هر چند با گذشت سالها، هنوز عناوین سبک شبیه ساز رانندگی کامیون چندان تعداد زیادی ندارند؛ اما عدم عرضه اغلب همین عناوین محدود بر روی کنسولها، دست علاقهمندان این پلتفرم را بیش از پیش خالی گذاشته است. در چنین شرایطی، بازی Truck Driver: The Dutch Connection تلاش میکند تا تجربهای مستقل از رانندگی با کامیون را در اختیار کاربران کنسول قرار دهد؛ عنوانی که اگرچه ریشههای خود را از مجموعه Truck Driver به ارث برده، اما این بار با تمرکز بر جادهها و شهرهای الهامگرفته از کشور هلند، قصد دارد تجربهای متفاوت را پیش روی بازیکنان قرار دهد. آیا این عنوان در واقع میتواند جای خالی آثاری مانند Euro Truck Simulator 2 را در کنسولها پر کند؟ در این مقاله قصد داریم به سراغ بررسی این عنوان رفته و ببینیم که میتوان روی این عنوان حساب کرد یا خیر. با ما در کریتیکلنز همراه باشید.
این نقد و بررسی بر اساس نسخه مخصوص منتقدین، و پس از 12 ساعت تجربه بازی در پلتفرم PS5 انجام شده است.
«جاده، باران و دیگر هیچ»
روزگار یک راننده کامیون
زمانی که از سبک شبیه ساز صحبت میکنیم، به طور معمول باید انتظار ساز و کارهایی برای ایجاد و رشد یک امپراتوری را در بازی داشته باشیم؛ همچنین اغلب این عناوین به دلیل ماهیت آنها، داستان یا نقطه پایانی برای آن ندارند. با این حال SOEDESCO قصد دارد با اضافه کردن بخش داستانی به بازی Truck Driver: The Dutch Connection این فرمول را تغییر دهد. در این بخش فیلیکس (Felix) به عنوان یک راننده کامیون کارکشته و قدیمی پس از سالها پا به اروپا میگذارد تا حس و حال رانندگی در جادههای زیبای کشور هلند را تجربه کند. البته او در این مسیر تنها نیست و لوکاس (Lucas) به عنوان جوانی تازه کار که اخیرا یک تصادف سخت را پشت سر گذرانده در ادامه مسیر به او ملحق خواهد شد. هر مرحله حول انتقال یک محموله شکل گرفته و بازیکن باید آن را مطابق مأموریت به یک یا چند مقصد مشخص برساند. در این روند داستانی، خبری از اتفاقات غیرمنتظره یا لحظات هیجان انگیز نیست؛ بلکه بهنظر میرسد هدف توسعه دهندگان از ایجاد بخش داستانی، بازگو کردن زندگی روزمره رانندههای تریلی است. افرادی که بخش زیادی از وقت خود را در جادهها و به دور از خانواده میگذرانند تا روند ارسال و دریافت کالاها متوقف نشود. روند روایت داستانی بازی ساده است و تقریبا میتواند آنچه را که در هدف خود دارد منتقل کند اما این موضوع به قیمت یکنواختی و تکراری شدن بازی تمام شده است؛ از این رو مخاطب باید تحمل این یکنواختی را داشته باشد. زمانی که با یک بازی شبیه ساز تمام عیار طرف هستیم، از روال بیانتهای بازی آگاهیم و همین موضوع باعث خواهد شد تا استراتژی خود را بچینیم اما زمانی که صحبت از حضور یک بخش داستانی و نقطه شروع و پایان بازی میشود، تصوری متفاوت در ذهن هر فرد نقش میبندد؛ از این رو انتظارات نیز تغییر خواهند کرد. در نتیجه، زمانی که این روند روایی نیز پس از مدتی دچار تکرار و یکنواختی میشود، ذهنیتی که بازی از ابتدا برای مخاطب ساخته بود به تدریج از بین رفته و ارزش تجربه آن نیز کاهش پیدا میکند.
