دوستی میگفت که من در بازیهای ویدیویی به دنبال آثاری هستم که داستانی شبیه به فیلمهای سینمایی داشته باشند. در آن زمان با خودم گفتم هر محصولی که مشغول به تعریف قصهای باشد، میتواند در این تعریف بگنجد، اما بعد از تجربه بازی SLEEP AWAKE تقریبا به این نتیجه رسیده بودم که اگر این عنوان را به همان دوستم معرفی کنم، از بازی لذت خواهد برد. SLEEP AWAKE یک بازی به اصطلاح شبیه ساز قدمزنی است که مثل خیلی از همقطارانش با زاویه دید اول شخص روایت میشود و تمرکز زیادی روی دو عنصر دارد: داستانپردازی، و روانگردانی. در ادامه با نقد و بررسی بازی SLEEP AWAKE همراه کریتیکلنز باشید.
کابوس شبهای روشن
این نقد و بررسی بر اساس نسخه مخصوص منتقدین، و پس از 5 ساعت تجربه بازی در پلتفرم PC انجام شده است.
همانطور که گفته شد، بازی SLEEP AWAKE روی داستان و روایت تمرکز زیادی دارد. کوری دیویس (Cory Davis) که پیشتر کارگردانی بازی Spec Ops: The Line را هم بر عهده داشت و توانست یکی از متفاوتترین قصههای موجود در مورد جنگ را به دنیا ارائه دهد، این بار با موضوع جدیدی سراغمان آمده که متفاوت اما جذاب است. بازی SLEEP AWAKE در آخرین شهر شناختهشده جهان با نام The Crush جریان دارد که از آخرالزمان – تقریبا – جان سالم به در برده است، ولی با مصیبتهای پساآخرالزمان دست و پنجه نرم میکند.
پدیدهای ناشناخته با نام The Hush گریبان کراش را گرفته و آن هم چیزی نیست جز بیخوابی. در اصل هر یک از اهالی شهر در صورت خوابیدن، در چنگ The Hush میافتند و جسم و روحشان در همان بستر خواب، جهان را ترک میکند. عزیزانِ شخصیت اصلی بازی یعنی کاتیا (Katja) نیز توسط هاش از دنیا رفتهاند، ولی خود کاتیا با کمک دارویی که پدر دانشمندش آن را طراحی کرده، بیدار مانده است و در این وضعیت، باید مراقب مادربزرگ زوال عقل گرفتهاش هم باشد. پدیده آخرالزمانی و ترسناک هاش باعث شده که گروهها و سازمانهای مختلفی مدعی یافتن راه حل باشند، که در اصل هیچکدام به راه چاره دست پیدا نکردهاند. دولت مرکزی نیز همین ادعا را دارد، ولی به شکل پنهانی در حال زندانی کردن مردم و انجام آزمایشهای محرمانه روی آنهاست.
کاتیا در ابتدا وظیفهای جز آماده کردن دارو و کمک به مادربزرگش ندارد، اما با پیشرفت در داستان، متوجه میشوید که به لطف نقش مهم پدر کاتیا در طراحی داروها و انجام آزمایشها، وی به اسرار بزرگی دست یافته و حالا کاتیا باید راه پدر را به اتمام برساند. داستان بازی SLEEP AWAKE در یک کلام شاهکار است. قصهای که به آرامی شروع میشود، با ریتم درستی بالا و پایین میشود، و در بخشهای پایانی با گشودن پلات توییستهای مختلف، سمفونیاش را به پایان میرساند.
نکتهای که در خصوص بازی SLEEP AWAKE اهمیت زیادی دارد و به نظرم باید بازی در همان بستر نقد شود، این است که SLEEP AWAKE هیچ هدف دیگری جز روایت قصه ندارد. بازی نهایتا در 5 ساعت به اتمام میرسد و شاید بتوان مدت زمانش را با یک مینی سریال مقایسه کرد، پس نمیتوان انتظار داشت که مکانیک یا سیستم عجیب و شگفت انگیزی در گیمپلی شاهد باشیم که بدون آن، بازی حس ناقص بودن داشته باشد. پس بهتر است قبل از تجربه – یا تصمیم بر عدم تجربه بازی SLEEP AWAKE – متوجه این موضوع باشید که این اثر یک داستان تعاملی کوتاه است، و نبایست انتظار دیگری از آن داشت.
سایکدلیک از ابتدا تا انتها

اگر طرفدار ژانر سورئالیسم و به شکل دقیقتر، رئالیسم جادویی باشید، حتما با بزرگان این ژانر مثل خوزه ساراماگو، گابریل گارسیا مارکز، و یا دیوید لینچ آشنایی دارید. نکتهای که در آثار همه این افراد مشترک است، این است که مخاطب نباید به دنبال منطقی جلوه دادن خط روایی باشد، و هر از گاهی بهتر است که به قول معروف، سعیاش را بر حس کردن بگذارد تا فهمیدن. بازی SLEEP AWAKE هم کم و بیش با همین تعریف همخط و مسیر است. بازی روی مرز خواب و بیداری راه میرود، و شما را به شکل مداوم در جهانی قرار میدهد که ورای رویا و آگاهی جریان دارد. بازی با درک این موضوع، در طراحی محیطهای مختلف و عجیب و غریب هم صدش را میگذارد، و هر مرحله حس حضور در رویای فردی است که انگار روزها نخوابیده، و میخواهد با مصرف قرصهای روانگردان بیدار بماند.
