بعضی بازیها فقط برای سرگرمی ساخته نشدهاند؛ آنها آمدهاند تا مهارت، صبر و حتی اعصاب شما را به چالش بکشند! از باسفایتهای نفسگیر گرفته تا مراحل بیرحمانهای که بارها شما را به نقطه شروع برمیگردانند، برخی عناوین در تاریخ بازیهای ویدیویی به سختی افسانهای خود مشهور شدهاند. اما چه چیزی یک بازی را واقعاً سخت میکند؟
در این مقاله به سراغ سختترین بازیهای تاریخ میرویم؛ آثاری که میلیونها گیمر را بارها شکست دادند، اما همین دشواری باعث شد به تجربههایی فراموشنشدنی و ماندگار تبدیل شوند. با کریتیکلنز همراه باشید.
1. Contra: Hard Corps

بازی Contra: Hard Corps یکی از مشهورترین بازیهای سبک Run & Gun است که در سال ۱۹۹۴ توسط شرکت کونامی برای کنسول سگا جنسیس منتشر شد. داستان بازی پنج سال پس از وقایع Contra III جریان دارد و بازیکن کنترل یکی از چهار شخصیت متفاوت را برعهده میگیرد. مراحل متنوع، باسفایتهای عظیم، مسیرهای داستانی چندگانه و پایانهای مختلف باعث شدهاند این عنوان همچنان یکی از بهترین نسخههای مجموعه Contra محسوب شود.
اما دلیل قرار گرفتن Contra: Hard Corps در فهرست سختترین بازیهای تاریخ، درجه سختی بیرحمانه نسخه آمریکایی آن است. در این نسخه شخصیت بازیکن تنها با یک ضربه کشته میشود، در حالی که دشمنان و باسها حملات بسیار سریع و پرتعداد دارند. علاوه بر این مراحل پر از موانع ناگهانی، واکنشهای لحظهای و باسهایی هستند که الگوهای حمله پیچیدهای دارند. محدود بودن تعداد جانها و ادامه بازی (Continue) نیز چالش را چند برابر میکند. به همین دلیل بسیاری از گیمرها این عنوان را یکی از دشوارترین بازیهای نسل 16 بیتی و حتی کل تاریخ بازیهای ویدیویی میدانند.
2. Super Meat Boy

بازی Super meat Boy سوپر میت بوی تمرینی برای واکنشهای سریع، صبر و ارادهای است که فقط سرسختترین گیمرها دارند. شما در نقش میت بوی مکعبی از شجاعت خالص در ماموریتی برای نجات دختر بانداژ بازی میکنید و از میان تیغههای اره، سکوهای در حال فروپاشی و راهروهای پر از میخ میپرید.
کنترلها بسیار تیز هستند و با شروع مجدد فوری پس از هر یک از هزاران مرگ اجتناب ناپذیر، هر شکست را به یک درس و هر موفقیت را به یک هجوم تبدیل میکند.
این بازی که یکی از بهترین بازیهای پلتفرمر است، ساده اما تأثیرگذار است: خون کارتونی، رنگهای جسورانه و انیمیشنهای دیوانهوار که با سرعت بیوقفه آن مطابقت دارند. بسیاری از طرفداران در ردیت آن را «خالصترین تجربه پلتفرمینگ از زمان دوران ۸ بیتی» و بازیای میدانند که «حافظه عضلانی را از طریق درد به شما میآموزد». حرکت مبتنی بر واکنش آن، بازی را به جریان انداخته و تردید را مجازات میکند، و آن را به یک زمین بازی طبیعی برای دوندگان سرعتی تبدیل میکند که به دنبال دویدن بینقص هستند.
3. Sekiro: Shadows Die Twice