با این حال، بازی Truck Driver: The Dutch Connection در نشان دادن زندگی پشت فرمان عملکرد بدی نداشته و یکی از نکات مثبتی که در طول بازی میتوان حس کرد، پرداخت شخصیتهای آن است. فیلیکس که بیش از 50 سال سن دارد، شخصیتی سنتی و پختهتری را بروز میدهد و این موضوع را میتوان در مکالمات او با اطرافیان و حتی دستیار هوش مصنوعی حس کرد؛ اما در مقابل لوکاس که حدود 25 سال سن دارد شخصیتی جاهطلب و سرسختی دارد که به دنبال دستیابی به آرزوهای خویش است. تفاوت سنی و دیدگاههای هر کدام از شخصیتها باعث شده تا شاهد مکالمات جالبی با اطرافیان هر کدام از آنها باشیم. این موضوع به طور مستقیم دید متفاوتی را نسبت به زندگی و همچنین شغل رانندگی کامیون ایجاد میکند. البته اگر محتوای داستانی و زندگی روزمره یک راننده کامیون شما را راضی نمیکند، توسعه دهندگان بخش گردش آزادانه (Free Roaming) را هم برای بازی در نظر گرفتند که تقریباً مشابه آنچه که باید در یک بازی شبیه ساز معمولی وجود داشته باشد، است. در این حالت شما آزاد هستید که محمولههای موجود در نقشه بازی را به انتخاب خودتان به مقصد برسانید و در ازای آن پول و تجربه کسب کرده و از آن در ارتقاء کامیون خود و حتی خرید کامیونهای دیگر استفاده کنید. هرچند این بخش هم فاصله قابل توجهی با نمونههای شاخص این سبک دارد، اما در مجموع امکانات پایهای مورد انتظار از یک شبیه ساز رانندگی کامیون را در اختیار بازیکن قرار میدهد.
کامیون فرمان بریده
اگر بخواهیم Truck Driver: The Dutch Connection را تنها بر اساس فهرست قابلیتهای آن قضاوت کنیم، در نگاه نخست همه چیز امیدوار کننده به نظر میرسد. میتوان گفت بازی تقریباً تمام مکانیزمهای پایه مورد انتظار از یک شبیه ساز کامیون را در خود جای داده است؛ از جمله این مکانیزمها میتوان به سیستم سوختگیری، استراحت راننده، تعمیر کامیون، ارتقای قطعات و کسب درآمد برای خرید خودروهای جدید اشاره کرد. اما مشکل از جایی آغاز میشود که این مکانیزمها در عمل نمیتوانند آنگونه که باید در کنار یکدیگر قرار گرفته و تجربه درخوری را خلق کنند. مهمترین ضعف بازی یعنی هندلینگ کامیون، در همان دقایق ابتدایی خود را نشان میدهد. به طور معمول زمانی که صحبت از هدایت یک وسیله نقلیه چند تنی میشود، بازیکن انتظار رفتار سنگین، قابل پیشبینی و متناسب با ابعاد کامیون را دارد؛ انتظاری که بسیاری از آثار هم سبک نیز به خوبی آن را برآورده کردند؛ این در حالی است که بخش هندلینگ Truck Driver: The Dutch Connection عملکرد بسیار بدی دارد و این موضوع به ویژه هنگام رانندگی در بزرگراهها و آزادراهها بیشتر خود را نشان میدهد؛ جایی که حتی یک تغییر مسیر ساده برای سبقت گرفتن نیز میتواند به از دست رفتن کنترل کامیون و برخورد با سایر خودروها منجر شود. در کنار این مسئله، عملکرد سیستم ترمز نیز چندان رضایت بخش نیست و در بسیاری از مواقع، واکنش کامیون با انتظاری که بازیکن از فاصله ترمز دارد، همخوانی ندارد. مشکلات بازی به همینجا ختم نمیشوند و سیستم فیزیک نیز وضعیت چندان مطلوبی ندارد. عکس العملهای عجیب در ضربات و وجود موانع نامرئی در اغلب استراحتگاهها از جمله مشکلات فیزیک بازی است. با توجه به این مشکلات میتوان گفت که بسیاری از تصادفها بیش از آنکه نتیجه اشتباه راننده باشند، حاصل ضعف طراحی سیستم رانندگی بازی است.
