بیشتر از 10 سال پیش بود که اولین نسخه از سه گانه Coma توسط استودیوی Devespresso Games، واقع در کره جنوبی منتشر شد و توانست قصه جالبی از دل بعضی ضدفرنگهای کره روایت کند که در عین حال که سرگرمکننده بود، میتوانست مخاطب را با زاویه جدیدی از فرهنگ این ملت آشنا کند که نیاز به اصلاح داشت. بعدتر نسخه دوم نیز در بحبوحه کرونا عرضه شد و با وجود ادامه همان مسیر روایی سابق، توانست عملکرد خیلی بهتری نسبت به بازی اول داشته باشد. حالا آخرین بازی این سه گانه با نام The Coma 3: Bloodlines به عنوان پایانی بر این مجموعه ترسناک دو بعدی منتشر شده، که گرچه جاه طلبیهای خودش را دارد، اما میتوان با اطمینان گفت از نظر کیفیت حتی نزدیک دو نسخه قبلی خود هم نمیشود. در ادامه با بررسی بازی The Coma 3: Bloodlines همراه کریتیکلنز باشید.
پایان ناگوار
این نقد و بررسی بر اساس نسخه مخصوص منتقدین، و پس از 4 ساعت تجربه بازی در پلتفرم PC انجام شده است.

بازی The Coma 3: Bloodlines که اثری دو بعدی و در ژانر ران اند هاید است و بیشتر روی عنصر قایم باشک تمرکز دارد، همانند دو نسخه قبلی مجموعه دوباره حول محور کاراکترهای مدرسه Sehwa میچرخد و در تصمیمی که شاید فقط از دور جالب به نظر برسد، به جای یک کاراکتر قابل بازی، سه شخصیت قابل بازی در خود جای داده. یونگهو، شخصیت اصلی نسخه اول، مینا، کاراکتر اصلی نسخه دوم، و سونگ، دشمن اصلی در بازی دوم، سه شخصیت قابل بازی Coma 3 هستند که پیوسته نبودن خطوط رواییشان، باعث درهم پیچیده شدن و در نهایت از دست رفتن جذابیت داستان اصلی میشود. در این بازی شما باید هر سه این شخصیتها را کنترل کنید و دوباره به دنیای وارونه Coma برگردید، جایی که قلمرو سایههاست و بعد تاریک هر کس در آن میتواند به دنبال شما باشد.
همانطور که گفته شد، بازی سه خط روایی اصلی دارد که با توجه به تفاوت هر کدام از ابتدا تا میانه داستان، میتوان حتی ادعا کرد که بازی Coma 3 یک داستان واحد ندارد. اگر نسخه قبلی Coma را بازی کرده باشید، حتما به خاطر دارید که بازی دو پایان داشت که هر کدام نتایج مختلفی به دنبال داشتند و بازیکن با توجه به تصمیماتش، میتوانست به یکی از این دو برسد. Coma 3 انگار هر دو این پایانبندیها را با هم ترکیب کرده، و بر اساس آش شله قلمکاری که به دست آمده، قصهای تعریف کرده که حتی طرفداران سری هم از درک کامل آن عاجز خواهند بود.
روایت خسته کننده
برخلاف Coma 2، که از یادداشتها، قصهگویی محیطی، و دیالوگهای شخصیتهای غیر مهم سعی میکرد داستان جهان Coma را جلو ببرد، Coma 3 حتی همین کار را هم نمیکند و یکی دیگر از راههای قصهسرایی را نادیده میگیرد. نسخه سوم به شکل عجیبی صرفا روی یادداشتها تمرکز دارد، و مثل دیوانهای که فقط قادر به نوشتن یادداشت باشد، شما را در دریایی از نوشتههای غیرضروری غرق میکند که بعد از خواندن هر کدام احتمالا فحشی نثار نویسندگان این بخش خواهید کرد. قصهگویی محیطی هم که از نقاط قوت Coma و مخصوصا نسخه دوم بود، در این بازی به کل کنار گذاشته شده و سازنده تصمیم گرفته به جای آن، از طرحهای احتمالا هوش مصنوعی استفاده کند و فقط پنلهایی خلق کند که از نظر بصری -گاهی- جالب به نظر میرسند و اغلب هیچ معنای خاصی پشتشان نیست. دیالوگهای بازی هم افت کیفیت زیادی نسبت به نسخه قبل داشتهاند، و مثل تعداد دیگری از بازیهای ویدیویی همین سبک، در تلاش خود برای جذب مخاطبان امروزی، کیفیت و ادبیات را قربانی کردهاند تا شخصیتهایی آبکی و «خفن» خلق کنند که البته تیرشان به هدف نخورده.
