Code Vein 1 اثری متوسط است؛ نه آنچنان قوی و نه آنچنان ضعیف به اندازهای بود که میتوانست طرفداران خود را جذب و راضی کند. زمانی که Code Vein 2 معرفی شد، در نگاه اول میشد پیشرفتهایی را نسبت به نسخهٔ اول مشاهده کرد. اما حالا که این دنباله منتشر شده است، میتواند طرفداران خود را حفظ کند و حتی طرفداران جدید تری را به سمت خود بکشاند. در ادامه، با بررسی بازی Code Vein 2 همراه کریتیکلنز باشید.
بازگشت به گذشته
این نقد و بررسی بر اساس نسخه ارسال سازندگان و پس از 57 ساعت تجربهی بازی روی پلتفرم Xbox Series s انجام شده است.
ساده اما گیرا
شاید بتوان گفت یکی از جذابترین بخشهای داستان بازی این است که قهرمان باید به گذشتههای متعددی سفر کند و از وقوع مجموعهای از اتفاقات جلوگیری کند تا بتواند دنیای زمان حال را نجات دهد. قهرمان برای تغییر گذشته، سه فرد تحت رهبری لیدی لاوینیا عازم این سفر میشود. شخصیتهای اصلی داستان بهخوبی شخصیت پردازی شدهاند و در طول روند داستان میتوان به راحتی با آنها ارتباط برقرار کرد، احساساتشان را درک کرد و با آنها همراه شد. شاید یکی از بخشهایی که Code Vein 2 در آن عملکرد موفقی دارد همین موضوع باشد، اما این نقطه قوت بهتنهایی توانایی حمل تمام بار روایت بازی را ندارد.
یکی از حسهایی که بازی بهخوبی منتقل میکند، حس تردید و دودلی است؛ اینکه به چه کسی اعتماد کنید، با چه کسی همراه شوید یا حتی چه کسی را نجات دهید. بازی بارها شما را مجبور میکند میان شخصیتهایی که سفری طولانی را در کنارشان سپری کردهاید و دنیای زمان حال یکی را انتخاب کنید. از آنجا که تغییر گذشته معمولاً در زمان حال پیامدهای خوشایندی ندارد، این تصمیمها اهمیت بیشتری پیدا میکنند.
هسته اصلی داستان، با وجود آنکه ایدهای کاملاً جدید نیست، همچنان جذابیتهای خاص خود را دارد. به لطف عناصری که به این هسته اضافه شدهاند، داستان اصلی بازی میتواند بازیکن را در این سفر با خود همراه کند. اما آیا دنیای بازی نیز میتواند سنگینی این روایت را به دوش بکشد؟ در پاسخ باید گفت که تا حد زیادی موفق عمل میکند. مشاهده مکانهایی تاریک، ویران و فاسدشده در زمان حال و سپس دیدن همان مناطق در گذشته، در حالی که سرزنده، روشن و زیبا هستند، به شکلی تأثیرگذار ارائه شده است. بهخوبی میتوان حس کرد که نابودی دنیا چه تأثیری بر مکانها و مردمان آن گذاشته است.

این تفاوت باعث میشود بازیکن تأثیر وقایع داستان را نه فقط در دیالوگها، بلکه در خود محیطها نیز مشاهده کند. به همین دلیل جهان بازی صرفاً محلی برای پیشروی نیست، بلکه به یکی از مهمترین ابزارهای قصه گوی تبدیل میشود. با این حال، برخی مسائل موجود در دنیای بازی به درستی توضیح داده نمیشوند یا بهصورت ناقص رها میشوند. برای مثال، با اینکه خط اصلی داستان دیگر بهطور مستقیم درباره ریوننتها و انسانها نیست، کمتوجهی به این بخش از پیشینه داستانی تا حدی به قصه آسیب میزند و مانع از آن میشود که جهان بازی به شکلی کاملتر گسترش پیدا کند.
روایت بازی در بخشهای مختلف تلاش میکند میان لحظات آرام و سکانسهای پرتنش تعادل برقرار کند. در نتیجه، داستان تنها از نبردها و بحرانها تشکیل نشده و گاهی فرصت میدهد تا روابط میان شخصیتها شکل بگیرد و عمیقتر شود. این مسئله باعث میشود تصمیمها و اتفاقات مهم داستانی تأثیر بیشتری روی مخاطب بگذارند و برخی صحنهها فراتر از یک کاتسین معمولی عمل کنند.
