نقد و بررسی فیلم Obsession(وسواس)

نقد و بررسی فیلم Obsession(وسواس)

فیلم وسواس (Obsession) توسط کری بارکر و در سال 2025 ساخته شده است. بارکر در یوتیوب با فیلم‌های کمدی چند دقیقه‌ای تولید محتوا می‌کند. وی 26 سال سن دارد.

وی اولین فیلم بلندش را به نام Milk & Serial در سال 2024 ساخت. بودجه این فیلم فقط 800 دلار بود و علیرغم این محدودیت، توجه زیادی را به خود جلب کرد.

پس از این موفقیت، بارکر توانست بودجه حدودا 1 میلیون دلاری برای ساخت فیلم بعدی‌اش یعنی وسواس (Obsession) بدست بیاورد. فروش فیلم وسواس اکنون به بیش از 400 میلیون دلار رسیده که آن را تبدیل به یکی از سودده‌ترین فیلم‌های تاریخ کرده است.

اما آیا برجسته شدن فیلم وسواس حاصل یک شاهکار سینمایی است؟ یا مانند خیلی از ترندهای فضای مجازی پس از مدتی از ذهن‌ها پاک می‌شود؟

با کریتیک‌لنز همراه باشید تا به بررسی فیلم وسواس (Obsession)، فیلمی با چهره‌های جدید و جوان بپردازیم.

 

وقتی آرزویت به بدترین شکل برآورده می‌شود

داستان با نقطه دید بیر (Bear)، با بازی مایکل جانستون، آغاز می‌شود. بیر مدت‌ها است که عاشق دوست و همکار خود، نیکی (با بازی ایندی ناوارتی) می‌شود. بیر پسری خجالتی است و نمی‌تواند خودش مستقیم به نیکی ابراز علاقه کند. یک شب که بیر می‌خواهد برای نیکی هدیه بخرد، چشمش به چوبی جادویی می‌افتد. کسی که آرزویی کند و این چوب را بشکند، آرزویش برآورده می‌شود. بیر به جای آن‌که این چوب را به نیکی هدیه بدهد خود از آن استفاده می‌کند و پس از آن اتفاقات شوم فیلم وسواس (Obsession) شروع می‌شود.

 

هشدار: این متن حاوی اسپویل است!

شب اول دورهمی

بیر با دوستش ایان دارد تمرین می‌کند که چگونه به نیکی پیشنهاد بدهد. آن‌ها از این‌که بیر یک پیشنهاد ساده را نمی‌تواند به نیکی بگوید کلافه می‌شوند. شب که بیر به خانه‌اش برمی‌گردد می‌بیند گربه خانگی‌اش مرده است. وی در حالی که زانوی غم بغل کرده بود و در اینستاگرام می‌چرخید تماسی از نیکی دریافت می‌کند.

نیکی از بیر می‌خواهد شب را به جمع دوستانشان ملحق شود. بیر ابتدا دعوت نیکی را رد می‌کند؛ اما وقتی نیکی می‌گوید ممکن است دیگر چنین فرصتی پیش نیاید، بیر می‌پذیرد شب با آن‌ها بیرون برود. همینجا می‌بینیم بیر با این‌که روی نیکی کراش است و خود دنبال فرصتی برای پیشنهاد به او است، هنگام مواجهه با نیکی سعی در فرار از او دارد.

بیر از خانه بیرون می‌زند که به محل قرار برود. سر راه به یک مغازه عتیقه‌فروشی می‌رود. ابتدا می‌خواهد یک سنگ خاص برای نیکی بخرد؛ سپس چشمش به جعبه چوب آرزو می‌افتد. دوربین روی جعبه چوب زوم می‌کند و موسیقی متن معمایی غالب می‌شود.

فیلم وسواس (Obsession)

فروشنده هشدار می‌دهد این محصول شاکی زیاد دارد؛ ولی توضیح نمی‌دهد که علت ناراضی بودن آن‌ها، براورده نشدن آرزویشان بوده یا چیز دیگری. اولین بذر تعلیق فیلم وسواس (Obsession) اینجا کاشته می‌شود.

