بعد از نزدیک به 18 سال، سرانجام یکی از بزرگترین زندانیهای تاریخ بازیهای ویدیویی آزاد شد! Metal Gear Solid 4، آن بازی افسانهای که تا همین چند ماه پیش، تنها راه تجربهاش داشتن یک دستگاه PlayStation 3 بود، حالا روی کنسولهای نسل جدید و رایانههای شخصی اجرا میشود. و این، به تنهایی کافی است تا Metal Gear Solid: Master Collection Vol. 2 را به یکی از مهمترین کلکسیونهای مجموعه تبدیل کند. خاطرهی جلد اول (Master Collection Vol. 1) هنوز در ذهن بسیاری از طرفداران تازه است. مستر کالکشن 1 آنطور که باید نتوانست انتظارات را برآورده کند و کاملا سرسری و با کمترین تلاش ارائه شده بود_به خصوص نسخه اول_. این بار اما قضیه متفاوت است. برای اولین بار پلیرهای پلیاستیشن 5، اکس باکس سریز X|S، نینتندو سوئیچ 2 و PC میتوانند بازی Metal Gear Solid 4: Guns of the Patriots را با کیفیتی ارتقا یافته تجربه کنند و دیگر خبر از آن نرخ فریم نامناسب و رزولوشن پایین نیست. با کریتیکلنز همراه باشید تا نگاهی دقیقتر به این کالکشن بیندازیم؛ از آزادسازی Metal Gear Solid 4 و بازگشت Peace Walker گرفته تا حضور Ghost Babel در این مجموعه.

«عملیات: آزادسازی از زندان PS3»
این نقد و بررسی بر اساس نسخه مخصوص منتقدین، و پس از 25 ساعت تجربه بازی در پلتفرم Xbox Series X انجام شده است.
مجموعه Metal Gear Solid: Master Collection Vol. 2 شامل سه بازی اصلی است که هرکدام جایگاه ویژهای در تاریخ این فرنچایز دارند. قلب تپندهی مجموعه، Metal Gear Solid 4: Guns of the Patriots است؛ همان بازی که تا پیش از این تنها روی PS3 قابل تجربه بود و حالا برای اولین بار روی کنسولهای نسل جدید و PC عرضه شده است. در کنار آن، نسخهی HD از Metal Gear Solid: Peace Walker قرار دارد که تجربهی اصلی این بازی محبوب پیاسپی را با کیفیتی بالاتر ارائه میدهد. همچنین Metal Gear: Ghost Babel، یک بازی کلاسیک از دوران گیمبوی کالر، به عنوان محتوای پاداش در مجموعه گنجانده شده است.

علاوه بر خود بازیها، مجموعه پر از محتوای جانبی برای طرفداران پروپاقرص است؛ از جمله یک دیتابیس جامع از اطلاعات داستان و شخصیتها، کتابهای راهنما و فیلمنامه برای دو بازی اصلی و آلبوم موسیقی متن دیجیتال. قیمت این مجموعه 49.99 دلار تعیین شده است. یکی از نکات مثبت این مجموعه این است که بازیها به صورت جداگانه نیز در فروشگاههای دیجیتال به فروش میرسند، بنابراین اگر تمام عناوین را نمیخواهید، میتوانید فقط عنوان مورد نظر خود را تهیه کنید.

