به دلیل تکراری شدن فرمولهای رایج بازیهای جهانباز، این روزها مخاطبان بیش از همیشه به دنبال تجربیات جدید در این سبک هستند. به ندرت میتوان جهانبازهایی مانند Crimson Desert یافت که با وجود الهامگیری از بزرگان سبک، سیستمهای جدیدی را نیز به کار بگیرند. استدیوی کرهای Pearl Abyss با اینکه عرضهای پر افت و خیز را با بازی Crimson Desert تجربه کرد اما پس از گذشت ماهها از عرضه، با پشتیبانی قابلتوجه و بهروزرسانیهای متعدد، هنوز این عنوان را در توجه مخاطبان نگه داشته است. با کریتیکلنز همراه باشید تا به موشکافی دقیق و نقد و بررسی بازی Crimson Desert بپردازیم.
«دوردستهای دستیافتی»
این نقد و بررسی پس از 60 ساعت تجربه نسخه PS5 نوشته شده است.

ماموریتهای فراموششده
با اولین قدم در بازی Crimson Desert، چیزی که بلافاصله میتواند نظر مخاطب را به خود جلب کند، دنیای آن است. بقیه عناصر مانند داستان و شخصیتها عقب مینشینند تا گشتوگذار و وسعت بازی، باعث تحسین شوند. Crimson Desert تا حد زیادی سعی کرده است همه چیز را انجام دهد. اکثر امکانات و مکانیکهایی که قبلا در یک عنوان جهانباز فانتزی دیدهاید، در این عنوان گنجانده شدهاند. این باعث شده است با عنوانی روبهرو باشیم که به طور مرتب میتواند مخاطب را غافلگیر کند و به ندرت در دام تکرار بیفتد. با این حال، این گستردگی و تراکم مکانیکها، نیازمند قربانی کردن عناصر مهمی نیز بوده است.
داستانی که بازی با محوریت شخصیت Kliff ارائه کرده است، پتانسیلهای بسیاری را به نمایش میگذارد. او به عنوان عضوی برجسته از دار و دسته Greymanes، تا حد زیادی یک قهرمان کلیشهای است که بارها در بازیهای فانتزی دیدهایم. با این حال شخصیتهای پیرامون او باعث میشوند روایت بازی بدون مشوق برای ادامه دادن باقی نماند. دو شخصیت قابل بازی دیگر، Damiane و Oongka به اندازهای کافی با Kliff متفاوت هستند و دغدغههای متنوعی دارند که باعث شده است تجربه تکبعدی نباشد. از طرفی دیگر، شخصیتهای فرعی بازی معمولا بیشتر از یک ابزار برای ماموریت دادن به شخصیت اصلی هستند و در طول بازی میتوان در مورد زوایای پنهان شخصیت و زندگی آنها مطلع شد.

با وجود تلاشهای واضح برای ارائه داستانی درگیرکننده و حتی پس از بهروزرسانی 2.0 بازی که مخصوصا از نظر داستانی محتویات قابلتوجهی را به Crimson Desert اضافه کرد، نهایتا روایت بازی نمیتواند به اولین اولویت مخاطب تبدیل شود و تقریبا همیشه گشتوگذار آزادانه در بازی هیجانانگیزتر از دنبال کردن ماجرای این شخصیتها است. چیزی که عدم حضور آن کاملا مشهود است، بار احساسی و همینطور همزادپنداری با پروتاگونیست محسوب میشود. مخصوصا زمانی که داستان وارد جنبههای ماورایی خود میشود و سعی میکند با مفاهیم بزرگتر از دنیای خودِ بازی به ماجرا هیجان دهد، بیشتر از همیشه بُعد انسانی خود را فراموش میکند و به تجربهای صنعتی تبدیل میشود.
دنیای قابلتعامل
در نهایت دنیای بازی Crimson Desert اصل مطلب است. گشت و گذار در بازی بدون دنبال کردن یک نقطه خاص روی نقشه یا ورود به یک ماموریت مشخص، از بهترین تجربیات در بازی محسوب میشود. نقشه وسیع بازی که تنوع بصری بسیاری نیز دارد، این امکان را فراهم کرده است که حتی پس از ساعتها تجربه، دنیای بازی غافلگیریهای جدیدی برای ارائه داشته باشد. ممکن است اسلحهای ویژه پیدا کنید که مکانیکی جدید به گیمپلی بازی معرفی میکند. ممکن است غارهایی پیدا کنید که با معماهایی مرموز از آیتم ارزشمندی محافظت میکنند. یا اینکه وارد درگیری با دشمنانی شوید که در ابتدا فکر نمیکردید دشمن باشند.