بیر به جمع دوستان ملحق می‌شود. سر میز بیر با چشم به ایان اشاره می‌کند که موضوع را به سمت او ببرد اما ایان مخالفت می‌کند. بیر فرصت را پیدا می‌کند و در خلوت به سمت نیکی می‌رود. درست وقتی که بیر می‌خواهد به نیکی پیشنهاد دهد، ایان و دوست دیگرشان سارا، از راه می‌رسند و حرف بیر را قطع می‌کنند. انگار آن‌ها دوست ندارند بیر و نیکی به هم برسند.

برگشت به خانه

ایان و سارا قصد دارند ادامه شب را در کافه بگذرانند؛ ولی نیکی می‌خواهد به خانه برود. نیکی ابتدا از ایان می‌خواهد که او را برساند ولی ایان قبول نمی‌کند. بیر از این فرصت استفاده می‌کند و با نیکی مسیر برگشت به خانه را شروع می‌کنند.

وسواس

در طول مسیر نیکی درباره کتابی که مشغول به نوشتنش است با بیر صحبت می‌کند. همچنین می‌گوید بیر تنها کسی است که می‌تواند درباره این چیزها با وی صحبت کند. این دیالوگ شک در ذهن مخاطب ایجاد می‌کند که آیا نیکی هم به بیر علاقمند است؟

هنگام خداحافظی بیر به یکی از مشورت‌های ایان عمل می‌کند و لقب «نیکی دیوونه» (freaky Nikki) را صدا می‌زند. برخلاف تحلیل ایان، واکنش نیکی اصلا مثبت نبود. سپس نیکی از بیر می‌پرسد که آیا به او علاقه دارد؟ چون این بهترین زمان برا گفتنش است.

حتی این‌جا هم که همه چیز مهیا بود، بیر می‌ترسد احساسش را بیان کند. دیگر کسی مقصر نیست جز خودش. پس از خداحافظی، بیر چوب جادویی را خودش می‌شکند و آرزو می‌کند نیکی بیش از همه او را دوست داشته باشد. از اینجا به بعد وسواس (Obsession) شروع می‌شود.

نیکی به داخل ماشین برمی‌گردد و اصرار می‌کند شب را با بیر بگذراند. رفتارهای نیکی به یکباره عجیب می‌شود. صبح بیر می‌بیند نیکی برایش صبحانه آماده کرده و روی جنازه گربه نیز شمع روشن کرده است. این رفتارهای غیرمنطقی نیکی، ترس را آرام آرام در ذهن مخاطب جا می‌دهد.

وسواس / گربه

 

ماه عسل

وقتی بیر قضیه را برای ایان تعریف می‌کند، ابتدا فرض می‌شود که نیکی تحت تاثیر مواد بوده است. اما شب بعدی هم نیکی به خانه بیر می‌آید. استرس بیر کمتر می‌شود و هردو از اینکه با هم هستند لذت می‌برند. چند وقتی می‌گذرد و این زوج عاشق زمان را به خوبی با هم سپری می‌کنند. نگاه ایان با این دو، همراه با تعجب و حسادت است.

اکثر مواقع چهره نیکی در مواجهه با بیر، در سایه فرو رفته است. انگار شخصیت واقعی نیکی در چاهی تاریک دارد گم می‌شود. هرچند استفاده بیش از حد از این تکنیک در فیلم وسواس (Obsession) برای مخاطب آزاردهنده است. ما خیلی جاها فقط صدای نیکی را می‌شنویم و از حالت چهره او بی‌خبریم.

وسواس

 

قرار عاشقانه خوب

وقتی دوز عاشقانه رابطه پایین می‌آید، واقعیت‌ها نمایان‌تر می‌شوند. وسط قراری که بیر و نیکی رفته‌اند، ایان به بیر زنگ می‌زند و می‌گوید نیکی درباره بیماری پدرش دروغ گفته است. بیر هم این موضوع را از نیکی می‌پرسد. اینجاست که آن پلان معروف اتفاق می‌افتد. نیکی با یک لبخند عصبی از کنترل خارج می‌شود و توجه کل کافه را به خود جلب می‌کند.