گیمپلی سکیرو کاملاً حول محور شمشیربازی «یا دفع حمله یا مردن» بنا شده و بر شکستن حالت بدن و زمان بندی دقیق به جای نیروی بیرحمانه تأکید دارد. وقتی پا در بازی میگذارید، هر دفع حمله موفق، دری را برای ضدحملههای مرگبار باز میکند که مانند مواجهه با شیطان است، در حالی که زمان بندی از دست رفته اغلب به شکست منجر میشود. مخفیکاری و پیمایش عمودی که توسط قلاب تسهیل میشود، به مبارزه و کاوش عمق میبخشد.
زیبایی بصری، ژاپن دوران سنگوکو را با نورپردازی غمانگیز، محیطهای با جزئیات دقیق و جلوههای جوی آب و هوایی که تنش و غرق شدن در داستان را به دنبال دارد، به تصویر میکشد.
سختی شدید و مکانیکهای عمیق شمشیرزنی، سکیرو را به یک بازی برجسته برای طرفداران بهترین بازیهای سولزلایک تبدیل میکند.
کاربران ردیت همچنین اشاره کردند که چگونه سکیرو بازیکن را مجبور به بازی به روشی خاص (دفع حمله) میکند. از نظرات ردیت، بسیاری از بازیکنان اشاره میکنند که چگونه سکیرو رفلکسها را تغییر میدهد و باعث میشود بازیهای دیگر در مقایسه با آن بیش از حد بخشنده به نظر برسند.
4. Hollow Knight

بازی Hollow Knight شما را به دنیای ترسناک و دستساز Hallownest میبرد، که یک پادشاهی زیبا و رو به زوال پر از اسرار، پلتفرمینگ فشرده و نبردهای بیوقفه است. شما به طور روان در غارهای به هم پیوسته حرکت کرده و مهارتهایی را باز میکنید که به شما امکان میدهد با دقت به دشمنان حمله کنید، بپرید و آنها را از پا درآورید.
سبک بصری گوتیک و پیچیده است، با صداهای خفهای که نور را به درستی دریافت میکنند و به هر دیوار و دشمن حس تاریخ باستانی میدهند.
آنچه واقعاً سختی Hollow Knight را تعریف میکند، ۴۲ باس است که هر کدام محدودیتهای شما را آزمایش میکنند بدون اینکه گزینهای برای نجات بین آنها داشته باشید، حتی اگر قبلاً دهها باس را شکست داده باشید. این نشانهای از استقامت واقعی مترویدوانیا است وقتی با یک باس میجنگید، نزدیک میشوید، میمیرید و همچنان بدون شبکه ایمنی چکپوینت به جلو حرکت میکنید.
بازیکنان اغلب احساس «دائماً مضطرب» را توصیف میکنند، که به تقاضای بازی برای صبر، کاوش و واکنشهای خام متکی است. منتقدان و طرفداران ترکیب داستان سرایی جوی و طراحی مبارزات چندنفره در بازی Hollow Knight را برجسته کرده و خاطر نشان میکنند که این بازی به همان اندازه که به دقت در حرکات سریع پاداش میدهد، به پشتکار و آرامش نیز اهمیت داده است. بازیهایی مانند Hollow Knight به شما انگیزه میدهند تا چالشها را پذیرا باشید و آنها را فتح کنید.
5. Dark Souls III

دارک سولز ۳ نبردی بیرحمانه با دشمنان مجازات کننده، طراحی مراحل پیچیده و برخی از بدنامترین باسهای تاریخ بازی است. در ابتدا سرعت بیشتر بازی در مقایسه با نسخههای قبلی سولز، بازیکنان را دائماً در حالت آمادهباش نگه میدارد و واکنشهای سریع، مدیریت هوشمندانه استقامت و ارادهای تسلیمناپذیر برای ادامه دادن را میطلبد.
دارک سولز ۳ نبرد تن به تن دقیق، ساخت سلاحهای متنوع و مکانیکهای مبتنی بر استقامت بیرحمانه را برای ایجاد یک چالش بیرحمانه ترکیب میکند.
مبارزه با باسهایی مانند پادشاه بینام یا پاپ سالیوان، کلاسهای استاد در به خاطر سپردن الگوی حمله و مهارت جاخالی دادن هستند. مناظر گوتیک و رو به زوال که پر از کلیساهای جامع وهمآلود، ویرانههای خاکستری و آتشهای سوسو زننده هستند، حال و هوایی تاریک و سرکوبگر ایجاد میکنند که با سختی وحشیانه بازی مطابقت دارد.
6. Battletoads