در بخش پایانی نیز بازی تلاش میکند نتیجه تمام تصمیمها، فداکاریها و روابط شکلگرفته در طول داستان را به نمایش بگذارد. پایانبندی بیش از آنکه بر یک نبرد نهایی بزرگ تکیه کند، بر سرنوشت شخصیتها و پیامد انتخابهای آنها تمرکز دارد. همین موضوع باعث میشود لحظات پایانی بار احساسی قابل توجهی داشته باشند و پایان بازی تنها به شکست دادن آخرین دشمن خلاصه نشود.
پایان بازی زمانی تأثیرگذار و رضایتبخش میشود که بتوانید با شخصیتها و دنیایی که بازی ارائه میدهد ارتباطی احساسی برقرار کنید؛ زیرا بخش عمده بار پایانبندی روی همین موضوع سرمایهگذاری شده است. نکته مثبت دیگر این است که پایانبندی با مضامین اصلی داستان هماهنگ باقی میماند. مفاهیمی مانند امید، ازخودگذشتگی و مبارزه با سرنوشت در آخرین لحظات روایت نیز حضور پررنگی دارند و باعث میشوند نتیجهگیری داستان طبیعی و قابل قبول به نظر برسد.
شاید پایان بازی همه پرسشها را بهطور کامل پاسخ ندهد، اما موفق میشود حس رضایتبخشی از پایان یک سفر طولانی، دشوار و پرهزینه را به مخاطب منتقل کند.
پرشی جاه طلبانه
گیمپلی Code Vein 2 در تمام بخشها روی لبه تیغ حرکت میکند و همین موضوع باعث میشود برخی قسمتهای آن بهشدت غیرقابلتحمل شوند. بازی از قواعد پایه ژانر سولزلایک پیروی میکند. سیستم مبارزات بازی بسیار ساده، تکراری و قابلفهم است و تقریباً هیچ مکانیک پیچیدهای در آن دیده نمیشود. شاید پیچیدهترین بخشی که برای گیمپلی طراحی شده، سیستم Vampire باشد که آن هم با کمی آزمونوخطا بهراحتی قابل درک است.
بازیکن در طول بازی میتواند یک همراه برای خود داشته باشد. امکان ادغام شدن با این شخصیتها نیز وجود دارد که مجموعهای از تقویتکنندههای قابلتوجه را در اختیار شما قرار میدهد و هر زمان که بخواهید میتوانید آنها را به تیم اضافه یا از آن جدا کنید. سیستم همراهان ایده جدیدی نیست، اما تا حدی به گیمپلی جنبهای استراتژیک بخشیده است؛ زیرا باید برای هر منطقه همراه مناسبی را انتخاب کنید.

با این حال، سیستم مبارزه و بیلدهای بازی تنوع چندانی ندارند. سلاحها عمدتاً در دو یا سه دسته کلی قرار میگیرند و تفاوتهای آنها چندان چشمگیر نیست. با این وجود، سیستم مبارزات همچنان قابلقبول و رضایتبخش است و اجازه نمیدهد بازی کاملاً غیرقابلتحمل شود. مبارزات گاهی حوصلهسربر میشوند، اما همچنان میتوانند جذابیت خود را حفظ کنند. در اکثر مواقع ریتم مبارزات مناسب است و بازی دائماً بازیکن را میان حمله و دفاع درگیر نگه میدارد. دشمنان تنها به افزایش قدرت یا میزان سلامتی متکی نیستند و بسیاری از آنها الگوهای تهاجمی متفاوتی دارند که شناختشان به اندازه ارتقای تجهیزات اهمیت پیدا میکند. همین موضوع باعث میشود حتی در ساعات پایانی بازی نیز مبارزات تا حد زیادی تازگی خود را حفظ کنند.
در بازی Code Vein 2 با یک دنیای جهان باز روبرو هستید که بازیکن میتواند با استفاده از یک موتورسیکلت در محیط آن گشتوگذار کند؛ اما کنترل و فیزیک این وسیله نقلیه بهشدت ضعیف و آزاردهنده است. از طرفی، دنیای بازی نه سیستم پاداشدهی مناسبی دارد و نه آنقدر چشمنواز است که بخواهید این ضعف را نادیده بگیرید و ساعتها در آن گردش کنید. همین مسئله باعث میشود گشتوگذار و اکتشاف محیط بهمرور خستهکننده شود و بازیکن تنها به رفتن به مکانهای ضروری اکتفا کند.