Metal Gear Solid 4: Guns of the Patriots: پایان یک سفر 50 ساله
Metal Gear Solid 4: Guns of the Patriots پایانبندی یک اسطوره است، یک افسانه. دنبالهی مستقیم حوادث Metal Gear Solid 2 (اتفاقات تانکر و بیگ شل)، داستان کهنهسربازی را روایت میکند که باید برای آخرین بار به میدان نبرد بازگردد و جنگ را به پایان برساند؛ جنگی که تغییر کرده است.
داستان Metal Gear Solid 4 در سال ۲۰۱۴، پنج سال پس از حوادث Metal Gear Solid 2 جریان دارد. دنیا تغییر کرده است. ارتشهای ملی منحل شدهاند و جای آنها را شرکتهای نظامی خصوصی (PMC) گرفتهاند که در یک جنگافروزی بیپایان، اقتصاد جهان را به کنترل درآوردهاند. پشت پردهی همهی این PMCها، یک سازمان اصلی و مادر قرار دارد که توسط Liquid Ocelot رهبری میشود. Solid Snake، که حالا به دلیل دستکاری ژنتیکی در پروژهی «لس آنفان تریبل»، به طرز وحشتناکی پیر شده، مأمور میشود تا برای آخرین بار وارد میدان شود و Liquid Ocelot را متوقف کند. داستان در 5 پرده (Act) روایت میشود که هر کدام در یکی از نقاط کلیدی جهان جریان دارد: خاورمیانه، آمریکای جنوبی، اروپای شرقی، جزیرهی شدو مُزس (بازگشت به صحنهی نبرد بازی اول)، و نهایتاً Outer Haven، نسخهی بهبودیافتهی Arsenal Gear از بازی دوم.
نقد و بررسی بازی Metal Gear Solid Δ: Snake Eater

نقطهی عطف داستان، جایی است که همهچیز به هم گره میخورد. رازهای مربوط به میهنپرستان (The Patriots)، علت واقعی مرگ Big Boss، و سرنوشت شخصیتهای سری مثل Raiden، Otacon، Meryl و Naomi، همگی در این قسمت به سرانجام میرسند. پایانبندی این بازی آنقدر سنگین و احساسی است که اگر آن شیرینکاریها و طنز همیشگی کوجیما نبود از غصه دق میکردیم!
Metal Gear Solid 4 یک پایانبندی بینقص و کلیشهای نیست و شاید همین موضوع آن را انسانیتر کرده است. خاطراتی که در آن شخصیتهای محبوب و دوستداشتنی سری، برای آخرین بار کنار هم جمع میشوند.


قلهی مکانیکها
از نظر مکانیکهای گیمپلی Metal Gear Solid 4 را باید بهترین و کاملترین تجربهی مخفیکاری سری دانست. OctoCamo (استتار اختاپوسی) نبوغآمیزترین مکانیک بازی به شمار میرود. لباسهای اختاپوسی اسنیک که بهطور خودکار با هر سطحی که روی آن راه میرود، تطابق پیدا میکند. کافی است روی یک دیوار آجری، یک فرش طرحدار، یا یک کفپوش موزاییکی دراز بکشید تا لباس اسنیک دقیقاً همان طرح را به خود بگیرد. این مکانیک، جابجایی و حرکت در محیط را به یکی از لذتبخشترین تجربههای بازی تبدیل کرده و شما را از ورود و خروج مداوم به منوها برای تغییر لباس، بینیاز کرده است.

بر خلاف نسخههای قبلی که کنترلها کمی خشک و دشوار بود، در MGS4 شاهد یک تحول اساسی هستیم. سیستم هدفگیری «روی شانه» (Over-the-Shoulder) به بازی اضافه شده که دقت تیراندازی را به طرز چشمگیری افزایش داده است. حالا اگر حوصلهی مخفیکاری نداشته باشید، میتوانید با اتکا به همین سیستم هدفگیری و انبار مهمات بینهایت (که با خرید از فروشندهی درونبازی قابل تهیه است)، مستقیماً به دل دشمنان بزنید. کنترلها آنقدر روان و خوشدست طراحی شدهاند که حتی اگر سالها از آخرین تجربهی یک بازی اکشن گذشته باشد، در عرض چند دقیقه به ریتم آن عادت خواهید کرد. منوها و رابط کاربری (UI) بازی نیز با همان وسواس و جزئینگری بینظیر کوجیما طراحی شدهاند. از صدای کلیک هنگام انتخاب آیتمها گرفته تا نوع فونت و چینش اطلاعات، همهچیز حس یک محصول باکیفیت و پریمیوم را القا میکند.