اما مشکلات تنها به رانندگی محدود نمیشوند، ابزارهای کمکی رانندگی نیز دارای محدودیتها و مشکلاتی هستند. برای مثال، آینههای جانبی دارای مشکلات گرافیکی از جمله قفل 30 فریم بر ثانیه و نوعی افکت که باعث عدم شفافیت آینه میشود، هستند و از طرفی آینههای کمکی که بر روی تصویر بازی اضافه میشوند نیز بسیار کوچک و غیر قابل شخصی سازی هستند. یکی دیگر از مشکلاتی که در طول بازی میتوان دید، ضعف هوش مصنوعی است. سایر خودروهایی که در سطح شهر یا جادهها درحال حرکت هستند، بدون هیچ هشدار یا منطق مشخصی تغییر مسیر میدهند یا حتی در جایی که باید ترمز کنند به صورت ناگهانی سرعت خود را افزایش میدهند از همین رو، برخوردهای ناخواسته و ترافیکهای غیرمنطقی در طول رانندگی، بهویژه در محیطهای شهری، اتفاقی رایج هستند. از سوی دیگر بازی سیستم کسب درآمد و تجربه را در اختیار بازیکنان قرار داده است اما این موضوع در بخش داستانی کارایی خاصی ندارد و در عمل این عناصر در بخش گردش آزادانه تا حدودی میتوانند کارایی داشته باشند. در نهایت باید گفت که یک شبیه ساز زمانی عملکرد موفقی دارد که تمام اجزای آن دارای قاعده و انسجام با یکدیگر باشند؛ در چنین شرایطی بازیکن میداند که در صورت رعایت این قواعد کنترل بازی در دستان او است. اما زمانی که اجزای مختلف بازی، از فیزیک رانندگی و ترمزها گرفته تا هوش مصنوعی و سیستم آسیبپذیری، هر کدام ساز خود را میزنند؛ دیگر آن حس اعتماد میان بازیکن و بازی شکل نمیگیرد و در نتیجه، ارزش تجربه اثر نیز به سرعت کاهش پیدا میکند.
بار سنگین جزئیات
یکی از مواردی که از همان ابتدای تجربه Truck Driver: The Dutch Connection توجه را به خود جلب میکند، استفاده بازی از موتور Unreal Engine 5 است؛ موتوری که انتظار میرود در کنار امکانات مدرن مانند رهگیری پرتو و نورپردازی پیشرفته، جزئیات گرافیکی نسل نهمی را همراه خود داشته باشد. اما خروجی نهایی فاصله قابل توجهی با انتظارات دارد. بازی از نظر کیفیت بصری بافتها، نورپردازی و سایه زنیها بیش از آنکه یادآور یک اثر نسل نهمی باشد، شباهت زیادی به عناوین اواخر نسل هشتم دارد؛ اما اوضاع زمانی بدتر میشود که همین کیفیت بصری هم فشار قابل توجهی به سختافزار وارد میکند. نسخه پلی استیشن 5 دارای سه حالت گرافیکی است که در حالت پایه (Fidelity) بازی بر روی 30 فریم بر ثانیه قفل بوده و در نهایت حالت Performance با فدا کردن بخشی از جزئیات بازی به حالت 60 فریم بر ثانیه میرسد. این در حالی است که نقشه بازی وسعت چندانی ندارد، شهرها در ابعاد کوچک طراحی شدند و تعداد خودروها و جزئیات محیطی نیز در بسیاری از مناطق محدود است. از همین رو، افت عملکرد بازی بیش از آنکه ناشی از مقیاس جهان آن باشد، نتیجه بهینه سازی نامناسب و استفاده نه چندان مؤثر از ظرفیتهای موتور Unreal Engine 5 بهنظر میرسد. با این حال، نمیتوان از معدود نقاط قوت گرافیکی بازی نیز چشم پوشی کرد. افکت بارش باران، رعد و برق و تغییرات آب و هوا از جمله بخشهایی هستند که کیفیت قابل قبولی دارند و در برخی لحظات حتی میتوانند فضای رانندگی را دلنشینتر کنند. اما همین بخش نیز بینقص نیست. بازتاب نور روی شیشه جلو در حالت اول شخص، به ویژه هنگام رانندگی در جادههای خیس، مشکلات متعددی ایجاد میکن؛ به عنوان مثال کشیدگی نور چراغهای خیابان یا خودروهای دیگر، دید راننده را تحت تأثیر قرار میدهد. این مشکلات حتی در شرایط آب و هوایی عادی نیز تا حدی مشاهده میشوند و نشان میدهند سیستم بازتاب نور بازی دچار مشکلات بسیاری است. در نتیجه، استفاده از Unreal Engine 5 بیش از آنکه یک مزیت فنی برای بازی باشد، به مشخصه تبلیغاتی تبدیل شده است.