بازی دارای مجموعهای از غارها و دانجنهای کوچک با پازلهای ساده و مینیباسفایتهای آسان است. این مناطق از ساختار قابلقبولی برخوردارند و دشمنان حاضر در آنها نیز مناسب طراحی شدهاند، اما باسفایتهایشان نه تنوع زیادی دارند و نه چالش خاصی ایجاد میکنند. ورود به یک دانجن در ابتدا میتواند جذاب باشد، اما دلیل اصلی که باعث میشود انگیزهای برای تکمیل تمام آنها نداشته باشید، پاداشهای نامناسبی است که در ازای زمان و زحمت صرفشده دریافت میکنید.
باسفایتهای اصلی Code Vein 2 طراحی بصری چشمنوازی دارند و حرکات آنها بهگونهای طراحی شده که میتوانند بازیکن را ساعتها برای یادگیری الگوهای مبارزه درگیر خود کنند. شکست دادن آنها نیز حس پیشرفت و رضایت قابلتوجهی به همراه دارد. در مقابل، باسفایتهای فرعی بیشازحد آسان و قابل پیشبینی هستند. شاید این مشکل در ساعات ابتدایی چندان آزاردهنده نباشد، اما با گذشت ده ساعت به یکی از عوامل خستگی و فرسودگی تجربه بازی تبدیل میشود.
یکی از مشکلاتی که گاهی در مبارزات دیده میشود، ناهماهنگی جزئی میان انیمیشن جاخالی دادن و زمان محافظت شخصیت در برابر آسیب است. در حالی که انیمیشن جاخالی به پایان رسیده و شخصیت دوباره قادر به حرکت است، این بازه محافظتی چند فریم زودتر تمام میشود. در نتیجه، برخی ضرباتی که بازیکن انتظار دارد از آنها عبور کرده باشد همچنان به شخصیت برخورد میکنند و این مسئله در نبردهای حساس کاملاً آزاردهنده میشود.

یکی از مهمترین دلایلی که گیمپلی Code Vein 2 در طول دهها ساعت تازگی خود را حفظ میکند، سیستم Blood Code است؛ مکانیکی که فراتر از یک سیستم کلاسبندی ساده عمل میکند و عملاً ستون اصلی پیشرفت شخصیت را تشکیل میدهد. بازی بهجای اینکه بازیکن را از همان ابتدا به یک نقش مشخص محدود کند، این امکان را میدهد که دائماً سبک مبارزه خود را تغییر دهد و با شرایط مختلف سازگار شود.
با این حال، این آزادی عمل بدون ایراد نیست. حجم زیاد گزینهها در ساعات ابتدایی میتواند کمی گیجکننده باشد و بازی نیز همیشه اطلاعات کافی برای درک ارزش واقعی برخی مهارتها ارائه نمیدهد. به همین دلیل، بخشی از فرایند پیشرفت شخصیت بر پایه آزمونوخطا شکل میگیرد؛ موضوعی که برای بازیکنان حرفهای جذاب است اما ممکن است برای افراد تازهوارد کمی خستهکننده باشد. البته این آزمونوخطاها آنقدر بازیکن را تنبیه نمیکنند که به مانعی جدی تبدیل شوند و همچنان فرصت تجربه و آزمایش سبکهای مختلف را در اختیار او قرار میدهند.
از طرف دیگر، روند باز شدن Blood Code های جدید بهخوبی با پیشروی داستان و اکتشاف محیطها گره خورده است. بازی بهجای اینکه تمام ابزارها را از ابتدا در اختیار بازیکن قرار دهد، بهتدریج گزینههای تازهای معرفی میکند و همین مسئله باعث میشود حس رشد شخصیت در طول بازی ملموس باقی بماند. هر Blood Code جدید نهتنها یک ارتقای ساده، بلکه فرصتی برای بازنگری در کل سبک بازی محسوب میشود.
اگر Blood Code ستون اصلی سیستم پیشرفت شخصیت در Code Vein 2 باشد، Ichor را میتوان سوختی دانست که تمام این ساختار را به حرکت درمیآورد. تقریباً تمام تواناییهای ویژه، جادوها و Gifts به این منبع وابسته هستند و به همین دلیل، نحوه مدیریت آن تأثیر مستقیمی بر جریان مبارزات دارد.
نکتهای که Ichor را از بسیاری از سیستمهای مشابه متمایز میکند، ارتباط مستقیم آن با سبک بازی تهاجمی است. بازی بازیکن را تشویق میکند بهجای عقبنشینی و انتظار کشیدن، وارد درگیری شود و با حملات موفق یا استفاده درست از مکانیکهای مبارزه، منابع موردنیاز خود را به دست آورد.