Metal Gear Solid 4 دارای برخی از بهیادماندنیترین باسفایتهای تاریخ بازی است. Beauty and the Beast Corps (واحد دیو و دلبر!): چهار زن جنگجوی سایبورگ که هر کدام نمایانگر یکی از وحشتهای جنگ هستند (خشم، رنج، ترس، و مرگ). و نبرد با هر یک از آنها یک چالش فیزیکی و مستقیم و البته روانشناختی است. دوئل نهایی اسنیک و Liquid Ocelot در بالای کشتی Outer Haven نیز چیزی فراتر از یک نبرد معمولی است. این مبارزه، اوج ۵۰ سال رقابت و نفرت است. جایی که دو برادر (ژنتیکی) در یک نبرد نفسگیر و فراسینمایی، به اختلافات تاریخی خود پایان میدهند. در Act چهارم، اسنیک سوار بر متال گیر Rex میشود و در یک صحنهی کاملاً حماسی، به مصاف متال گیر Ray میرود. تماشای دو غول مکانیکی که در دل جزیرهی شدو مُزس به جان هم افتادهاند، یکی از بهیادماندنی لحظات تاریخ بازیهای ویدیویی است. از حیث باسفایتها میتوان گفت متالگیر سالید 4 برای کتب تاریخ ساخته شده است.

موسیقی متن Metal Gear Solid 4 را باز هم هری گرگسون-ویلیامز ساخته که یکی از بهترین آثار دوران حرفهای خود را در این بازی به یادگار گذاشته است. تم اصلی بازی با آواز غمانگیز یک زن، بهخوبی حس تراژیک سالخوردگی اسنیک و ناامیدی از جنگی بیپایان را منتقل میکند و مثل همیشه هیچ ایرادی در این زمینه وجود ندارد.

کارگردانی کوجیما؛ سینما در قالب بازی
هیدئو کوجیما در این بازی، هنر کارگردانی خود را به اوج رسانده است. او با نمایشی ترکیبی از نماهای سینمایی، دیالوگهای سنگین و مفاهیم فلسفی و عمیق، اثری خلق کرده که بیش از هر چیز شبیه به یک فیلم بلند سینمایی است. کوجیما در MGS4 با صراحت کامل، دیدگاههای خود را دربارهی ماهیت جنگ، سلطهی اطلاعاتی و کنترل ذهن به نمایش میگذارد.

اگرچه برخی ممکن است به دلیل حجم بالای صحنههای سینمایی (بیش از ۸ ساعت) کندی در ریتم گیمپلی را حس کنند، اما همین ویژگی، Metal Gear Solid 4 را به یک اثر هنری تمامعیار تبدیل کرده که در آن، صحنههای سینمایی و گیمپلی چنان در هم تنیده شدهاند که مرز بین «تماشا» و «بازی کردن» _سینما و ویدئوگیم_ از بین رفته است.

زندان PS3
سالها تصور میشد که Metal Gear Solid 4 تا ابد در انحصار پلیاستیشن ۳ باقی خواهد ماند! دلیل این موضوع، معماری فوقپیچیده و عجیب و غریب پردازندهی PS3 بود که عملاً پورت کردن بازی را به یک کابوس فنی تبدیل کرده بود. اما حالا، بعد از نزدیک به دو دهه، این شاهکار بالاخره از زندان PS3 آزاد شده و روی کنسولهای نسل جدید و رایانههای شخصی قابل تجربه است. دیگر لازم نیست برای تجربهی این بازی، یک کنسول قدیمی را از زیر خاک و داخل کمد دربیاورید! و Master Collection Vol. 2 این فرصت را در اختیار همه قرار داده است.
Metal Gear Solid 4: Guns of the Patriots شاهکار است؛ یک پایان اسطورهای برای یکی از تأثیرگذارترین مجموعههای تاریخ بازیهای رایانهای. این بازی شاید نقصهایی داشته باشد، اما در همان نقصهایش نیز زیبایی پیدا میکند. اثری که با جسارت تمام، به همهی سوالات قدیمی پاسخ میدهد و به شخصیتهای محبوبش، پایانی شایسته هدیه میدهد. و حالا که از انحصار خارج شده، همه میتوانند این پایان حماسی را از نزدیک لمس و تجربه کنند.

