نقد و بررسی بازی Styx: Blades of Greed

نقد و بررسی بازی Styx: Blades of Greed

در دورانی که بازی‌های مخفی‌کاری بزرگ و پرهزینه دیگر به اندازه گذشته در مرکز توجه صنعت بازی قرار ندارند، بازگشت سری Styx اتفاقی جالب و تا حدی غیرمنتظره است Styx: Blades of Greed جدیدترین ساخته استودیو Cyanide و سومین قسمت از مجموعه Styx است؛ عنوانی که تلاش می‌کند فرمول آشنای دو نسخه قبلی را گسترش دهد و در عین حال روح اصلی سری، یعنی مخفی‌کاری، آزادی عمل و نقش‌آفرینی یک گابلین کوچک اما خطرناک را حفظ کند. با نقد و بررسی بازی Styx: Blades of Greed در کریتیک‌لنز همراه ما باشید.

این بار Styx برای به‌دست آوردن Quartz، ماده‌ای ارزشمند و خطرناک، وارد ماجرایی می‌شود که پای انسان‌ها، اورک‌ها و الف‌ها را به آن باز می‌کند. برخلاف بسیاری از قهرمانان فانتزی، Styx قرار نیست دنیا را نجات دهد؛ او بیشتر به فکر خودش و افزایش قدرتش است. همین شخصیت خودخواه و طعنه‌آمیز یکی از مهم‌ترین عواملی است که باعث می‌شود بازی هویت متفاوتی نسبت به بسیاری از آثار فانتزی داشته باشد.

بازگشت گابلینِ مخفی

این نقد و بررسی بر اساس نسخه‌ی مخصوص منتقدین، و پس از 11 ساعت تجربه‌ی بازی روی پلتفرم Ps5 انجام شده است.

 

اما آیا Blades of Greed توانسته بعد از نزدیک به یک دهه، این مجموعه را به شکل شایسته‌ای بازگرداند؟ پاسخ کوتاه این است: بله، اما با چند «اما»ی جدی. داستان و روایت داستان بازی حول تلاش Styx برای به‌دست آوردن Quartz می‌چرخد؛ منبعی که می‌تواند قدرت‌های تازه‌ای در اختیار او قرار دهد و در دنیایی که در آستانه جنگ قرار دارد، اهمیت زیادی پیدا کرده است. Styx در این مسیر با شخصیت‌های مختلفی همراه می‌شود و ماجرا به شکل‌گیری اتفاقاتی مرتبط می‌شود که زمینه‌ساز جنگ بزرگ و شکل‌گیری گروه Black Hand هستند. یکی از نکات مثبت داستان، خود شخصیت Styx است. او برخلاف قهرمان‌های معمول، شخصیتی اخلاق‌مدار یا فداکار نیست. شوخی‌های تلخ، خودخواهی و نگاه طعنه‌آمیز او به اتفاقات اطراف، فضای بازی را متفاوت می‌کند.  با این حال، داستان در مقایسه با کیفیت گیم‌پلی چندان قدرتمند ظاهر نمی‌شود. برخی شخصیت‌ها و روابط میان آن‌ها به اندازه کافی پرداخت نشده‌اند و روایت گاهی بیشتر شبیه وسیله‌ای برای رساندن بازیکن از یک مأموریت به مأموریت دیگر است.

