در میان استودیوهای ژاپنی، نام Gust بیش از هر چیز با مجموعه Atelier گره خورده است؛ استودیویی که سالهاست بازیهایی با محوریت شخصیتپردازی، روابط انسانی و روایتهای صمیمی تولید میکند. با این حال،استودیو Gust گاهی از منطقه امن خود خارج میشود و سراغ پروژههایی میرود که هویت متفاوتی دارند. مجموعه Blue Reflection یکی از همین تجربههاست؛ فرنچایزی که تلاش میکند عناصر نقشآفرینی ژاپنی را با فضای آثار ژانر «دختران جادویی» ترکیب کند و در عین حال داستانهایی درباره احساسات، اضطرابها، مشکلات روحی و رشد شخصیتی نوجوانان روایت کند. با کریتیکلنز همراه باشید تا نگاهی به دنیای Blue Reflection Quartet داشته باشیم.
جادوی احساسات
این نقد و بررسی پس از 35 ساعت تجربه نسخه Nintendo Switch 2 نوشته شده است.
در سالهای اخیر، آثار زیادی تلاش کردهاند فرمول آشنای «دختران جادویی» را با رویکردی تاریکتر و جدیتر بازآفرینی کنند. با این حال، Blue Reflection مسیر متفاوتی را در پیش گرفته است. تاریکی این مجموعه نه از مرگهای شوکهکننده، خشونت اغراقشده یا پیچشهای داستانی تکاندهنده، بلکه از دل مشکلات واقعی انسانها سرچشمه میگیرد.
شخصیتهای اصلی این مجموعه دانشآموزان دبیرستانی هستند که در ظاهر با مشکلات روزمرهای مانند اختلافات دوستانه، احساس تنهایی، اضطراب، فشارهای اجتماعی و بحران هویت دستوپنجه نرم میکنند. اما پشت این مشکلات ظاهراً ساده، لایهای عمیقتر از احساسات و دغدغههای انسانی نهفته است؛ لایهای که Blue Reflection تلاش میکند آن را با دقت و همدلی به تصویر بکشد.
قهرمانان داستان با ورود به فضاهایی ذهنی و فراواقعی، با تجسم هیولاگونه ترسها، ناامیدیها و زخمهای روحی افراد روبهرو میشوند. به همین دلیل، مبارزات بازی تنها نبرد با موجودات عجیبوغریب نیستند، بلکه بخشی از فرآیند درک و درمان مشکلات شخصیتها به شمار میروند.
اکنون با انتشار Blue Reflection Quartet برای نینتندو سوییچ 2، کویی تکمو و Gust تلاش کردهاند تمام بخشهای این فرنچایز را در قالب یک مجموعه واحد گرد هم بیاورند. این بسته شامل نسخه اصلی Blue Reflection، دنباله آن Blue Reflection: Second Light، اقتباسی از انیمه Blue Reflection Ray و همچنین نسخه بازسازیشده Blue Reflection Sun میشود. روی کاغذ، کالکشن مورد بحث فرصتی ایدهآل برای آشنایی با تمام ابعاد این مجموعه به نظر میرسد؛ اما پرسش اصلی اینجاست که آیا این بسته واقعاً میتواند بهترین دروازه ورود به دنیای Blue Reflection باشد؟
یکی از بزرگترین نقاط قوت مجموعه نیز همین نگاه انسانی به شخصیتها است. به طور کلی Blue Reflection بارها نشان میدهد که چگونه میتوان از دل دغدغههای کوچک و روزمره، داستانهایی تأثیرگذار و بهیادماندنی خلق کرد. شخصیتها به مرور رشد میکنند، روابطشان عمق بیشتری پیدا میکند و مخاطب فرصت مییابد ارتباطی واقعی با آنها برقرار کند.
در میان نقشآفرینیهای ژاپنی، کمتر مجموعهای را میتوان یافت که تا این اندازه بر درک احساسات و مشکلات روانی شخصیتهایش تمرکز داشته باشد. از اضطراب اجتماعی و احساس طردشدگی گرفته تا دشواری برقراری ارتباط با دیگران و تلاش برای پذیرفتن خود، Blue Reflection همواره سعی کرده فراتر از کلیشههای رایج این ژانر حرکت کند و همین مسئله هویتی متمایز به آن بخشیده است.