Obsession

اوج وسواس نیکی نسبت به بیر را در این سکانس مشاهده می‌کنیم. جنبه منفی دوست داشتن زیاد، خارج شدن از منطق است. نشانه‌های خطرناک بودن نیکی به وضوح قابل تشخیص است. با این وجود بیر ارتباط را ادامه می‌دهد و شب را با هم می‌گذرانند.

ساندویچ گربه

صبح که بیر می‌خواهد بیرون برود، می‌بیند که درب خانه با چسپ پوشیده شده است. نیکی هم پیشنهاد می‌دهد که اگر مشکلی با درب وجود دارد، بهتر است در خانه بماند. بیر با هر زحمتی که هست درب را باز می‌کند؛ ولی باز هم سعی در ادامه همین وضعیت دارد.

وسواس / چسپ زدن درب

در محل کار، سارا به بیر هشدار می‌دهد که نیکی رفتارش عادی نیست. ما از گفتگوی نیکی و بیر قبل از جادو شدن نیکی می‌دانیم که سارا روی بیر کراش است. بنابراین نمی‌توانیم بپذیریم که هشدارهای سارا کاملا دوستانه است و قصد شخصی در آن وجود ندارد.

ایان هم از ابتدا صرفا نقش بازی می‌کرد که می‌خواهد به بیر کمک کند تا به نیکی برسد؛ اما در واقع مانع سر راه بیر می‌گذارد. بعدا متوجه می‌شویم ایان و نیکی رابطه ای فراتر از دوستی عادی داشته‌اند که علنی نشده بود.

پایان این سکانس اولین غافل‌گیری فیلم وسواس (Obsession) را برای مخاطب  به نمایش در می‌آورد. سارا نوشته روی ساندویچ بیر را می‌خواند که نوشته: «دستور (پخت) چیه؟ گربه». می‌فهمیم نیکی گربه بیر که مرده بود را تبدیل به ساندویچ کرده است.

وسواس / ساندویچ گربه

این سکانس و به همراه سکانس بعدی وارد زیرشاخه ترس چندش‌آور می‌شود. بیر وقتی به خانه برمی‌گردد، می‌بیند که نیکی تمام مدت ایستاده بوده و همان‌جا رفع حاجت کرده است. نکته عجیب‌تر این است که چرا بیر همچنان پیش نیکی برمی‌گردد و اصلا با این اتفاقات چگونه حاضر به زندگی در آن شهر است.

بسته بودن همه درها

بیر به شماره پشتیبانی چوب آرزو زنگ می‌زند. مردی که پشت خط است با لحنی خسته می‌گوید راهی برای باطل کردن آرزو نیست و فقط وقتی که بیر بمیرد، نیکی از این طلسم رهایی می‌یابد.

مواجه شدن با این تراژدی بزرگ وقتی با چنین لحنی گفته می‌شود، خود به خود یک موقعیت کمدی را خلق می‌کند. یکی از ویژگی‌های فیلم همین طنزی است که در چند جا به طور تصادفی و طبیعی رخ می‌دهد. این طنز بار سنگین ترس و دلهره را می‌گیرد و به بیننده فرصت تنفس می‌دهد.

 

مهمانی شبانه

ایان یک پارتی شبانه برپا می‌کند؛ اما بیر و نیکی را دعوت نمی‌کند. سپس به بیر می‌گوید تو می‌توانی بیایی اما نیکی را با خودت نیاور. دلیلش هم عجیب شدن رفتارهای نیکی است. با این حال بیر و نیکی با هم به مهمانی می‌روند. حتی یک  شب جدایی از بیر برای نیکی قابل تحمل نیست.

طبق معمول نیکی در مهمانی رفتارهای دیوانه‌وار دارد. آخر مراسم اما انگار این طلسم دچار پارازیت شده و نیکی چندثانیه به وجود قبلی خود برمی‌گردد. در این لحظه یک بطری نوشیدنی را می‌شکند و به قصد خودکشی به خودش ضربه می‌زند.