Metal Gear Solid: Peace Walker
«سربازان بدون مرز بیگ باس»
اگر Metal Gear Solid 4 پایان یک اسطوره بود، Peace Walker تولد دوبارهی همان اسطوره از زاویهای دیگر است. عنوانی که در سال ۲۰۱۰ برای پیاسپی منتشر شد، نه فقط یک اسپینآف ساده و کوچک، بلکه یکی از مهمترین حلقههای زنجیرهی روایی کل مجموعه به شمار میآید. پلی میان Metal Gear Solid 3: Snake Eater و Metal Gear Solid V: The Phantom Pain؛ پلی که نشان میدهد «Naked Snake» چگونه به «بیگ باس» تبدیل شد، و چگونه ایدهی «ارتشی بدون مرز» شکل گرفت تا بعدها به «دایموند داگز» در MGSV منتهی شود.
برخلاف نسخههای پیشین که داستانهایشان در عرض چند ساعت روایت میشد، Peace Walker یک بازی ماموریتمحور است که ساختارش را برای همیشه در سری متال گیر تغییر داد. همان ساختاری که بعدها در MGSV به کمال رسید. ماموریتهای ۱۰ تا ۲۰ دقیقهای، سیستم استخدام سربازان، مدیریت بیس، و ارتقای تسلیحات همه چیز اینجا جرقهی اولیهاش را زده است. Peace Walker را میتوان «مینی متال گیر ۵» مینامید، که اصلا نباید گول اندازه و ابعاد کوچکش را بخورید!
از مار برهنه تا رئیس بزرگ
1974… ده سال از وقایع Snake Eater میگذرد. اسنیک، که حالا دیگر «بیگ باس» نامیده میشود، به همراه کازوهیرا میلر (Kaz)، ارتش خصوصی خود را به نام Militaires Sans Frontières (سربازان بدون مرز) در سواحل کلمبیا تأسیس کرده است. اما هنوز زخم مرگ «باس» بر روح و جانش تازه است. هنوز نمیداند چرا زن محبوب و استادش، باید خائن خطاب و به دست خود او کشته میشد. پروفسور گالوِز و دانشجویش Paz سر میرسند. کشور کاستاریکا –که ارتشی ندارد– مورد تهاجم نیروهای مرموزی قرار گرفته است. آنها از بیگ باس درخواست کمک میکنند. اسنیک اما مردد است تا اینکه یک نوار صوتی پخش میشود؛ صدای باس، همان کسی که قرار بود مرده باشد. خود بیگ باس او را کشته است. این همان جرقهای است که بیگ باس را به میدان بازمیگرداند.

داستان Peace Walker از همان ابتدا و بدون تعارف به دل احساسات میزند. اسنیک دیگر آن سرباز جوان و بیدغدغه در Snake Eater نیست؛ حالا مردی است زخمخورده، خسته و عصبانی که به دنبال پاسخی برای رنجهایش میگردد. در دل این مأموریت، او با شخصیتهای جدیدی آشنا میشود. آماندا، رهبر شورشیان و برادرش چیکو؛ هیو امریش، پدر اوتاکون و طراح متال گیر؛ و دکتر استرنجلاو، دانشمندی که سیستم هوش مصنوعی پروژهی Peace Walker را طراحی کرده است. پروژهی «Peace Walker» یک سکوی پرتاب هستهای چهارپا و خودگردان است که توسط CIA طراحی شده. اما راز بزرگ آنجاست که سیستم کنترل اصلی این سلاح، بر اساس شخصیت باس طراحی شده است. و این، تقابل نهایی را رقم میزند: بیگ باس باید با روح (!؟) معلمش –که حالا در کالبد یک ماشین جنگی گنجانده شده است– روبرو شود. Peace Walker داستانی است که به یکی از احساسیترین پرسشهای سری پاسخ میدهد: «باس واقعاً به چه چیزی اعتقاد داشت؟»