وقتی جادو جان میگیرد
اگر بخواهیم صادق باشیم، ارزش اصلی Blue Reflection Quartet تقریباً به طور کامل روی دو بازی اصلی مجموعه قرار دارد.
عنوان Blue Reflection نخستین بازی سری، پایههای جهان داستانی این مجموعه را بنا میکند. هرچند سیستمهای گیمپلی آن نسبتاً ساده هستند و از نظر مکانیکی شاید یادآور نقشآفرینیهای دوران پلیاستیشن 2 باشند، اما روایت و شخصیتپردازی آن همچنان جذابیت خود را حفظ کرده است. هرچند خود داستان بسیاری از اوقات خود را ناپخته به مخاطب میشناساند. این ناپختگی روایی شدت احساس و همدلیای که بایستی در بطن روایی قرار داشته باشد را از متن داستان میگیرد و به نحوی، داستان را به پایین میکشد. چرا از کلمه (ناپختگی) استفاده میکنم؟ به عنوان مثال یکی از شخصیتهای اصلی بازی به نام Lime شخصیتی به غایت تک بعدی و نتیجهگرا دارد. در داستانهایی که احساسات بر محیط و متن مقدم است، اضافه کردن شخصیت تک بعدی و نتیجهگرا مانند شمشیر داموکلس بر سر تمام بنیان روایی بازی عمل میکند و در اینجا، همین شمشیر داموکلس خود را بر سر داستان فرود میآورد و کاری را میکند که نباید: شدت احساس و همذات پنداری مخاطب را به پایین میکشد. هرچند این ناپختگی به معنای نبود جذابیت روایی نبوده و نیست.
در سوی دیگر، Blue Reflection: Second Light قرار دارد؛ اثری که بهترین نسخه مجموعه است. این بازی تقریباً در تمامی زمینهها نسبت به نسخه نخست پیشرفت کرده است. شخصیتها عمیقتر شدهاند، روایت انسجام بیشتری پیدا کرده و سیستم مبارزات نیز پویاتر شده است. نکته قابل تامل نبود آن احساس ناپختگی روایی است که در نسخه اول شاهد آن بودیم. داستان دقیقا دست روی همان محورهای روایی اصلیاش میگذارد: احساسات، درک دیگران و همدلی و همبستگی. شخصیتها دیگر مانند آن شمشیر داموکلس بر بالای روایت داستان قرار نگرفتهاند و از هر جهت، پیشرفتی چشمگیر محسوب میشود.
در بخش مبارزات بایستی ذکر کرد که نبردهای نوبتی همچنان هسته اصلی گیمپلی را تشکیل میدهند، اما مکانیک Gear و سیستم پیشروی مبارزات باعث شده نبردها سرعت بیشتری پیدا کنند. بازیکن میتواند زمان مناسب برای اجرای مهارتها را انتخاب کند و در نتیجه کنترل بیشتری روی جریان مبارزه داشته باشد. این تغییرات اگرچه فرمول بازی را متحول نمیکنند، اما تجربهای جذابتر و مدرنتر ارائه میدهند.
نقطه مشترک هر دو بازی، فضای آرام و دلنشین آنهاست. حتی زمانی که داستان وارد موضوعات سنگین و تلخ میشود، حس رفاقت میان شخصیتها و روابط انسانی گرم آنها باعث میشود تجربه بازی هرگز بیش از حد افسردهکننده یا خستهکننده نشود.
Blue Reflection Ray؛ اقتباسی سردرگم میان دو دنیا
متاسفانه کیفیت سایر بخشهای Quartet به سطح دو بازی اصلی نمیرسد.
بازی Blue Reflection Ray که قرار است روایت انیمه میان دو بازی اصلی را پوشش دهد، ضعیفترین شکل ممکن برای اقتباس از آن داستان را انتخاب کرده است. بازیکن در محیطی سرگردان میشود و با جمعآوری قطعات گوی مانند حافظه، صحنههایی از انیمه را مشاهده میکند.
مشکل اصلی اینجاست که اگر انیمه را دیده باشید، محتوای Ray تقریباً هیچ چیز جدیدی برای ارائه ندارد و اگر انیمه را ندیده باشید، روایت آن آنقدر پراکنده و فاقد زمینه است که به سختی میتوان اتفاقات را درک کرد.