Obsession / مهمانی شبانه

فاصله بی فاصله

پس از این قائله، بیر باز هم همراه با نیکی به خانه برمی‌گردد. انگار نه انگار که نیکی چقدر خطرناک شده است. بیر می‌پرسد که آیا نیکی واقعا او را دوست دارد؟ آیا نیکی خوشحال است؟ نیکی با چشمی پر از اشک پاسخ می‌دهد: بله! و سپس لبخند شیطانی‌اش برمی‌گردد.

بیر از نیکی می‌خواهد فقط یک شب به خانه خودش برود. نیکی با شنیدن این جمله به شدت دچار اضطراب می‌شود. او بد طوری دچار وسواس (Obsession) نسبت به بیر شده است. بیر خود را یک زندانی می‌بیند که حتی نفس کشیدن هم برایش سخت شده است.

وقتی که بدن نیکی خوابیده است، صدایی فروخورده با بیر صحبت می‌کند. انگار نیکی واقعی هم توسط جادو زندانی شده است. نیکی می‌خواهد بیر فقط وی را بکشد. بیر هنوز هم گویا از کار خود پشیمان نشده است. او از صدای فروخورده می‌پرسد آیا بودن با بیر این‌قدر بد است؟ صدای نیکی زندانی شده هم پاسخ می‌دهد که او هیچ‌وقت با بیر نبوده است. یعنی این فقط بدن نیکی بوده که جادو شده است.

نقد و بررسی سریال Task 2025

همه چیز نابود شد

سارا نصفه شبی به بیر پیام می‌دهد که حرف مهمی دارد و باید حضوری آن را بگوید. آخرین نامه قبولی یا رد شدن سارا برای دانشگاه آمده است. قبل از باز کردن نامه، گفتگوی بین بیر و سارا وارد فاز عاطفی می‌شود. بیر امنیت و آرامش را در وجود سارا احساس می‌کند.

در این لحظه دومین شوک به فیلم وسواس (Obsession) وارد می‌شود. نیکی با یک تکه آجر صورت سارا را له می‌کند. سپس بیر را در آغوش می‌گیرد و می‌گوید همه این‌ها تقصیر تو است. تو این را آرزو کردی؛ ولی خوشحالم که این کار را کردی.

وسواس

اگر بخواهیم تعبیر این حالت را در جهان واقعی پیدا کنیم، باید سری به روابط سمی شبیه وسواس (Obsession) بزنیم. کسی مثل بیر اگر چوب جادویی نداشته باشد، چگونه می‌تواند کسی مثل نیکی را بدست بیاورد؟ جواب ساده است: با تقلب!

نیکی و بیر برای هم ساخته نشده‌اند. بیر در دنیای واقعی با دروغ گفتن، با ابراز علاقه‌های بیش از حد و توخالی، با تلاش در جای اشتباه، با وعده‌های رویایی، و هزاران روش دیگر سعی می‌کند نیکی را جذب خود کند.

قاعدتا نیکی در دنیای واقعی هم باید یک نقطه ضعف روانی داشته باشد که جذب فرد اشتباه شود. طلسم نیکی در دنیای واقعی می‌تواند افسردگی، شخصیت مرزی، شخصیت دوقطبی و یا اختلالی که بتواند به آدم اشتباهی مثل بیر اعتماد کند.

پدر کری بارکر روانپزشک است. نشانه‌های تحلیل روانشناختی در فیلم پیداست و احتمالا کری از پدر خود برای ساخت فیلم کمک گرفته است. منتها سرعت بالای فیلم در روایت به عمق این تحلیل‌ها آسیب می‌زند. شخصیت‌ها با تیپ شخصیتی مربوط به خود معرفی می‌شوند؛ اما لایه‌های شخصیتی آن‌ها مجهول باقی می‌ماند.

این‌که چرا بیر فردی خجالتی است، حس سارا نسبت به نیکی چگونه است، اصلا چرا این گروه نوجوان تنها زندگی می‌کنند، و جزئیات دیگری که می‌توانست شخصیت‌پردازی فیلم وسواس (Obsession) را تکمیل کند.