شاهکار مینیاتوری
همانگونه که اشاره کردم اگر Metal Gear Solid 4 اوج تکامل گیمپلی سری متال گیر است، بازی Metal Gear Solid: Peace Walker تولد یک گیمپلی مدرنتر و ماموریتمحور است. ساختار بازی به سه دسته تقسیم میشود: ماموریتهای اصلی (Main Ops) که پیشبرندهی داستان هستند، ماموریتهای جانبی (Extra Ops) که چالشهای متنوعی مثل نبرد با تانک و هلیکوپتر یا مأموریتهای تکتیراندازی را شامل میشوند، و ماموریتهای برونمرزی (Outer Ops) که در آنها شما تیمهای خود را به مأموریت میفرستید و تنها نتیجه را تماشا میکنید.
سیستم مخفیکاری همچنان بیس اصلی گیمپلی بازی است که این بار با تغییراتی همراه شده است. دیگر خبری از حرکت سینهخیز نیست که کمی جای تعجب دارد. سیستم مبارزهی تنبهتن (CQC) نسبت به نسخههای قبلی روانتر و کاربردیتر شده است. حرکت کردن، تیراندازی، دسترسی به منوها نیز همگی نسبت به نسخه PSP بهبود یافته و بهینه شدهاند. اما تفاوت بزرگی بین پیسواکر و نسخههای دیگر مجموعه وجود دارد. Peace Walker اساسا یک بازی قابلحمل (Portable) است و این یعنی هر مأموریت، یک تجربهی حدود 15 دقیقهای است. نه خبر از کاتسینهای طولانی نیمساعته (!) است، نه دیالوگهای فلسفی و دشوار. همهچیز سریع، فشرده، و سر راست است. و همین موارد پیسواکر را به یکی از اعتیادآورترین عناوین سری تبدیل کرده است.
نقد و بررسی بازی Metal Gear Solid: Master Collection Vol. 1

ارتش خودت را بساز!
قلب تپندهی Peace Walker جاییست که مادربیس را مدیریت میکنید. میتوان گفتاین بخش پروتوتایپ کامل سیستم مدیریت پایگاه در MGSV است.
شما در میدان نبرد، با استفاده از سیستم فولتن (Fulton Recovery)، سربازان دشمن را بیهوش کرده و به مادربیس میفرستید. آنها را در بخشهای مختلف بیس (رزمی، تحقیقاتی، پزشکی، اطلاعاتی و آشپزخانه) تخصیص میدهید. هرچه تیم تحقیقاتی (R&D) قویتر باشد، سلاحها و ابزارهای جدیدتری برایتان باز میشود. تیم اطلاعاتی در حین مأموریت به شما پشتیبانی هوایی یا مهمات میدهد. و تیم آشپزخانه هم باید سربازانتان را سیر کند تا کارایی بالایی داشته باشند! علاوه بر این، میتوانید متال گیر ZEKE –یک ربات غولپیکر با هوش مصنوعی– را در مادربیس خود بسازید و ارتقا دهید. برای این کار باید با هیولاهای مکانیکی مثل PUPA، MAMMOTH و CHRYSALIS مبارزه کنید و قطعاتشان را بدزدید. سیستم مدیریت بیس بسیار عمیق و اعتیادآور است و ترکیب ماموریتهای کوچک و مدیریت پایگاه و البته ماموریتهای اصلی، بازی را غیرقابلزمینگذاشتن کرده است!

متالگیر: دورهمی!
Peace Walker اولین بازی متال گیر بود که بخش چندنفرهی جدی داشت و این یکی از نقاط قوت بزرگش محسوب میشود.
سیستم CO-OPS به شما اجازه میدهد تا با ۲ تا ۴ بازیکن به صورت همتیمی در مأموریتها شرکت کنید. میتوانید به همتیمیتان کمک پزشکی کنید، مهمات تقسیم کنید، یا در قالب «تشکیلات مار» (Snake Formation) از پشت سر هم عبور کنید و نقاط کور یکدیگر را پوشش دهید. مأموریتهای اصلی، جانبی و حتی نبرد با باسها همگی قابلیت بازی به صورت چندنفره را دارند. علاوه بر Co Op، بخش PVP نیز با پشتیبانی تا 6 بازیکن در دسترس است. هرچند این بخش چندان هیجانانگیز نیست، اما حضور آن در یک بازی پیاسپی در سال ۲۰۱۰، یک دستاورد بزرگ به شمار میرفت.