در نتیجه Ray نه میتواند جایگزین انیمه باشد و نه مکمل ارزشمندی برای آن محسوب میشود. متاسفانه، تماشای خود انیمه احتمالاً تجربه بسیار بهتری خواهد بود و شما را از سردرگمی و آشفتگی در دنیای روایی داستان خلاص خواهد کرد.
Blue Reflection Sun؛ وقتی یک بازی موبایلی جا نمیافتد
بخش بحثبرانگیز مجموعه بدون شک Blue Reflection Sun است.
این اثر در اصل یک بازی موبایلی Gacha بود که عمر چندان طولانی نداشت و حالا Gust تلاش کرده بقایای آن را به شکلی قابل بازی در Quartet حفظ کند. برخلاف بازی Blue Reflection Ray این بخش حداقل محتوای گیمپلی بیشتری ارائه میدهد و چند ساعت مبارزات اضافی در اختیار بازیکن قرار میدهد، اما مشکلات آن بسیار عمیقتر از کمبود محتوا هستند.
داستان Sun فاصله محسوسی با هویت اصلی مجموعه دارد. برخلاف سایر نسخهها که تمرکز آنها روی دختران جوان و رشد شخصیتی آنهاست، این بار یک شخصیت مرد بینام و بیهویت در مرکز داستان قرار گرفته که عملاً نقش نماینده بازیکن را ایفا میکند.
این تغییر رویکرد باعث شده بسیاری از عناصر داستانی و طراحی شخصیتها حالوهوایی شبیه بازیهای موبایلی مبتنی بر Gacha پیدا کنند؛ رویکردی که نهتنها با روح مجموعه همخوانی ندارد، بلکه در مواردی به کیفیت کلی روایت نیز آسیب میزند.
مشکل دیگر به استفاده بیش از حد از فنسرویس بازمیگردد. هرچند مجموعه Blue Reflection از ابتدا نیز گاهی گرفتار زاویه دوربینهای نامناسب یا تاکید بیش از اندازه روی ظاهر شخصیتها میشد، اما Sun این مسئله را به سطحی بسیار آزاردهندهتر میرساند. در نتیجه بخشی از پیامهای انسانی و احساسی مجموعه زیر سایه تصمیمات عجیب طراحی قرار میگیرد . هرچند لازم به ذکر است که تمامی چهار بازی حال حاضر، برخلاف نسخههای اصلیشان سانسور شدهاند که تا حد مناسبی، این موارد را کاهش میدهند با این حال، برای حفظ هویت فنسرویس مجموعه، موارد بسیاری باقی ماندهاند.
خوشبختانه داستان Sun مستقل از سایر بخشهاست و بازیکنان بدون تجربه آن نیز میتوانند از دو بازی اصلی لذت ببرند.
عملکرد روی سوییچ 2؛ کمتر از حد انتظار
با توجه به عرضه BLUE REFLECTION Quartet روی نینتندو سوییچ 2، انتظار میرفت حداقل شاهد جهشی فنی در اجرای بازیها باشیم. اما واقعیت چندان هیجانانگیز نیست.
هر چهار بخش مجموعه روی رزولوشن 1080p با نرخ 30 فریم بر ثانیه اجرا میشوند و حتی Second Light نیز همیشه نمیتواند این نرخ را کاملاً پایدار حفظ کند. افت فریمها به خصوص در کاتسینها به شدت آزار دهنده است تا حدی که انگار بازی دارد با نرخ فریمی مابین 15 الی 20 اجرا میشود؛ البته ماهیت نوبتی مبارزات باعث میشود این مسئله تاثیر مخربی روی گیمپلی نداشته باشد، اما از مجموعهای که قرار است نسخهای بهبودیافته روی سختافزاری قدرتمندتر باشد، انتظار بیشتری میرفت.
البته برخی بهبودهای کیفی و چند شخصیت قابل بازی جدید در Second Light و بهبود کیفیت بصری در Sun تا حدی این کمبودها را جبران میکنند، اما در مجموع ارتقای فنی آنقدر چشمگیر نیست که بهتنهایی دلیل خرید مجدد بازی باشد.