به لطف امکانات مختلفی که بازی برای جابهجایی در محیط ارائه میکند، جابهجایی در محیط هیچوقت خستهکننده نمیشود. خودتان میتوانید تشخیص دهید که پرواز کنید، اسبسواری کنید یا اینکه از فست ترول برای جابهجایی به نقاط مشخص استفاده کنید. هر چه Abyss Artifacts بیشتری در محیط پیدا کنید، میتوانید با ارتقای مهارتهای فیزیکی و ماورایی خود، روند مانور در محیط بازی را برای خود بهبود دهید. بنابراین زمانی که مهارتها به طور قابلتوجهی در تجربه تاثیرگذار هستند، بازی روی اعتیادآور خود را به مخاطب نشان میدهد و مدام سعی خواهید کرد به شخصیتی قدرتمندتر و ماهرتر در بازی تبدیل شوید.
اما ویژگی خاصی که بیش از هر چیز باعث میشود دنیای Crimson Desert بتواند خود را از جهانبازهای همیشگی جدا کند، سطح بالای تعامل با محیط است. به عنوان مثال درختان صرفا برای زیبایی در محیط نیستند و میتوان آنها را با در دست گرفتن یک تبر خرد کرد و به عنوان منبعی برای ارتقای سلاح خود استفاده کند؛ یا اینکه میتوان از قدرت مامورایی خود کمک گرفت و با بلند کردن درختان از آن به عنوان سلاحی برای به خاک و خون کشیدن دشمنان استفاده کرد. یا اینکه صرفا با بالا رفتن از درختان، دید و تسلط بیشتری به محیط اطراف پیدا کرد.

قابلیتهایی از این قبیل مانند امکان تعامل با اشیای بسیار در محیط، امکان بالا رفتن از هر سطحی در محیط و همراه کردن حیوانات با خود، باعث شده است دنیایی که مخاطب در آن قدم میگذارد از سطح یک شبیهسازیِ صرفا بصری فراتر برود و قابل لمس باشد. آزادی عملی که تا حدودی از جنس آزادی عملِ عناوین Immersive Sim است، حالا با آزادی عملِ یک جهانباز ترکیب شده است و نتیجه تجربهای درگیرکننده است که در عناوین بسیار کمی مشابه آن را دیدهایم. تنها مشکلی که در این زمینه دیده میشود، NPCهای عادی هستند که به اندازه دیگر عناصر محیط به پروتاگونیست واکنش نشان نمیدهند و تعامل با آنها معمولا از گفتگوهای عادی کوتاه فراتر نمیرود.
سطح بالای تعامل با محیط باعث شده است در مواجهه با موانع در بازی نیز بتوانید از راهکارهای خلاقانهای که به فکر خودتان رسیده است استفاده کنید. مثلا زمانی که با یک معما برای عبور از یک دیوار سنگی روبهرو هستید و راهحل اصلی آن به ذهنتان نمیرسد، میتوانید با صعود به ارتفاعات، از روشی که خود بازی اجازه آن را میدهد اما آن را پیشبینی نکرده است، از این مانع عبور کنید. عدم وجود موانع و دیوارهای نامرئی برای آزمون و خطا و ساخت راهکارهای خودتان باعث شده است Crimson Desert به تجربهای ویژه تبدیل شود.

اما متاسفانه زمانی که بازی وارد محیطهای بسته میشود، افت محسوسی میکند. معماهای متعددی که هم در مسیر اصلی داستان و هم به صورت اختیاری در محیط میتوان پیدا کرد، از طراحی مناسبی برخوردار نیستند و در بسیاری از مواقع با مکانیکهای مبهم باعث کند شدن تجربه میشوند. شاید به همین دلیل باشد که مخاطب سعی میکند با روشهای غیرمعمول از سد آنها بگذرد. پازلها از جنسی نیستند که بعد از حل کردن آنها حس هوشمندی به مخاطب دست بدهد و معمولا مانعی هستند که باید از پیش روی خود بردارید. تمرکز بیش از حد روی تکنیکهایی مانند Focused Force Palm که مکانیک لذتبخشی برای استفاده نیست هم به تجربه حل معماها صدمه وارد کرده است.
به طور کلی هوشمندی خاصی در طراحی محیطهای بسته دیده نمیشود و مشخصا تیم Pearl Abyss مهارتی در این زمینه برای ارائه ندارد. از طرف دیگر به دلیل فنها و ابزار متعددی که برای تعامل با محیط و حل پازلها ارائه شده است، بازی به سختی توانسته همه را روی دکمههای محدود یک کنترلر اعمال کند. نتیجه کنترلی است که در عناوین جهانباز غیرمعمول است و در مواقعی که صرفا میخواهید در محیط بسته کارهای سادهای برای پیشروی انجام دهید، میتواند دست و پا گیر شود.