اولین باری که به آن مرحله بدنام دوچرخه سواری برسید، فقط یک حرکت اشتباه کافی است تا همه چیز خراب شود. بازی Battletoads به تصاویر نوستالژیک کارتونهای صبح جمعه تکیه کرده و آنها را با گیمپلیای که به طور کامل خواب را از چشمتان میگیرد، جفت میکند. شما بین Rash، Zitz و Pimple جابهجا میشوید، هر کدام با تغییر شکلهای احمقانه و حرکات ترکیبی خاص خود.
یک لحظه شما در حال مبارزه با اراذل و اوباش هستید و لحظه بعد، با یک هاوربایک مسابقه میدهید، آدامس بادکنکی تف میکنید یا دشمنان را با زبان به سمت خود میکشید. هر چه باشد یک وزغ هستید!
چیزی که این عنوان را متمایز میکند، آن سکانسهای دوچرخه سواری پیکسلی بینقص است که به استاندارد طلایی «نینتندو-هارد» تبدیل شدهاند. آنها به زمان بندی بسیار دقیقی نیاز دارند؛ در غیر ایت صورت قبل از اینکه متوجه شوید، از آخرین چکپوینت دوباره شروع خواهید کرد.
با وجود طنز و جذابیتش، بازی هرگز با شما مهربان نخواهد بود. یک مرحله ممکن است شما را به حالت جنون ببرد و مرحله بعدی نیاز به تفکر سریع برای تطبیق سطوح با سرعت بالا داشته باشد. سیستم چک پوینت داخلی به آرامش نسبی کمک میکند، اما اشتباه نکنید! این بازی برای آزمایش صبر و واکنشهای شما طراحی شده است.
7. Celeste

بالا رفتن از کوه در بازی Celeste آزمونی برای صبر، دقت و پشتکار است. هر پرش و حرکت سریع باید کاملاً زمانبندی شده باشد، حتی کوچکترین اشتباه شما را به عقب برمیگرداند.
در حالی که سبک پیکسلی بازی و داستان صمیمانهاش در مورد غلبه بر کشمکشهای درونی عمق احساسی به آن میافزاید، منحنی سختی آن بیرحمانه است. برای کسانی که به دنبال تسلط واقعی هستند، خطوط جانبی پنهان چالش را تا سطوح تقریباً غیرممکن بالا میبرند و Celeste را به یکی از سختترین و در عین حال ارزشمندترین پلتفرمرهای ساخته شده تبدیل میکنند.
از همان ابتدا بر یادگیری زمانبندی حرکت سریع و پرش از دیوار تمرکز کنید، زیرا تسلط بر این دو حرکت، کلید زنده ماندن در سختترین بخشهای کوه است.
Celeste کنترلهای دقیق، مراحل طاقتفرسا و روایتی الهامبخش را با هم ترکیب میکند و جایگاه خود را به عنوان یکی از بزرگترین (و سختترین) پلتفرمرهای مستقل تمام دوران تثبیت میکند.
8. Cuphead

بازی Cuphead جذابیت انیمیشنهای دست ساز دهه ۱۹۳۰ را با برخی از بیرحمترین گیمپلیهای بازیهای مدرن ترکیب میکند. در زیر جلوههای بصری خیالانگیز و موسیقی متن جاز مانندش، یک چالش بیوقفه و نفسگیر نهفته است که در آن باسها با کسب دستاوردها در طول بازی، توجهها را به خود جلب میکنند.
هر مبارزه آزمونی دقیق از واکنشها، تشخیص الگو و دقت است. بدون هیچ چکپوینت در اواسط نبرد، یک اشتباه شما را به نقطه شروع برمیگرداند و بازی از تغییر الگوهای حمله، درست زمانی که با شرایط وفق پیدا کردهاید ابایی ندارد.
ابزار شما ساده است: یک ابزار اولیه برای شلیک به اهداف، سلاحهای قابل باز شدن، یک مکانیزم دفع حمله برای اشیای صورتی و یک نوار «فوقالعاده» برای حملات ویژه. چالش از پیچیدگی ناشی نمیشود، بلکه از اجرای بینقص همه چیز در حین جاخالی دادن از طوفانی از گلولهها، آتش و خطراتی که صفحه را پر میکنند میآید.
9. FTL: Faster Than Light

