باسهای اختیاری بازی روبهرو شود. این همان فلسفهای است که سالهاست آثار موفق سولزلایک بر پایه آن بنا شدهاند و خوشبختانه Mortal Shell 2 نیز به نظر میرسد به خوبی آن را درک کرده است.

اما بدون شک مهمترین بخش Mortal Shell 2 همچنان سیستم مبارزات آن خواهد بود؛ بخشی که نسخه نخست نیز بیشترین هویت خود را از آن میگرفت. اگرچه در نگاه اول ساختار نبردها شباهت زیادی به سایر آثار سولزلایک دارد، اما تنها چند دقیقه زمان کافی است تا متوجه شوید که فلسفه طراحی مبارزات در این مجموعه تفاوتهای قابل توجهی با رقبای خود دارد. در حالی که بسیاری از بازیهای این سبک بازیکن را به جاخالی دادنهای متوالی و حفظ فاصله از دشمن تشویق میکنند، بازی Mortal Shell همواره رویکردی تهاجمیتر و البته حسابشدهتر را دنبال کرده است.
هسته اصلی این سیستم، همان مکانیک Hardening است؛ قابلیتی که اکنون به یکی از شناختهشدهترین ویژگیهای مجموعه تبدیل شده است. بازیکن میتواند تقریباً در هر لحظه از اجرای یک حمله، بدن خود را برای مدت کوتاهی به سنگ تبدیل کند و ضربات دشمن را بدون از دست دادن تعادل دفع کند. همین مکانیک ساده، لایهای کاملاً جدید به مبارزات اضافه میکند؛ چرا که دیگر صرفاً سرعت عمل یا حفظ فاصله اهمیت ندارد، بلکه زمانبندی صحیح استفاده از Hardening میتواند تفاوت میان پیروزی و شکست را رقم بزند. تجربه نسخه دمو نشان میدهد که این قابلیت نسبت به گذشته انعطافپذیرتر شده و تعامل بیشتری با سایر سیستمهای بازی پیدا کرده است؛ موضوعی که بدون شک مبارزات را عمیقتر از قبل خواهد کرد.
نقد و بررسی بازی Elden Ring Nightreign The Forsaken Hollows
از سوی دیگر، انیمیشنهای مبارزه نیز پیشرفت محسوسی را تجربه کردهاند. ضربات وزن بیشتری دارند، برخورد سلاحها طبیعیتر به نظر میرسد و واکنش دشمنان در برابر حملات بازیکن، حس تأثیرگذاری هر ضربه را به شکل قابل توجهی افزایش داده است. یکی از ایراداتی که به نسخه نخست وارد میشد، خشکی نسبی برخی انیمیشنها و محدود بودن تنوع کمبوها بود؛ اما آنچه تاکنون مشاهده کردهایم نشان میدهد که تیم سازنده توجه ویژهای به این انتقادها داشته است. انتقال میان حملات سبک و سنگین روانتر شده، جاخالیها سرعت بیشتری پیدا کردهاند و اجرای کمبوهای مختلف نیز بسیار نرمتر از گذشته صورت میگیرد.
در کنار سلاحها، بازگشت سیستم Shellها نیز یکی از مهمترین نقاط قوت بازی محسوب میشود. این مکانیک در نسخه نخست یکی از خلاقانهترین ایدههای بازی بود و خوشبختانه سازندگان نه تنها آن را کنار نگذاشتهاند، بلکه تلاش کردهاند نقش پررنگتری برای آن در نظر بگیرند. هر Shell همچنان مجموعهای از ویژگیهای منحصر به فرد، تواناییهای اختصاصی و سبک مبارزه متفاوت را ارائه میدهد. برخی از آنها مقاومت بسیار بالایی دارند و برای بازیکنانی که رویکردی دفاعیتر را ترجیح میدهند مناسب هستند، در حالی که برخی دیگر با افزایش سرعت، چابکی یا قدرت تهاجمی، سبک کاملاً متفاوتی را ارائه میکنند.