طراحیهای محیطی بازی از جمله ساختمانها، جادهها و طبیعت در مجموع قابل قبول هستند اما تا نقطه ایدهآل فاصله زیادی دارند. در بخش کامیونها شاهد طراحی مناسب اروپایی هستیم اما از آنجایی که بازی از مدلهای لایسنس شده اعم از برندهای SCANIA، Mercedes Benz، Volvo، DAF و غیره استفاده نمیکند بازی بخشی از هویت خود را از دست داده است. نبود برندهای شناختهشده باعث میشود حس رانندگی با کامیونهای محبوب این صنعت هرگز به بازیکن منتقل نشود؛ موضوعی که برای علاقهمندان این سبک اهمیت قابل توجهی دارد. علاوه بر این موضوع باید این نکته را هم اضافه کنم که بازی به نسبت سایر عناوین این سبک، تنوع کمتری در بخش کامیونها دارد اما در بخش شخصی سازیها عملکرد آن قابل قبول ارزیابی میشود. قابلیتهای شخصیسازی نیز تنها به تغییرات ظاهری محدود نشده و شامل ارتقاءهای فنی مانند موتور، جعبه دنده و لاستیکها نیز میشود. از این رو اگر تنوع کامیونهای بازی را فاکتور بگیریم احتمالا امکانات شخصی سازی آن میتواند شما را راضی نگه دارد.
بازی در بخش صداگذاری هم وضعیت جالبی ندارد. مهمترین مشکلی که در این بخش به وضوح شنیده میشود عدم هماهنگی و ارتباط درست بین صدای موتور با سرعت، دنده و دور موتور است. علاوه بر این حتی صدای ترمز بادی کامیون هم ثابت است در حالی که اغلب عناوین هم سبک حداقل در این بخش تنوع لازم را دارند؛ در نتیجه، کامیونها برخلاف ظاهرشان، از نظر شنیداری حس یک وسیله نقلیه سنگین را منتقل نمیکنند. یکی دیگر از مشکلات مطرح صداگذاری محیطی بازی است. در صورتی که از دوربین سوم شخص کامیون را کنترل کنید به طور معمول باید صدای محیطی متناسب با فضای اطراف را بشنوید در حالی صدای محیطی بازی Truck Driver: The Dutch Connection در اغلب موارد تناسب کافی با محیط پیرامون ندارد. شاید تنها بخشی که در صداگذاری قابل قبول است، صداگذاری شخصیتها در هنگام مکالمه با یکدیگر است.
اما اوضاع در بخش موسیقی متن کمی متفاوت است. ایستگاههای رادیویی متنوع، مجموعهای از قطعات مناسب برای سلیقههای مختلف را در اختیار بازیکن قرار میدهند و تا حدی از یکنواختی سفرهای طولانی جلوگیری میکنند. هرچند نبود قطعات باکلام ممکن است برای برخی مخاطبان کمی ناامیدکننده باشد، اما در مجموع، رادیو بازی یکی از معدود بخشهایی است که میتواند در طول رانندگی همراه خوبی برای بازیکن باشد.