ابعداد کوچک در تصویری بزرگ و با رزولوشن 4k
Peace Walker یک بازی PSP است که حالا روی کنسولهای نسل جدید اجرا میشود. و این یعنی یک حقیقت تلخ و شیرین. از یک سو نسخهی HD و مستر کالکشن، بازی را با رزولوشن 1080p و نرخ فریم 60 اجرا میکند. بافتها جزئیات بیشتری دارند، مدلهای شخصیتها کمتر شطرنجی و قدیمی هستند، و زمان بارگذاری نیز به طرز چشمگیری کاهش یافته است. از سوی دیگر، این بازی همچنان ریشهاش یک بازی PSP است. بافتها عموما ساده به نظر میرسند، و مدلینگ شخصیتها –هرچند بهبود یافته– هنوز هم حس یک بازی قدیمی را القا میکند. این میزان ارتقای بصری نمیتواند این واقعیت را پنهان کند که این بازیها به این دوران تعلق ندارند. اما نکتهای که Peace Walker را از لحاظ بصری منحصربهفرد میکند، کاتسینهای کمیکبوکمانند آن است. خبری از کاتسینهای سینمایی و همزمان مثل MGS4 نیست؛ بلکه صحنههای داستانی به سبک مانگا و کمیک روایت میشوند که جذابیت بصری خاص خودشان را دارند. شاید روزی شاهد یک بازسازی کامل از این بازی باشیم، چیزی شبیه به MGS: Delta. که همه چیز توسط یک انجین قدرتمند از نو طراحی و ساخته شود.

بهشت تقسیم شده!
موسیقی متن Peace Walker یکی از بهترین موسیقیهای کل مجموعه MGSاست. قطعهی «Heavens Divide» با صدای فوقالعادهی «دانا برتون»، یکی از ماندگارترین آهنگهای تاریخ بازیهای ویدیویی است. تم اصلی بازی با فضای حماسی و در عین حال غمانگیز، به خوبی حس تنهایی و عزم بیگ باس را منتقل میکند. صداپیشگی نیز همچنان در سطح بالایی قرار دارد؛ دیوید هیتر یک بار دیگر در نقش بیگ باس میدرخشد، رابین اتکین داونز در نقش کاز میلر، و تارا استرانگ در نقش Paz، همگی اجراهای ماندگاری ارائه دادهاند.

دغدغهی صلح جهانی
Metal Gear Solid: Peace Walker یک نقطهی عطف در فرنچایز متال گیر است. اولین عنوان که ساختار ماموریتمحور را به سری آورد، اولین بازی که سیستم بیسمنیجمنت را معرفی کرد، اولین بازی که بخش چندنفرهی جدی داشت، و مهمتر از همه، اولین بازی که نشان داد بیگ باس فقط یک آدمکش نیست؛ یک رهبر بزرگ، یک رئیس واقعی، و از همه مهمتر یک انسان است. البته که گرافیکش قدیمی است. البته که مدلینگها بعضاً خشن و بیجزئیات هستند. درست است که نمیتوانید دراز بکشید و حرکت کنید. اما وقتی چند ده ساعت از عمرتان را صرف استخدام سربازان، توسعهی بیس، و نبرد با هیولاهای مکانیکی کردهاید، تازه میفهمید که چرا این بازی را یکی از بهترین عناوین سری میدانند. Peace Walker جسورانهترین ریسک کوجیما بعد از MGS2 بهشمار میرود. ریسکی که جواب داد و راه را برای MGSV هموار کرد. حالا که در Master Collection Vol. 2 در دسترس همه قرار گرفته، و دیگر بهانهای برای تجربهی این شاهکار فراموششده وجود ندارد.