آنچه بیش از هر چیز امیدوارکننده به نظر میرسد، تفاوت محسوس میان Shellهای مختلف است. اگر این تفاوتها همانگونه که نسخه دمو نشان میدهند در نسخه نهایی نیز حفظ شوند، انتخاب هر Shell صرفاً یک تغییر ظاهری نخواهد بود، بلکه میتواند نحوه تجربه کل بازی را تحت تأثیر قرار دهد. چنین ساختاری ارزش تکرار بازی را نیز به شکل محسوسی افزایش میدهد؛ چرا که تجربه بازی با هر Shell میتواند احساس کاملاً متفاوتی ایجاد کند.
در کنار این موارد، سیستم پیشرفت شخصیت نیز ظاهراً دستخوش تغییرات قابل توجهی شده است. برخلاف نسخه نخست که ساختار ارتقاها نسبتاً محدود بود، Mortal Shell 2 آزادی عمل بیشتری در اختیار بازیکنان قرار میدهد. کسب قابلیتهای جدید، ارتقای ویژگیهای مختلف و ایجاد همافزایی میان مهارتها و تجهیزات، همگی نشان میدهند که تیم سازنده قصد دارد شخصیسازی گیمپلی را بیش از گذشته در مرکز تجربه بازی قرار دهد. این مسئله به بازیکنان اجازه میدهد تا بر اساس سبک مبارزه مورد علاقه خود، شخصیتشان را توسعه دهند و برای هر چالش، راهکار متفاوتی در اختیار داشته باشند.
دشمنان نیز یکی دیگر از بخشهایی هستند که پیشرفت آنها کاملاً محسوس است. نسخه نخست اگرچه طراحیهای جالبی ارائه میداد، اما از نظر تنوع موجودات و الگوهای رفتاری، محدودیتهایی داشت، بازی Mortal Shell 2 اما از همان نمایشهای اولیه، مجموعه متنوعی از دشمنان انسانی، موجودات جهشیافته، هیولاهای عظیم و مخلوقات کابوسگونه را به تصویر کشیده است. هر یک از این دشمنان الگوهای حمله مخصوص به خود را دارند و همین موضوع باعث میشود بازیکن نتواند با یک استراتژی ثابت تمام نبردها را پشت سر بگذارد.
در بسیاری از مبارزات، شناخت رفتار دشمن اهمیت بیشتری از قدرت تجهیزات خواهد داشت. برخی دشمنان فرصت بسیار کمی برای ضدحمله در اختیار بازیکن قرار میدهند، برخی دیگر با حملات سنگین اما کند ظاهر میشوند و گروهی نیز با استفاده از جادو یا حملات دوربرد، بازیکن را مجبور به تغییر مداوم موقعیت میکنند. چنین تنوعی باعث میشود روند مبارزات تا پایان بازی تازگی خود را حفظ کند و بازیکن همواره مجبور باشد روش مبارزه خود را با شرایط جدید تطبیق دهد.
علاوه بر این، به نظر میرسد هوش مصنوعی دشمنان نیز نسبت به گذشته بهبود یافته باشد. دشمنان تنها به اجرای چند الگوی حمله از پیش تعیینشده محدود نمیشوند و بسته به فاصله، موقعیت محیط و رفتار بازیکن، واکنشهای متفاوتی از خود نشان میدهند. اگر این سیستم در نسخه نهایی نیز عملکرد مطلوبی داشته باشد، میتوان انتظار داشت که مبارزات Mortal Shell 2 از نظر تاکتیکی، عمیقتر و چالشبرانگیزتر از گذشته ظاهر شوند.

در کنار تمام این موارد، بازی Mortal Shell II از نظر فنی نیز جهش قابل توجهی را تجربه کرده است. کیفیت مدل شخصیتها، بافت محیطها و افکتهای بصری نسبت به نسخه نخست پیشرفت چشمگیری داشته و این مسئله در همان نخستین نمایشهای بازی کاملاً مشهود است. نورپردازی پویا، بازتاب نور روی زرهها، افکتهای مربوط به جادو و برخورد سلاحها، همگی جزئیاتی هستند که باعث شدهاند جهان بازی زندهتر و باورپذیرتر از گذشته به نظر برسد.
با این وجود، آنچه تاکنون از Mortal Shell 2 مشاهده کردهایم، دلایل کافی برای امیدوار بودن در اختیار طرفداران قرار میدهد. استودیوی Cold Symmetry به جای آنکه صرفاً به ساخت دنبالهای مشابه نسخه نخست بسنده کند، تلاش کرده تقریباً تمام بخشهای بازی را مورد بازنگری قرار دهد و آنها را در مقیاسی بزرگتر و پختهتر توسعه دهد. از طراحی جهان و مبارزات گرفته تا سیستم پیشرفت، تنوع دشمنان، باسفایتها و کیفیت فنی، تقریباً در تمامی بخشها نشانههایی از پیشرفت به چشم میخورد.
در نهایت، Mortal Shell 2 یکی از آن آثاری است که میتواند جایگاه این مجموعه را از یک سولزلایک مستقل و خوشساخت، به یکی از نامهای مهم این ژانر ارتقا دهد. البته رسیدن به چنین جایگاهی کار سادهای نخواهد بود؛ چرا که رقبای قدرتمندی در این سبک حضور دارند و انتظارات مخاطبان نیز پس از موفقیت آثار بزرگی مانند Elden Ring و Lies of P بیش از هر زمان دیگری افزایش یافته است. با این حال، اگرCold Symmetry بتواند تمام ایدههایی را که در نمایشهای اولیه وعده داده، با همان کیفیت در نسخه نهایی پیادهسازی کند،Mortal Shell 2 این پتانسیل را دارد که نه تنها تجربهای شایسته برای طرفداران نسخه نخست باشد، بلکه به یکی از برجستهترین آثار سولزلایک سال و شاید یکی از بهترین بازیهای کارنامه این استودیو تبدیل شود. فعلاً باید منتظر ماند و دید که آیا این جاهطلبی بزرگ در زمان عرضه نیز به همان اندازه که روی کاغذ و در نمایشها امیدوارکننده به نظر میرسد، در عمل نیز موفق ظاهر خواهد شد یا خیر.