 بازی Styx: Blades of Greed

گیم‌پلی درخشان‌ترین بخش بازی

 اگر انتظار یک روایت عمیق و ماندگار دارید، احتمالاً Blades of Greed شما را کاملاً راضی نمی‌کند؛ اما اگر داستان را بیشتر به عنوان بستری برای ورود به مراحل مخفی‌کاری در نظر بگیریم، عملکرد بازی قابل قبول است. گیم‌پلی؛ جایی که Styx می‌درخشد بدون شک مهم‌ترین نقطه قوت بازی گیم‌پلی آن است. Styx یک مبارز قدرتمند نیست و بازی نیز تلاش نمی‌کند او را به چنین شخصیتی تبدیل کند. درگیری مستقیم معمولاً تصمیمی خطرناک است و اگر چند دشمن هم‌زمان متوجه حضور شما شوند، احتمال زنده ماندن بسیار پایین می‌آید. بازیکن مجبور است محیط را بررسی کند، مسیر نگهبانان را زیر نظر بگیرد، از سایه‌ها استفاده کند و بهترین زمان برای حرکت را پیدا کند. این طراحی باعث می‌شود موفقیت در یک مأموریت بیشتر به هوش و دقت بازیکن وابسته باشد تا قدرت شخصیت. کشتن یک نگهبان، مخفی کردن جسد، عبور از یک مسیر خطرناک یا رسیدن به هدف بدون آنکه حتی یک نفر متوجه حضور شما شود، رضایت خاصی دارد که در بسیاری از بازی‌های امروزی کمتر تجربه می‌شود.

توانایی‌های جدید Styx نیز این فرمول را جذاب‌تر کرده‌اند. قابلیت‌هایی مانند نامرئی شدن و ساختن کلون در کنار قدرت‌های جدید مبتنی بر Quartz، گزینه‌های بیشتری برای عبور از موقعیت‌های دشوار در اختیار بازیکن قرار می‌دهند. از طرف دیگر، طراحی عمودی مراحل یکی از بهترین تغییرات بازی است. Styx می‌تواند از دیوارها بالا برود، با قلاب به نقاط مختلف دسترسی پیدا کند و با گلایدر مسیرهای هوایی را طی کند. بنابراین یک مرحله دیگر صرفاً مجموعه‌ای از راهروها نیست و بازیکن باید محیط را در چند ارتفاع مختلف بررسی کند. طراحی مراحل و آزادی عمل طراحی مراحل شاید بهترین بخش Blades of Greed باشد. بازی سه محیط بزرگ و قابل گشت‌وگذار در اختیار بازیکن قرار می‌دهد؛ از جمله  The Wall، روستای اورک‌ها با نام Turquoise Dawn و خرابه‌های پایتخت الف‌ها، کهAkenash.  نام دارد.

 

همه چیز زیبا نیست اما بد هم نیست

این مناطق به شکل عمودی طراحی شده‌اند و قابلیت‌های مختلف Styx به تدریج امکان دسترسی به بخش‌های جدید را فراهم می‌کنند. همین موضوع باعث شده بازی عناصر آشنایی از سبک Metroidvania را وارد ساختار خود کند برای مثال ممکن است در اولین بازدید از یک منطقه نتوانید به نقطه‌ای خاص برسید، اما بعد از به‌دست آوردن یک قابلیت جدید، همان منطقه ناگهان مسیر تازه‌ای در اختیار شما قرار دهد این طراحی، ارزش بازگشت به مناطق قبلی را بالا می‌برد و به اکتشاف معنا می‌دهد. با این حال، اندازه بزرگ بعضی مناطق همیشه به نفع بازی نیست. گاهی فاصله میان اهداف بیش از حد طولانی می‌شود و بخشی از زمان بازیکن صرف جابه‌جایی در محیط می‌شود؛ مسئله‌ای که در برخی نقدها نیز به عنوان یکی از ایرادات بازی مطرح شده است.

محیط‌های تقریبا بسته

از نظر بصری، Blades of Greed  پیشرفت قابل توجهی نسبت به گذشته دارد و استفاده از Unreal Engine 5 به خلق محیط‌هایی بزرگ‌تر و جزئیات بیشتر کمک کرده است.طراحی جهان فانتزی بازی یکی از نقاط قوت آن محسوب می‌شود. مناطق مختلف هویت بصری مشخصی دارند و ترکیب معماری، طبیعت و موجودات فانتزی باعث شده دنیای بازی قابل تشخیص و جذاب باشد. روی PS5، محیط‌های بزرگ و عمودی بازی می‌توانند چشمگیر باشند؛ مخصوصاً زمانی که از ارتفاع به یک منطقه نگاه می‌کنید و متوجه می‌شوید چند مسیر مختلف برای رسیدن به هدف وجود دارد. با این حال، بازی از نظر فنی کاملاً بدون نقص نیست. برخی مشکلات مربوط به نمایش بافت‌ها، رفتار دشمنان، انیمیشن‌ها و باگ‌های بصری گزارش شده‌اند.