مبارزه در سبک مبارزهای
یکی از دلایل اصلی کنترل پیچیده و غیرمعمول Crimson Desert، سیستم مبارزات جاهطلبانه بازی است. به طور خلاصه، Pearl Abyss سعی کرده است سیستم مبارزاتی که یادآور بازیهای مبارزهای است را وارد دنیایی جهانباز کند. نتیجه مبارزاتی است که در ابتدا ممکن است شلوغ و پیچیده به نظر برسد اما هر چقدر بیشتر در بازی پیشروی کنید، تنوع کمنظیر فنون و سرگرمکننده بودن استفاده از ضربات مختلف روی دشمنان را بیشتر تحسین خواهید کرد. مبارزه با دست خالی ریتم خاص خود را در بازی دارد و بهرهگیری از انواع سلاح تنوع قابلتوجهی به روند مبارزات میبخشد.
علاوه بر این، اسلحههای خاصی که حتی مکانیکهای جدیدی را نیز ارائه میکنند در طول تجربه قابل دریافت هستند و لایه جدیدی را به مبارزات اضافه میکنند.مبارزات پرتعداد هیجانانگیز هستند و پرتاب دشمنان در محیط مبارزه و برخورد آنها با یکدیگر و همینطور تخریب محیط، به جذابیت زد و خوردها افزوده است. اما پتانسیل اصلی مبارزات در مواجهه با دشمنان قدرتمند و باسها دیده میشود. زمانی که به چالش کشیده میشوید و باید به طور بهینه از تمام قابلیتهای فیزیکی و ماورایی خود استفاده کنید تا حریف را از به زانو دربیاورید. البته متاسفانه تمام باسهای بازی درگیریهای جذابی را ارائه نمیکنند. برخی از آنها در محیطهایی به یاد ماندنی و در چند فاز جذاب طراحی شدهاند اما برخی دیگر بسیار سطحی هستند.

سیستم ارتقای مهارتها در بازی تاثیر قابلتوجهی در مبارزات دارد و با پیشروی بیشتر، آزادی عمل در مواجه با دشمنان نیز بیشتر میشود. به طور کلی تیم سازنده موفق شده است مجموعهای از سیستمهای تحسینبرانگیز را برای مبارزات با هم ترکیب کند که در نهایت فرمول فوقالعاده سرگرمکنندهای به مخاطب ارائه میکند.
تجربه فنی
ناگفته نماند که کیفیت بصری بازی تحسینبرانگیز است و به لطف ارائه تنظیمات تکنیکی گسترده روی کنسول PS5، میتوان به تجربهای شخصیسازی شده و تا حد زیادی راضیکننده دست پیدا کرد. با این حال هنوز هم پس از تعداد زیادی به روز رسانی، افت فریم و مشکلات فنی مخصوصا Pop-in یا ظاهر شدن ناگهانی بافتها در محیط قابل تشخیص است. پیشنهاد ما استفاده از مود Performance و فعال کردن قابلیت Sharpness است که هم اجرای مناسب و هم کیفیت و جزئیات بصری مناسب را ارائه میکند. به طور کلی با توجه به وسعت فوقالعاده محیط، پوشش گیاهی وسیع، گونههای جانوری و حشرههای فراوان در محیط، اجرای بازی به راحتی میتوان نمره قبولی را دریافت کند.

بازی از نظر صداگذاری محیط و مبارزات عملکرد مناسبی از خود نشان میدهد، مخصوصا تغییر صداگذاری در محیطهای مختلف و دقت به جزئیات صدای حیوانات و پوشش گیاهی غرق شدن در محیط را برای مخاطب آسانتر کرده است. با اینکه فرصت زیادی به موسیقی داده نمیشود که خودی نشان دهد اما در هنگام گشت و گذار در طبیعت بازی، با ظرافت سکوت بازی را میشکند و تجربه را بهبود میبخشد.
رابط کاربری بازی از طراحی موردانتظاری برخوردار است که در عناوین اکشن ماجراجویی جهانباز بارها مشابه آن را دیدهایم. UI بخش ارتقای مهارتها و همینطور نقشه بازی میتوانست بهتر باشد اما مشکل اصلی رابط کاربری کندی دسترسی به منوها و نقشه است که باعث میشود چندان رغبتی به بازی کردن این صفحات به طور مداوم نداشته باشید.