نقد و بررسی سریال Pluribus (پلوریبوس)

تلاش بی‌فایده

بیر بالاخره تصمیم می‌گیرد این گندی که زده را جمع کند. او به مغازه‌ای رفت که چوب جادویی را آنجا خرید. فروشنده دیگری آنجاست. یک شخصیت فرعی کمیک که اجازه می‌دهد بیننده پس از فاجعه قتل سارا، نفسی دوباره بکشد. فروشنده پیشنهاد می‌دهد فرد دیگری بجز بیر آرزو کند اوضاع درست شود.

بیر هم با چوب بید جادویی پیش ایان می‌رود. اوضاع را برایش تعریف می‌کند و از وی می‌خواهد آرزویی که بیر می‌خواهد را بگوید. ایان این مسئله را جدی نمی‌گیرد و آرزوی یک میلیارد دلار پول نقد می‌کند. همان لحظه باران پول بر ایان نازل می‌شود.

حال پلان نهایی فیلم وسواس (Obsession) بین بیر و نیکی را باید ببینیم. ایان به محض ورود به خانه توسط نیکی کشته می‌شود. بیر از نیکی می‌خواهد آرزو کند که طلسمش باطل شود؛ ولی دیگر چیزی از نیکی واقعی نمانده است. آخرین راه این است که بیر خودکشی کند تا این طلسم شوم باطل شود.

بیر هرکاری می‌کند قدرت خودکشی با تفنگ را ندارد. یک جعبه قرص پیدا می‌کند و همه را یک‌جا قورت می‌دهد. سپس رقص نهایی را نیکی طلسم‌شده انجام می‌دهد. بیر در آغوش نیکی می‌میرد.

نیکی که هنوز طلسمش باطل نشده هم می‌خواهد خودکشی کند که همان لحظه انگار صدای مرگ شیطان درون نیکی را می‌شنویم. نیکی می‌ماند و کوهی از ویرانی که هیچ معلوم نیست باید با آینده آن چه کرد.

وسواس (Obsession) 2025

تحلیل کلی

فیلم وسواس (Obsession) بعنوان یک فیلم مستقل، بسیار تمیز و قابل قبول است. نه تنها ایده فیلم نوآورانه است، بلکه تیم سازنده هم از پس اجرا کردن ایده‌هایشان برآمده‌اند. تدوین صحنه، موسیقی متن، گریم، نورپردازی و تنظیم صدا به طرز عجیبی درست کار می‌کنند. برای یک تیم جوان و کم تجربه این دستاورد بزرگی است.

خیلی از اتفاقات فیلم در فضای مجازی پرتکرار شده است. شکستن چوب آرزو، تغییر ناگهانی چهره معمولی به چهره‌ای با لبخندی شیطانی، آرزوهای گوناگون با عواقب خنده‌دار و چیزهایی از این دست همگی ارجاع به فیلم Obsession می‌دهند. به نظر من اگرچه این ایده‌ها جذاب هستند؛ اما تبدیل به کالت نخواهد شد.

فیلم کالت فیلمی است که یک گروه طرفدار آتشین مخصوص خود را دارد. سکانس‌های چنین فیلمی در فرهنگ جامعه نهادینه می‌شود و مانند ضرب المثل در زبان فارسی حکم یک تکیه‌گاه را بازی می‌کند.

لازمه چنین اتفاقی شخصیت‌پردازی قوی است. شخصیت دود (The Dude) در فیلم لبوفسکی بزرگ عملا یک سبک زندگی است. تمام رفتارهای این شخصیت بیانگر یک زندگی واقعی از دل یک جهان واقعی است. یا در فیلم باشگاه مشت‌زنی، اختلال روانی تایلر دردن کامل پخته می‌شود و بعد از آن عناصر جذابیت فیلم مثل غافلگیری و تعلیق به موفقیت فیلم کمک می‌کنند.

فیلم وسواس خب طبیعی است که چنین ویژگی‌هایی ندارد و از اساس مقایسه‌اش با فیلم‌های کالت اشتباه است. کسی هم انتظار ندارد یک جوان 26 ساله که تازه پا به دنیای سینما گذاشته، خود را در فرهنگ جامعه جاودان کند. این حرف‌ها را صرفا به این دلیل گفتم که نشان دهم فیلم وسواس فاصله بسیار زیادی با کالت شدن دارد.