فلسفه سوخته

نکته دیگری که در ابتدای متن به آن اشاره شد، این بود که استودیو با هر دو بازی قبلی کما قصد داشت به برخی فرهنگهای زشت جامعه کره، مخصوصا در خصوص دانش آموزان دبیرستانی بپردازد تا بلکه بتواند تاثیری بالاتر از سرگرمی صرف داشته باشد. The Coma 3: Bloodlines به کل این فلسفه بازی را پشت گوش انداخته و طوری رفتار میکند که انگار روحش هم از دو بازی قبلی بیخبر است. بازی سوم تبدیل به یک اثر ترسناک جنریک شده، که امثالش را میتوانید در بازیهای بزرگ و کوچک زیادی پیدا کنید. این شاید ناراحت کنندهترین چیزی باشد که در کما 3 رخ داده، و باعث شده این مجموعه با داستانی به نقطه پایان برسد که سزاوارش نبود.
نکتهای که البته اشاره به آن شاید خالی از لطف نباشد این است که موضوعاتی که تا الان ذکر شدند، در صورتی به وضوح شما را اذیت خواهند کرد که طرفدار مجموعه باشید، نسخههای قبلی را تجربه کرده باشید، و منتظر یک پایان در خور برای این داستان متفاوت و ترسناک بوده باشید. در غیر اینصورت، شاید حتی با قصه و روایت Coma 3 مشکلی نداشته باشید و بازی از این منظر برایتان لذت بخش باشد.
گیمپلی ناقص
اما وقتی از موضوعات قابل بحث و شاید سلیقهای که عبور میکنیم، به مسائل واضح و عیانتر میرسیم که به سختی میتوان توجیهی برای بد بودنشان آورد. همانطور که حتما تا الان متوجه شدهاید، بازی The Coma 3 یک اثر دو بعدی است که هسته اصلی گیمپلی در فرار کردن از دست استاکری است که میخواهد شما را به قتل برساند. دنیای کما هیولاهای مختلفی دارد که در بازی سوم به گستردگی و تنوع این موجودات پرداخته شده، و میتوانیم ببینیم که بازی قصد داشته برای بزرگتر کردن دسترسی خود به مکانیکهای مختلف، بعضی المانهای مربوط به Lore بازی را کنار بگذارد. برای مثال یکی از سه شخصیتی که در بازی کنترلشان را بر عهده دارید، یونگهو است که با در دست داشتن چاقویی به اسم Necroblade، قادر به شکار هیولاهای حاضر در جهان کماست، و برای اولین بار شما را در برابر این موجودات مخوف مجهز میسازد.
اضافه شدن این قابلیت در نسخه سوم میتوانست کاری کند که درگیریها، فرار کردنها و قایم شدنها رنگ و بوی تازهای به خود بگیرند، و حتی ترکیب آن با مکانیک ساخت و ساز که در بازی دوم معرفی شد، میتوانست بخش یونگهو را که طولانیترین خط روایی از بین سه شخصیت اصلی را به خود اختصاص داده، تبدیل به تجربهای جذاب و کمی اکشن کند. در کمال تعجب بازی کل سیستم ساخت و ساز را ککنار گذاشته، و به جای آن آیتمهایی در اختیار شما میگذارد که میتوانید با استفاده از آنها سلامتی یا انرژی خود را بزایابی کنید، یا با باندپیچی، اثرات خونریزی را متوقف کنید. جدا از اینکه این آیتمها هم کاربرد خیلی کمی در طول بازی دارند، نحوه استفاده یا شیوه مدیریتشان بسیار احمقانه و ابتدایی است.