ماموریت شما: پرش از یک بخش به بخش دیگر، دفع دشمنان، مدیریت منابع محدود و تصمیمگیریهای حیاتی تحت فشار. هر بار بازی به صورت رویهای تولید میشود، به این معنی که برخوردها، طرح بندی نقشه و پاداشها هر بار تغییر کرده و تضمین میکنند که هیچ دو باری حس یکسانی نداشته باشند.
گیمپلی بازی مبارزه در لحظه را با مکانیک مکث ترکیب میکند و به شما امکان میدهد دستور صادر کنید، قدرت را بین سلاحها، سپرها و موتورها توزیع کرده و خدمه خود را هماهنگ کنید. شما با گونههای بیگانه مذاکره خواهید کرد، کشتیهای به گل نشسته را نجات خواهید داد و گاهی اوقات برای زنده ماندن فداکاری خواهید کرد.
سبک بصری بازی ساده اما مؤثر است و گرافیک دو بعدی واضح آن تمرکز را بر انتخابهای تاکتیکی حفظ میکند، با یک رابط کاربری تمیز که مدیریت پیچیده کشتی را شهودی کرده است. موسیقی متن بازی که اغلب توسط بازیکنان ستایش میشود، لحنی پرتنش اما اتمسفریک به بازی اضافه میکند که کاملاً با ریتم بازی مطابقت دارد.
بازی FTL یک بازی روگ لایک مجازات کننده اما اعتیادآور است که در آن هر تصمیمی مهم است. این بازی برای طرفداران استراتژی که به دنبال قابلیت بازی مجدد بالا و چالش معنادار هستند، عالی است.
10. 1001 Spikes

بازی Spikes 1001 «کشتن با یک ضربه» را به نهایت وسواس میرساند. شما در نقش تینا یا آبان در دنیایی مرگبار و به سبک رترو بازی میکنید که پر از تله، میخ و غافلگیری است. در حالی که از نظر فنی 1001 جان دارید، هر مرحله هزارتویی از تلههای زیرکانه و تهدیدهای پنهان است که حافظه، واکنشها و صبر شما را آزمایش میکند.
گیمپلی اصلی پلتفرمینگ پیکسلی بینقصی است که با کاوش ترکیب شده است؛ شما هرگز نمیدانید چه زمانی یک کف کاذب یا تبر پرنده به دویدن شما پایان میدهد. زیباییشناسی بازی، بازگشتی نوستالژیک به بازیهای ماجراجویی دهه 80 است، با هنر پیکسلی روشن و انیمیشنهای ساده، اما یک فلسفه طراحی بیرحمانه را زیر آن سطح جذاب پنهان میکند.
بازیکنان ردیت اغلب اشاره میکنند که این نوع بازی در لحظه افت حافظه عضلات را مجازات کرده و هر مرگ را هم خشمگینکننده و هم آموزنده میکند. در متاکریتیک، طرفداران طراحی مراحل و سختی آن را ستایش میکنند، اما هشدار میدهند که این بازی برای افراد خودآزار است که از چالشهای رفلکس فیزیکی و استقامت ذهنی لذت میبرند.
1001 Spikes یک بازی کاملاً قدیمی و پیکسلی با خشونت و قلب است. اگر شما ذاتاً اهل یادگیری از طریق شکستهای مکرر هستید و از پلتفرمینگ دقیق لذت میبرید، این بازی با رضایت نادری به شجاعت پاداش میدهد.
سخن پایانی
سختترین بازیهای تاریخ ثابت کردهاند که موفقیت در دنیای بازیهای ویدیویی همیشه به گرافیک یا داستان وابسته نیست؛ گاهی یک چالش نفسگیر میتواند تجربهای فراموش نشدنی خلق کند.
این بازیها با آزمودن مهارت، تمرکز و پشتکار بازیکنان، حس پیروزی را ارزشمندتر از همیشه میکنند. هر چند ممکن است بارها شکست بخورید، اما همین دشواری دلیل محبوبیت و ماندگاری آنها در میان گیمرهای سراسر جهان است.