از سوی دیگر، تأثیر Ichor بر تنوع بیلدها نیز قابلتوجه است. برخی Blood Codeها به شکلی طراحی شدهاند که وابستگی زیادی به مصرف مداوم Ichor دارند، در حالی که برخی دیگر بیشتر بر نبردهای فیزیکی تمرکز میکنند. این تفاوت باعث میشود مدیریت منابع تنها یک مکانیک جانبی نباشد، بلکه بخشی مهم از تصمیمگیریهای بازیکن در جریان مبارزات محسوب شود. البته در برخی مقاطع، بهخصوص هنگام رویارویی با دشمنان عادی، فرایند بازیابی Ichor میتواند کمی تکراری شود و بازیکن را به انجام رفتارهای مشابه برای حفظ منابع خود وادار کند. همچنین بعضی ترکیبهای مهارتی به اندازهای به Ichor وابسته هستند که در صورت خالی شدن ذخیره، کارایی آنها به شکل محسوسی کاهش پیدا میکند.
دو کفه ای ترازو
بازی کد وین 2 از آن دسته بازیهایی نیست که بخواهد تنها با تعداد زیاد پیکسلها یا نمایش فناوریهای جدید مخاطب را تحت تأثیر قرار دهد. چیزی که از همان ساعات ابتدایی توجه من را جلب کرد، درک درست سازندگان از هویت بصری مجموعه بود. بازی همچنان به ریشههای انیمهای خود وفادار مانده، اما این بار جهان آن زندهتر، تاریکتر و از نظر طراحی هنری پختهتر به نظر میرسد.
طراحی محیطها در بهترین لحظات خود موفق میشود حس ویرانی و ناامیدی را بدون نیاز به دیالوگ یا روایت مستقیم منتقل کند. کافی است وارد برخی از مناطق اصلی شوید تا متوجه شوید هر بخش از جهان بازی داستان خودش را روایت میکند. از ساختمانهای نیمه ویران گرفته تا چشماندازهای آخرالزمانی، همهچیز در خدمت ایجاد اتمسفری قرار گرفته که با فضای داستان هماهنگی کامل دارد. این همان نقطهای است که Code Vein2 بیشترین امتیاز را به دست میآورد؛ نه از نظر فناوری، بلکه از نظر کارگردانی هنری.

با این حال، هرچه بیشتر در جهان بازی پیش میرفتم، شکاف میان جاهطلبی هنری و اجرای فنی آن بیشتر به چشم میآمد. برخی محیطها فوقالعاده چشمنواز هستند، اما در مقابل مناطقی نیز وجود دارند که از نظر جزئیات و کیفیت بصری در همان سطح ظاهر نمیشوند. این ناهماهنگی باعث میشود تجربه گرافیکی بازی همیشه در اوج باقی نماند. گاهی احساس میکردم تیم سازنده انرژی و منابع خود را روی بخشهای خاصی متمرکز کرده و برخی مناطق دیگر قربانی این تصمیم شدهاند.
نورپردازی یکی از نقاط قوت بازی است، اما در کنار آن افکتهای تصویری گاهی بیش از حد شلوغ میشوند. در مبارزات بزرگ، بهویژه زمانی که چندین توانایی بهصورت همزمان فعال میشوند، صفحه نمایش به میدان انفجاری از نور و ذرات تبدیل میشود. اگرچه این صحنهها در نگاه اول چشمگیر هستند، اما در عمل گاهی خوانایی مبارزات را کاهش میدهند و تشخیص برخی حرکات دشمنان را دشوار میکنند.

از نظر پایداری فنی، تجربه من ترکیبی از رضایت و ناامیدی بود. در بیشتر زمان بازی، عملکرد روان و قابلقبولی ارائه میشود و همین موضوع باعث میشود سیستم مبارزات بتواند پتانسیل واقعی خود را نشان دهد. اما مشکل اینجاست که بازی دقیقاً در لحظاتی که بیشترین نیاز به ثبات فنی دارد، گاهی دچار افت عملکرد میشود. افت فریمهای کوتاه در مبارزات سنگین شاید فاجعهآمیز نباشند، اما برای عنوانی که واکنشهای سریع و زمانبندی دقیق بخش مهمی از گیمپلی آن را تشکیل میدهد، کاملاً قابل چشمپوشی هم نیستند.
نکتهای که بیش از همه توجهم را جلب کرد این بود که مشکلات فنی بازی هرگز آنقدر شدید نیستند که تجربه را تخریب کنند، اما آنقدر هم جزئی نیستند که بتوان نادیده شان گرفت. Code Vein2 مدام مرز میان خوب و عالی را لمس میکند، اما هر بار یک یا دو مشکل فنی کوچک مانع عبور آن از این مرز میشوند.