وقتی شما حین کنترل کاراکتر یونگهو چند آیتم مخصوص سلامتی بخرید، این وسیله فقط در اختیار یونگهو قرار میگیرد، اما وقتی بازی روی شخصیت دوم (مثلا مینا یا سونگ) سوییچ میکند، از میزان پولی که در اختیار داشتند کاسته میشود، چون کمی قبلتر یونگهو از آن استفاده کرده بود. این صرفا یک مثال از ناقص بودن مکانیکهای بسیار ابتدایی داخل بازی است، و نمیتوان آن را بهانهای برای چالش برانگیزتر شدن بازی هم در نظر گرفت. UI بازی هم به این ترکیب مسخره اضافه شده، و به جای اینکه تمام آیتمهای یک کتگوری را در یک slot قرار دهد، هر کدام را به عنوان یک آیتم جداگانه در نظر میگیرد که به سادگی باعث طولانی و طاقتفرساتر شدن مدیریت آیتمهای شما میشود. همه این موارد در کنار هم تجربه بازی را سختتر از قبل میکنند، و اگر مدت زمان کوتاه بازی نبود، احتمالا تمام کردن بازی را کمارزشتر از پیش هم میساختند.
چالشهای تکراری

در کنار مبارزاتی که اصلا ارزش توجه ندارند (و حتی فرار و ترک صحنه مبارزه از تجربه آنها بهتر است)، یکی دیگر از المانهای اصلی گیمپلی در بازیهای The Coma، معماهای آن بوده است. شاید مقایسه مداوم بازی با نسخههای قبلی چندان به مذاقتان خوش نیاید، اما حقیقتا وقتی به Coma 2 فکر میکنیم، میتوانیم ببینیم که سازندگان بازی چقدر در طراحی معما و پازل کمکاری کردهاند و چندین مرحله نسبت به نسخه دوم پسرفت داشتهاند. برخلاف نسخههای قبلی که با معماهای مختلف، جذاب، چالشی و به اندازه پر شده بودند، بازی The Coma 3: Bloodlines انگار فقط یک نوع معما بلد است و آن هم پیدا کردن رمز در اتاقهای مختلف است. شما نیمی از 4 یا 5 ساعت تجربهتان از کما 3 را به پیدا کردن اعدادی خواهید پرداخت که یا دری را باز میکنند، یا دسترسی به یک کامپیوتر را برایتان ممکن میسازند، یا هم صندوقچهای را برایتان میگشایند.
این کمبود خلاقیت در جای جای بازی و بخشهای مختلف گیمپلی دیده میشود و کاری میکند که از یک جا به بعد حالتان از حل کردن معما به هم بخورد. نبود تعادل در سختی این معماها نیز مزید بر علت است و نشان میدهد که سازنده اصلا به این فکر نمیکرده که شاید اگر سطح دشواری معماها از ابتدا تا انتهای داستان کم کم بیشتر میشد نتیجه بهتری پیدا میکرد.
متاسفانه The Coma 3: Bloodlines یکی از ناامیدکنندهترین بازیهایی است که در سال 2026 تجربه کردم، و یکی از بدترین پایانبندیهای ممکن برای این مجموعه دوست داشتنی و کوچک را رقم میزند. نسخه سوم بازی کما در حدی بد است که شاید حتی بازیهای قبلی را هم تحت الشعاع قرار دهد و اگر کسی قصد تجربه کامل این سه گانه را داشته باشد، بهتر است که با علم به این ماجرا وارد داستان شود که پایان سه گانه قرار نیست چندان به مذاقش خوش بیاید.