بعضی مراحل با حضور دشمنانی طراحی شدهاند که مامور دولت هستند و به دنبال اهالی بیگناهی میگردند که به زور آنها را به مراکز ترسناکشان ببرند و رویشان آزمایش انجام دهند. در این مراحل شما مجبور به مخفیکاری هستید و باید با استفاده از عناصر محیطی، قایم شوید، حواس دشمن را پرت کنید، و از دستشان فرار کنید. کاتیا که نوجوانی بیش نیست، امکان استفاده از هیچ سلاحی را ندارد و تنها کاری که از دستش برمیآید، پنهان شدن و فرار است. با اینکه این سیستم به خوبی طراحی شده و مناسب عنوانی مثل SLEEP AWAKE است، اما هوض مصنوعی فاجعهبار دشمنان کاری میکند که حتی در ژانر ادعایی بازی هم شک وارد شود.
بازی SLEEP AWAKE خود را یک عنوان ترسناک سایکدلیک معرفی میکند، یعنی در کنار عناصر روانی و روانشناختی، ترس هم قاطی ماجراست. کما اینکه گفته شد، بخش ترسناک بازی به دلیل هوش مصنوعی ضعیف دشمنان کاملا در سایه قرار میگیرد و به هیچ وجه شما را به وحشت نمیاندازد. شاید طراحی ظاهر دشمنان کاتیا جالب و تا حدی دلهره آور باشد، شاید محیطی که در آن قرار گرفتهاید هم اندکی باعث ترسیدنتان شود، اما وقتی به دلیل هوش مصنوعی ضعیف، هیچ یک از این دشمنان قادر به اذیت کردن شما نباشند، بازی دیگر توانایی ترساندن کسی را ندارد و بهتر است که خود را یک اثر ثریلر سایکدلیک معرفی کند.
افسانههای یونانی
بازی SLEEP AWAKE علاوه بر روایت جذاب، در پردازش محیط نیز کار کمنظیری انجام میدهد. بازی روی موضوع «نخوابیدن» میچرخد و برای اینکه مشقت کاتیا در برابر میل به خواب را نشان دهد، شما را در محیطهایی قرار میدهد که عمدا متضاد همین موضوع طراحی شدهاند. برای مثال وقتی در خنه کاتیا حضور دارید، تمام در و دیوارها با عبارت «نباید بخوابی» و امثالهم حکاکی شدهاند، ولی آهنگی آرام و سرگیجهآور در گوشهایتان پخش میشود و دوربین هم دچار نوعی لرزش خفیف میشود که خبر از خستگی شدید کاتیا دارد. همین نکتههای ریز و جزئیات جذاب، باعث بهبود تجربه بازیکن در سرتاسر مدت زمان کوتاهی میشود که در دنیای SLEEP AWAKE حضور دارد. در مراحل دیگر نیز که برخی داخل شهر، برخی درون ساختمانها و بعضی نیز در عالمی دیگر رخ میدهند، جزئیات مربوط به هر محیط رعایت میشود تا بازیکن حس همذاتپنداری با همن فضا را داشته باشد و با وجود نداشتن آزادی عمل در انجام کارهای مختلف، باز هم حس Immersive بودن را از بازی بگیرد.
نکته جالب دیگری که از دید چشمانتان پنهان نخواهد ماند، تاکید زیاد بازی روی افسانههای یونانی است. ساختمانهای مختلف با علائم مربوط به یونان باستان پر شدهاند، فایلها و روزنامهها نیز از این موضوع خبر میدهند، و حتی روایت کلی بازی حول شخصیتی از یونان باستان با نام هیپنوس میچرخد، که طبق افسانهها برادر مرگ بود و مسئولیت خواباندن مردم را بر عهده داشت. در برخی قصهها هیپنوس خود به خواب میرود و شخصیتهای مختلف دیگر قادر به خوابیدن نیستند که وضعیت مردم کراش در بازی SLEEP AWAKE نیز کمشباهت به همین موضوع نیست و ادله بیشتری برای همپوشانی بین SLEEP AWAKE و افسانههای یونان به دستمان میدهد.
بازی در جلوههای بصری نیز عالی کار کرده است، و بیشتر از گافیک فنی، این گرافیک هنری بازی است که حرفهای زیادی برای زدن دارد. بعضی از مراحل شبیه نقاشیهایی هستند که نقاش حین مصرف LSD طراحیشان کرده و شما میتوانید در آنها به گشت و گذار مشغول شوید. البته که اگر وضعیت فنی بازی بهتر بود، این گشت و گذار در دنیای کثیف، تاریک و مرموز SLEEP AWAKE لذت بیشتری داشت، ولی متاسفانه چنین نیست و حتی اگر سیستم قدرتمندی داشته باشید، باز هم در اجرای روان بازی SLEEP AWAKE به مشکل خواهید خورد. از انجایی که بازی منحصرا برای PC منتشر شده است، انتظار میرفت که سازندگان زمان بیشتری برای بهینه سازی بازی بگذارند، ولی این اتفاق نیفتاده است و در بخشهای مختلف شاهد افت فریمهای ناگهانی و بدی خواهید بود که شاید به تجربه کلیتان از بازی آسیب نزنند، اما در هر حال آن را تحت الشعاع قرار میدهد.
موسیقی و طراحی بازی نیز جای حرفی نمیگذارند، و واقعا هم چطور باید جای اعتراض بگذارند، وقتی که آهنگ بازی توسط رابین فینک، گیتاریست بند Nine Inch Nails، ساخته و منتشر شده است. تک تک مراحل بازی از موسیقی متن فوق العادهای برخوردارند که با شنیدن هر کدام با خودتان خواهید گفت که این دقیقا همان چیزی است که یک بازی ترسناک نیاز دارد!