ضرب اهنگ
صدا و موسیقی در Code Vein 2 یکی از آن بخشهایی است که در نگاه اول تأثیر زیادی بر مخاطب میگذارد، اما هرچه زمان بیشتری با بازی سپری کنید، نقاط قوت و ضعف آن بیشتر خودشان را نشان میدهند. این بخش در بهترین لحظات خود میتواند بار احساسی یک صحنه را چند برابر کند، اما در عین حال همیشه آنقدر قدرتمند نیست که بتواند کیفیت خود را در تمام طول بازی حفظ کند.
اولین چیزی که توجهم را جلب کرد، تلاش بازی برای استفاده از موسیقی بهعنوان بخشی از گفتن قصه بود. موسیقی تنها برای پر کردن سکوت محیط ساخته نشده و در بسیاری از صحنهها نقش فعالی در انتقال احساسات دارد. در نبردهای مهم و لحظات سرنوشتساز داستان، قطعات ارکسترال بهخوبی تنش و عظمت اتفاقات را منتقل میکنند. اما مشکل اینجا است که بازی بیش از حد به همین فرمول متکی میشود. پس از مدتی، برخی قطعات شباهت زیادی به یکدیگر پیدا میکنند و آن حس غافلگیری اولیه به تدریج کمرنگ میشود.
بزرگترین انتقادی که میتوان به موسیقی Code Vein 2 وارد کرد، کمبود قطعات واقعاً ماندگار است. موسیقیها هنگام شنیده شدن تأثیرگذار هستند، اما تعداد کمی از آنها پس از خاموش کردن بازی در ذهن باقی میمانند. این همان تفاوتی است که میان یک موسیقی متن خوب و یک موسیقی متن فراموشنشدنی وجود دارد. بازی در خلق اتمسفر موفق عمل میکند، اما کمتر پیش میآید قطعهای به اندازه لحظهای که در آن پخش میشود، ماندگار باشد.

در بخش صداپیشگی شخصیتها، کیفیت کلی در سطح مطلوبی قرار دارد، اما همه اجراها یک دست نیستند. برخی شخصیتهای اصلی عملکرد بسیار خوبی دارند و احساسات آنها کاملاً طبیعی منتقل میشود، اما تعدادی از شخصیتهای فرعی فاقد همان عمق و تأثیرگذاری هستند. این موضوع باعث میشود بعضی دیالوگها بیشتر شبیه انجام وظیفه به نظر برسند تا بخشی از یک روایت درگیرکننده.
افکتهای صوتی نیز شرایط مشابهی دارند. صدای برخورد سلاحها و استفاده از تواناییها در ساعات ابتدایی بسیار رضایتبخش به نظر میرسد و حس قدرت مناسبی به مبارزات میدهد. اما هرچه بازی شلوغتر میشود، طراحی صوتی تا حدی کنترل خود را از دست میدهد. در برخی باسفایتها حجم افکتها آنقدر زیاد میشود که تشخیص صداهای مهم دشوار است و میدان نبرد به مجموعهای از انفجارهای صوتی تبدیل میشود. این مشکل شاید در نگاه اول کوچک به نظر برسد، اما در عنوانی که خوانایی مبارزات اهمیت بالایی دارد، کاملاً قابل انتقاد است.
نکته مثبت اینجاست که با وجود این ایرادها، بخش صوتی هیچگاه به نقطهای نمیرسد که تجربه بازی را مختل کند. مشکل اصلی Code Vein 2 کیفیت پایین نیست، بلکه نرسیدن به سقف پتانسیلی است که بارها نشانههای آن را به نمایش میگذارد. بازی چندین بار ثابت میکند که توانایی خلق لحظات صوتی درخشانی را دارد، اما نمیتواند این سطح را به شکلی مداوم حفظ کند.
احساس من نسبت به صدا و موسیقی Code Vein2 شبیه به نگاه کلیام به بسیاری از بخشهای دیگر بازی است؛ اثری که کیفیت بالایی دارد و در لحظات خاص میدرخشد، اما گاهی از تبدیل شدن به تجربهای واقعاً استثنایی بازمیماند. موسیقی و صداگذاری به شکلی مؤثر از فضای بازی پشتیبانی میکنند، اما کمتر موفق میشوند خودشان به یکی از دلایل اصلی بهیادماندنی شدن این تجربه تبدیل شوند.