ایندی ناوارتی که تاکنون تجربه بازیگری حرفه‌ای نداشت، بسیار خوب وظایفش را انجام می‌دهد. وی می‌تواند همزمان حس مظلوم بودن و شرور بودن را در بازی خود اجرا کند. قطعا این بازیگر برای بهتر شدن جای کار دارد و آموزش‌های بیشتری باید ببیند. با این حال احتمالا یکی از ستاره‌های سینما در فیلم وسواس متولد شده است.

بقیه تیم بازیگری اما ضعیف بودند. مخصوصا بازیگر نقش سارا که حتی یک لحظه هم نتوانستم از بازی وی حس دریافت کنم. انگار فقط دیالوگ‌ها را روخوانی می‌کرد. بازیگر نقش ایان و بیر هم فقط در حدی بازی کردند که فضای کلی فیلم آسیب نبیند.

نکته دیگر فیلم خاکستری بودن تمام شخصیت‌ها است. به طور واضح نقش منفی اول فیلم باید بیر باشد که با خودخواهی‌اش کل آن گروه را بدبخت کرد. شخصیت شرور بعدی هم خب نیکی است که نیازی به توضیح ندارد. ایان هم که در طول فیلم فقط دست‌انداز جلوی بیر بود. آخر سر هم تنها امید را به باد داد.

درباره سارا باید بگویم او روی بیر کراش بود و تلاش می‌کرد بیر را از نیکی دور کند. قبل از مرگش هم دیدیم که دارد بیر را وارد فضای عاطفی می‌کند. فارغ از تمام نکات، این عمل خیانت محسوب می‌شود. اگر بازیگر نقش سارا فقط کمی بهتر بازی می‌کرد و در فیلمنامه هم شخصیت‌پردازی عمیق‌تری می‌داشت، مخاطب قطعا بیشترین حس نفرت را به او پیدا می‌کرد.

یکی دیگر از تلاش‌های کارگردان این است که سعی می‌کند بیننده اذیت نشود. سکانس‌های دلهره و ترس محدود هستند. قبل و بعد از هر سکانسی که اوج می‌گیرد هم سکانس‌هایی وجود دارد تا به مخاطب اجازه دهد ضربان قلبش فروکش کند. من بعنوان کسی که جنبه فیلم ترسناک را ندارم از این فرم فیلمسازی لذت بردم. ممکن است کسی که طرفدار ژانر ترسناک باشد، این موضوع برایش خسته‌کننده شود.

درکل این را بگویم کری بارکر فیلمسازی بسیار توانمند و خلاق است. فیلم وسواس (Obsession) یک سکوی پرتاب برای وی بود. در آینده اگر جسارتش در ساختن نماهای وحشتناک بیشتر شود و نیز مطالعه پایه‌ای در دنیای سینما داشته باشد، می‌تواند خود را به کارگردانی درجه 1 تبدیل کند.

به این نوشته امتیاز بدهید

سخن پایانی

فیلم وسواس (Obsession) یک فیلم دلهره‌آور با ایده‌های روانشناختی و جذاب است. تیم جوان و باانگیزه‌ای روی این فیلم کار کرده‌اند. سرگرمی و ترس در فیلم قابل قبول هستند. همچنین رگه‌هایی از ارتباط با واقعیت در این فیلم می‌توانید حس کنید. اگر دنبال فیلمی با حال و هوای تازه هستید و با دیدن صحنه‌های خشن مشکلی ندارید توصیه می‌کنم این فیلم را از دست ندهید.

نقاط خوب

  • جذابیت داستانی و ایده‌های جدید
  • بازی خیلی خوب ایندی ناوارتی
  • هماهنگی عناصر مختلف فیلم (صدا، تصویر، تدوین و...) با وجود تجربه و بودجه کم

نقاط ضعف

  • شخصیت‌پردازی ضعیف
  • تیم بازیگری ضعیف (بجز ایندی ناوارتی)
۷
نمره سایت