بنابراین از نظر هنری با یک بازی زیبا مواجهیم، اما از نظر پرداخت فنی هنوز فاصله‌ای میان ایده‌های سازندگان و اجرای نهایی وجود دارد. این مسئله به‌خصوص زمانی آزاردهنده است که بازی از نظر طراحی محیطی و گیم‌پلی در سطح خوبی قرار دارد؛ زیرا کیفیت پایین‌تر اجرای برخی صحنه‌های داستانی بیشتر به چشم می‌آید.

نمایی از درخوت مهارت‌های بازی Styx: Blades of Greed

موسیقی و Styx

موسیقی بازی وظیفه خود را در ایجاد فضای فانتزی و تاریک به خوبی انجام می‌دهد، اما احتمالاً چیزی نیست که مدت‌ها بعد از پایان بازی در ذهن شما باقی بماند. مشکل اصلی بیشتر در بخش صداگذاری و اجرای دیالوگ‌ها دیده می‌شود. بعضی مکالمات مصنوعی به نظر می‌رسند و ریتم صحبت شخصیت‌ها گاهی طبیعی نیست. حتی در برخی بررسی‌ها به مکث‌های غیرعادی میان دیالوگ‌ها و تأثیر منفی آن‌ها بر حس صحنه‌های داستانی اشاره شده است. Styx همچنان ستاره اصلی بازی است. شاید همه با رفتار و شوخی‌های او ارتباط برقرار نکنند، اما نمی‌توان انکار کرد که شخصیت او هویت مشخصی دارد. او یک قهرمان کلاسیک نیست؛ موجودی کوچک، طماع، بدخلق و البته بسیار باهوش است که بیشتر از نجات دیگران به فکر منافع خودش است. همین تضاد باعث شده حضور او در دنیای فانتزی بازی جذاب باشد. شخصیت‌های فرعی نیز تنوع مناسبی به روایت اضافه می‌کنند، اما مشکل اینجاست که همه آن‌ها به اندازه Styx فرصت درخشیدن پیدا نمی‌کنند.

سخن آخر:

بازی Styx: Blades of Greed بازی‌ای است که دقیقاً می‌داند می‌خواهد چه چیزی باشد. این عنوان قرار نیست جایگزین یک بازی اکشن بزرگ یا یک نقش‌آفرینی داستان‌محور شود. نقطه قوت اصلی آن، مخفی‌کاری خالص و آزادی عملی است که در مراحل بزرگ و عمودی به بازیکن ارائه می‌دهد. روی PS5، تجربه بازی از نظر طراحی مراحل و گیم‌پلی جذاب است و اگر از طرفداران بازی‌های مخفی‌کاری قدیمی هستید، احتمالاً از آزادی عمل و روش‌های مختلف حل کردن موقعیت‌ها لذت خواهید برد. از طرف دیگر، مشکلات فنی، داستان متوسط و صداگذاری نه‌چندان درخشان مانع می‌شوند که بازی را یک شاهکار بدانیم.

به این نوشته امتیاز بدهید

سخن پایانی

بازی Styx: Blades of Greed هرچقدر که در روند داستانی و طراحی مراحل متوسط عمل کرده اما در بخش مخفی کاری به قدری خوباست که عاشقان این سبک را راضی خواهد کرد.

نقاط خوب

  • گیم‌پلی مخفی‌کاری عمیق و رضایت‌بخش
  • توانایی‌های متنوع و کاربردی Styx
  • شخصیت اصلی متفاوت و سرگرم‌کننده

نقاط ضعف

  • صداگذاری و اجرای دیالوگ‌های نه‌چندان طبیعی
  • مشکلات فنی و باگ‌های بصری
  • برخی طراحی‌های مأموریت که بیش از حد ساده یا تکراری هستند
  • جابه‌جایی‌های طولانی در بعضی محیط‌ها
۷.۵
نمره سایت